X
تبلیغات
حقوق خانواده و قانون
 
حقوق خانواده و قانون
 
 
مسائل خانواده و ارتباط حقوق خانواده با قانون
 

دوشنبه 2 آبان1384 ساعت: 18:32

نويسنده: هومن

جناب انصاف و قانون سلام عرض میکنم
از توجه تان صمیمانه سپاسگزارم
از اینکه درد دیگران را درک کرده و تلاش میکنید به آنان یاری رسانید از شما بینهایت تشکر میکنم
از شما عاجزانه تقاضا دارم هرچه اطلاعات راجع به این موضوع دارید برایم میل نمایید اصلا" ایمیلتان را بگذارید برایتان شماره تلفنم را میفرستم تا از طریق حضوری خدمتتان آمده اگر مطلبی هست که برایم راهگشا میباشد آنرا دریافت نمایم
کماکان بی صبرانه منتظر شما هستم
تشکیل دادگاه قریب الوقوع میباشد تورا به خدا اگر میتوانید کمکی کنید کمی تعجیل نمایید
بازهم مراتب قدردانی خویش را پیشاپیش اعلام مینمایم

 

چهارشنبه 4 آبان1384 ساعت: 12:5

نويسنده: butterfly

درود بی پایان بر تو
مهربان آیا ضروریست همه حقایق را خانواده دو طرف نیز بدانند؟؟؟

 

شنبه 7 آبان1384 ساعت: 6:26

نويسنده: صبا

با سلام خدمت جناب انصاف قانون و همه دوستان
درست است که هیچ زوجی صد درصد با هم تفاهم ندارند اما برای ادامه معنی دار و هدفمند زوجیت به یک درصد خوب از تفاهم نیاز داریم.خیلی ها دارند با درصد بسیار ناچیزی از تفاهم ادامه می دهند در حالی از این ادامه رنج می کشند و از آمال و اعتقادات و استعداد ها و تواناییهاشان دور می شوند و عده کمی هم هستند که تا اختلاف کوچکی پیش آمد یاد جدایی می کنند و هر دو اینها همانطور که جناب انصاف فرمودند ناشی از نگرش خانواده و محیط آنها نسبت به طلاق است.
مهریه دینی است که شرع و قانون آنرا بر عهده مرد قرار داده و چه کم و چه زیاد چه در حیات و چه حتی ممات باید بپردازد و اگر مرد فوت کند مهریه زن حتی به طلب طلبکاران دیگر مرد ممتاز است
تا جایی که بنده می دانم در ایران اگر خانم بخواهد جدا شود قانون فقط در موارد معدودی این حق را به او و در سایر مواری که زندگی عقلا و شرعا غیر قابل ادامه است وقانون ناقص است و آقای شوهر هم از روی لجاجت و ... حاضر به طلاق دادن نمی شود خانم مجبور است از طریق اجرای مهریه او را تحت فشار بگذارد . واقعیت این است که خانم راهی جز این ندارد.آیا در حالی که عقلش این زندگی را به درستی محکوم می کند باید در حالی که نه قانون و نه شحص همسر به این تشخیص و خواست او احترام نگذاشته اند باید بایستد و منتظر شود شاید روزی قانون حقی برای او قائل شود.
فکر نمی کنم اگر در جایی که مرد زن را طلاق می دهد جز حقوق مسلمی که برعهده دارد (مهریه و نفقه )و در حالت عادی هم بر گردن اوست چیزی به زن به عنوان خسارت معنوی و مادی به طور جداگانه پرداخت شود که حالا ما نگران باشیم که خسارت مادی و معنوی مرد را چه کسی جبران می کند.(گرچه حق آن است که برای هر دو طرف جبران شود)
همگی اگر چه فقط در دل اقرار می کنیم آسیبی که زن از این بابت متحمل می شود اگر از نظر مادی بیشتر نباشد از نظر معنوی بیشتر است و از نظر اجتماعی هم آسیب بیشتری خواهد دید
ذکر این نکته را کاملا لازم می دانم من هم قبول دارم لزوما بعد از طلاق زندگی تبدیل به مدینه فاضله نمی شود و مشکلات کاملا خاص بعد از طلاق گریبان مرد و بیشتر زن را می گیرد مثل مشکل ازدواج مناسب و یا مشکل فرزندان و حتما باید بین این آسیب و آسیب ادامه زندگی مشترک سبک و سنگین کند تا از چاه به چاه نیفتد.

 

شنبه 14 آبان1384 ساعت: 17:11

نويسنده: mina

با سلام با نظرات مدیر سایت موافقم توجه داشته باشید که روایت است که هیچ چیز قادر به لرزه در اوردن عرش الهی نیست الا طلاق خصوصا طلاقی که منشا توهم وخیال و اینکه علاقه ندارم وتفاهم نداریم و از این حرفها باشد
اینها هنوز زندگی نکرده اند و نمیدانند مشکلات چیست
باتشکر- پایدار باشید

 

يکشنبه 15 آبان1384 ساعت: 11:59

نويسنده: صبا

منظور از عدم تفاهم انواع سوسول بازی نیست داریم از نوعی از عدم تفاهم واقعی صحبت می کنیم .بله طلاق حلال مغضوب الهی است . کسی که طلاق می گیرد و به طور بسیار خاص خانمی که طلاق می گیرد با مشکلات عذاب دهنده ای رو به رو خواهد بود و کسی منکر این نیست نکته این است که گاهی اوقات خسارتی ک شخص از ادامه زندگی متحمل می شود از خسارت بسیاری که از طلاق به او وارد می شود هم بیشتر خواهد بود. اول دقت بسیار در انتخاب و اگر اولی رعایت نشد دوم سعی در ادامه اما اگر واقعا عدم تناسب قابل اغماض نیست طلاق هر چه زودتر که به تعویق افتادنش عوارض جانبی را بیشتر می کند( مانند آمدن کودکان بی گناه به یک زندگی ناسالم).

 

دوشنبه 16 آبان1384 ساعت: 18:40

نويسنده: علی

به نظر من باید حقوق زن و مرد کاملا با یکدیگر یکسان باشد. در قوانین ما حقوقی برای زن و مرد وجود دارد که با یکدیگر مساوی نیست. به عنوان مثال برای زن مهریه و برای مرد حق طلاق را قرار داده اند. ضمناً همه فکر می کنند که باید با سخت تر کردن طلاق از این امر ناپسند جلوگیری کنند در حالی که با اینکار ضرر و زیان ناشی از طلاق برای هر دو طرف به حداکثر می رسد. من پارسال با دختری ازدواج کردم که این امر با رضایت کامل و حتی اصرار ایشان همراه بود اما بعد از گذشت یک ماه از عقدمان ابراز پشیمانی کرد و برای اینکه مرا وادار به طلاق کند از هر عمل ناجوانمردانه ای فروگذار نکرد حتی بعد از اینکه مرا متقاعد به طلاق کرد سعی کرد طوری عمل کند که همه کاسه کوزه ها سر من بشکند و حالا هم مهریه اش را به اجرا گذاشته است. فکر می کنم دلیل او برای اینکار علاوه بر انسان نبودن این باشد که به از لحاظ قانونی و عرفی حق طلاق به او داده نشده بود.

 

سه شنبه 17 آبان1384 ساعت: 14:5

نويسنده: amin

با سلام در جواب برادر عزیزم علی عرض کنم که زن نیز اجازه طلاق دارد یکی از دوستان من سال گذشته با دختری ازدواج نمود بعد از 6 ماه میانه انها بهم خورد دختر بلافاصله درخواست طلاق نمود وعنوان نمود که از شوهر کراهت دارد دادگاه حکم کرد که مهریه بخشیده و چیزی اضافه نیز ب÷ردازد که با توجه به تمکن مالی دختر این کار انجام و ظرف 1ماه طلاق خلع صادر شد که گفته است که نمتواند طلاق بگیرد به نظر میرسد دادگاه ها و قضات هر یک به روشی خودسرانه عمل میکنند.متشکراز سایت

 

جمعه 20 آبان1384 ساعت: 7:42

نويسنده: سرو

با سلام خدمت مدیر محترم سایت خوب انصاف
یک سوال:
با توجه به اینکه اکثریت مراجعه کنندگان به سایت را افراد درگیر تشکیل میدهند وبا عنایت به ناشی بودن افراد از لحاظ حقوقی از مدیر محترم سایت که تجربیات وعلم مربوطه را دارند تقاضا میشود 1- در خصوص تجدید نظر رای صادره و مراحل ان ونیز 2- اعتراض به رای 3- تعداد دفعات اعتراض 4 - دادگاه تجدید نظر چیست و کجاست 5-دادگاه بدوی و مراحل 6- دیوان عالی و مراحل 7- اخرین مرحله اعتراض به یک رای 8 - اگر در رای قاضی اشتباه کند یا به دلیل روابط خلاف حکم نماید چه باید کرد توضیح فرمایند-متشکر از ÷اسخ

 

شنبه 28 آبان1384 ساعت: 17:16

نويسنده: علیرضا کاظمی

با سلام خدمت مدیریت محترم سایت انصاف و همه دوستان .
سوالی داشتم که در تالار گفتگوی حقوقدان نیز مطرح نمودم که متأسفانه تاکنون کسی جواب سوال من را نداده است . هر یک از دوستان نیز چنانچه از این موضوع اطلاع دارند لطفا اظهار نظر بفرمایند . ( سوال اینجانب کمی فنی است )
همانطور که میدانید بنا به ماده 1085 ق م ( حق حبس ) ، خانمی که دوشیزه باشد میتواند بعد از عقد تمکین نکند تا مهریه اش را بگیرد . در چنین حالتی اگر زوج دادخواست تمکین بدهد ، درخواست زوج بنا به ماده فوق رد خواهد شد . ( مثل دادخواستی که من دادم ) . حال اگر زوجه مهریه را به اجرا گذاشت و زوج پس از طی مراحل اعسار و تقسیط و زندان و دادگاه بدوی و تجدید نظر ، به پرداخت قسطی محکوم شد و حکم نیز قطعی شد ، سوال اینست که آیا زوجه با گرفتن اقساط ملزم به تمکین است و حق حبس ساقط میشود ؟
به عبارتی دیگر وقتی قانون تعیین میکند که خانم مهریه اش را به شکل قسطی مثلا ماهی یک سکه بگیرد ، آیا حق حبس ساقط نخواهد شد ؟ یعنی تا زمانیکه اقساط تمام نشده خانم میتواند تمکین نکند و خانه پدرش بنشیند و از آقا مهریه بگیرد ؟ ( مثل بلایی که سر اینجانب آمده است ) . یا اینکه گرفتن اقساط به منزله گرفتن مهریه است و خانم دیگر بهانه ای برای عدم تمکین ندارد و در صورت ارائه دادخواست تمکین از جانب زوج ، زوجه به تمکین محکوم خواهد شد ؟ آیا اینجانب که هم اکنون درحال پرداخت اقساط به خانم میباشم ، میتوانم مجددا دادخواست تمکین بدهم یا اینکه باید صبر کنم تا اقساط تمام بشود و بعد این کار را انجام دهم ؟ اگر اقساط 63 سال طول بکشد تکلیف اینجانب چیست ؟ آیا باید 63 سال عضب بمانم ؟ شاید خانم بخواهد تا آخر عمرش در خانه پدرش بنشیند و از من مهریه قسطی بگیرد ، آنوقت تکلیف جوانی مثل من که میخواهد زندگی بکند و از زندگیش لذت ببرد چیست ؟ در مجموع چگونه میشود مجوز ازداج دوم گرفت ؟ آیا باید اول زوجه به تمکین محکوم بشود و اگر نیامد و ناشزه شد دادخواست ازدواج مجدد داد ؟ یا اینکه از همان قدم اول میتوان چنین داخواستی داد و نیاز به گرفتن عدم تمکین نیست ؟
از مطلعین در خصوص این امر خواهشمندم اینجانب را راهنمایی بفرمایند .
خصوصا دست اندکاران سایت و یا وکلا و یا حقوق دادنان محترم .
با تشکر و آرزوی موفقیت و خوشبختی برای تمام جوانان - علیرضا کاظمی

 

يکشنبه 29 آبان1384 ساعت: 17:46

نويسنده: سرو

برادر عزیزم
با سلام متاسفانه یکی از نواقص قانون همین ام شماست قانون مدنی تصریح مینماید تا زوجه تمام مهر خود را حال یکجا یا قسطی هر چند 900سال طول بکشد نگرفته باشد میتواند از تمکین و تن دادن به مسایل زناشویی خوداری فرماید بنابر این الزام به تمکین منوط به پرداخت کل مهر است

 

دوشنبه 30 آبان1384 ساعت: 8:22

نويسنده: علیرضا کاظمی

دوست عزیز جناب سرو - با سلام و احترام
متن صریح قانون مدنی در خصوص حق حبس اینست : زن میتواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند . ( ماده 1085 ق م )
کجای این ماده تاکید بر کلمه (( یک جا )) و یا (( تمام مهریه )) کرده است ؟
این تفسیر که (( الزام به تمکین منوط به پرداخت کل مهر است )) کجا نوشته شده است ؟ شاید چنین چیزی واقعا در قانون وجود دارد . لطفا بفرمائید در کدام کتاب این موضوع صراحتا عنوان شده است . تا جایی که من تحقیق و تفحص کرده ام ، در این مورد بخصوص قانون سکوت کرده است .
آیا بنظر شما دختر میتواند برای قانون تعیین تکلیف کند که مهریه را اینگونه نگیرد و آنگونه بگیرد ؟ مگر نحوه گرفتن مهریه را قانون تعیین نمیکند ؟ برای اینجانب قانون تعیین کرده که مهریه را قسطی به خانم پرداخت نمایم . آیا بنظر شما من به تعهد خود عمل نمی نمایم ؟ آیا معنی پرداخت مهریه فقط و فقط یعنی پرداخت نقدی و لا غیر ؟ آیا قسطی دادن به منزله پرداخت مهریه نیست ؟ اگر واقعا چنین است پس تمام آقایانی که از گذشته تا کنون مهریه همسرانشان را قسطی داده یا میدهند و یا خواهند داد ، حق زوجه را ادا نکرده اند و یا در حق زوجه ظلم گرده اند یا به تعهد خود تمام و کمال عمل ننموده اند چون پرداخت مهریه یعنی فقط پرداخت نقدی و یک جا ؟ !!! بنظر من تفسیری که جنابعالی فرمودید نظر برخی قضات است چون در اینمورد قانون سکوت کرده است . آن طور که من از گوشه و کنار و از چند وکیل شنیده ام ، برخی از قضات هم اعتقاد دارند که پرداخت قسطی بمنزله پرداخت است و در این حالت زوجه ملزم به تمکین است و زوجه نمیتواند برای قانون تعیین تکلیف کند . البته هدف من از طرح این سوال این است که متوجه شوم که آیا در مجموع میتوانم دادخواست تمکین بدهم یا نه و اگر میتوانم به چه بندی از قانون میبایست استناد کنم .
با تشکر - علیرضا کاظمی

 

سه شنبه 1 آذر1384 ساعت: 18:17

نويسنده: هادی

یک سوال
سلام علیکم
حقوقدان محترم سایت انصاف
در یکی از دادگاه های شهرستان زنی درخواست طلاق میدهد
مرد با توجه به اینکه هیچ مشکلی ندارد حاضر به طلاق نمیشود نهایتا از طرف دادگاه با جلسات متعدد و انتخاب داور طرفین بالاخره از طرف دادگاه گواهی عدم سازش صادر شده و به مرد ابلاغ شده که مرد امتناع نموده و غیابا طلاق صادر شده بعد مرد واخواهی داده که رد شده ایا از نظر شما وسایر حقوقدانهای سایت خوب شما این روند صحیح است و فکر نمیکنید اشتباه باشد و حال میتوان از طریق دیوان عالی برگرداند خواهش میکنم با توجه به کمبود وقت تقبل زحمت فرموده و÷اسخ داده شود با تقدیم احترامات-م- ر- ا -کازرون

 

پنجشنبه 3 آذر1384 ساعت: 18:20

نويسنده: سرو

برادر عزیزم
باسلام وبا کسب اجازه انصاف عزیزم که نظرات ایشان ختم کلام بوده است اینجانب به عنوان یک نظر فکر میکنم شما تمام قضایا را نمیدانید وگرنه امکان چنین رایی در صورت وجود مشکل غیر ممکن است در هر صورت اعلام نظر نهایی و راهنمایی شما و نیز دوست خوبم جناب کاظمی را به مدیر محترم سایت انصاف واگذار مینماییم. یا حق

 

پنجشنبه 3 آذر1384 ساعت: 22:33

نويسنده: انصاف قانون

سلام دوستان
متاسفانه فرصت زیادی برای آنلاین شدن ندارم
فقط میتوانم مطالب دوستان را بخوانم آنهم با فاصله زمانی زیاد
صدور حکم طلاق اگر موجه به دلایل قانونی نباشد از طرف دادگاه تجدید نظر و یا حتی بعد از آن در دیوان عالی کشور رد میشود
در مورد پرداخت یکجای مهریه بهتر است به نظر مرجع تقلید مراجعه شود و حکم مرجع تقلید در پرونده حقوقی ملاک عمل قرار گیرد تا تکلیف تمکین زودتر مشخص شود
نظر حقوقدانان و کارشناسان حقوقی در مورد تمکین قبل از تمام شدن اقساط متفاوت است و بیشتر بر استفاده از حق حبس تا پایان آخرین قسط تاکید دارند اما علمای دینی و مراجع تقلید بر تمکین بعد از اولین قسط نظر دارند (بهتر است نظر مرجع تقلید را در پرونده استفاده کنید)
موفق باشید

 

شنبه 5 آذر1384 ساعت: 16:8

نويسنده: سرو

با سلام وخسته نباشید خدمت سرورم جناب انصاف قانون
با نظر شما موافقم لیکن فکر نمیکنم استفاده از حکم علما کارساز باشد چنان چه میدانید خیلی از احکام است که نظز علما با قانون تفاوت دارد فلذا دادگاه قانون مدنی را حکم میکند همین مورد تمکین عام و تمکین خاص در مورد حق حبس دستور مراجع به گونه ای دیگر است اما دادگاه تمکین را یک کلمه میداند و تفکیک نمیکند.در هر صورت این یک نظر است امید وارم مشکل انلاین شما هم حل شود
یا علی مدد

 

يکشنبه 6 آذر1384 ساعت: 18:4

نويسنده: ali

باسلام
به نظر من ان اقا میتوانند با کسب اجازه دادگاه همسر دوم برگزینند اگر همسر اول تمکین نکند

 

يکشنبه 6 آذر1384 ساعت: 20:38

نويسنده: شایان

سلام دوست گرامی
مدت زیادی به شما سر نزدم
ولی امشب دلم هوای دوستان قدیمی کردو اومدم به وبلاگ پر محتوای شما
امیدوارم در تمامی مراحل زندگی موفق باشید
قربان شما شایان نجاتی

 

دوشنبه 7 آذر1384 ساعت: 13:38

نويسنده: هومن

با سلام
ممکن است روشن فرمایید که چطور میتوان از نظر مراجع تقلید استفاده کرد یعنی شما میفرمایید که در تقاضا نامه الزام به تمکین خواهان ذکر نماید که من یک سکه میدهم ودر ضمن با توجه به حکم فلان مرجع ایت ا.. که من مقلد او هستم حال دادگاه با توجه به اینکه فلان مرجع نظرش است که با اولین قسط مهریه زوج میتواند زوجه را الزام به تمکین نماید ایا این مورد کار ساز است؟؟؟

 

سه شنبه 8 آذر1384 ساعت: 16:27

نويسنده: انصاف قانون

سازگار خیر ولی تاثیر گذار است
این مورد مخصوصا در آراء تجدید نظر خواهی شده مشاهده شده است که تاثیر خود را نشان داده است
دادگاههای تجدید نظر به آراء فقهی زمانی که قانون رویه مشخص و مسلمی را تعیین نکرده باشد توجه ویژه دارند .

 

پنجشنبه 10 آذر1384 ساعت: 14:43

نويسنده: صبا

سلام آقای فریبرز
من مشکل طلاق ندارم مشکل مربوط به خانم زهرا بود که متاسفانه بعضی آقایان اینجا با لحن نامناسبی با ایشان صحبت کردند انگار این خانم به خاطر اشتباه در انتخابش باید بقیه عمرش را زجر بکشد .از توجه شما متشکرم.

 

پنجشنبه 10 آذر1384 ساعت: 16:0

نويسنده: دوست انصاف قانون

آقایان بحث بحث تمکین زن از مرد بود واینکه چطور از نظر مراجع تقلید میتوان برای نواقص قانون مدنی استفاده کرد
حال با توجه به نظرات قانون انصاف لطف کرده ونظر مراجع فعلی را بیان کنید یا ادرس سایت تعدادی از مراجع که مدعی اند که زن با گرفتن اولین قسط خود ملزم به تمکین است ذکر فرمایید در ضمن از دوستان تقاضا میشود
با مراجعان به سایت که اکثرا افراد مشکل دار هستند به مدارا صحبت شود در ضمن بنده نیز برای مشکل دوستان زهرا- فریبرز-هومن-کاظمی-سرو و... متاسف بوده و امیدوارم مشکل تمام جوانان این سرزمین به خواست خدا حل شود و قانون مملکت ما به نحوی باشد که در ان هیچ زوجی احساس درد نکند انشاا...

 

پنجشنبه 10 آذر1384 ساعت: 17:29

نويسنده: هومن

به همه دوستان وبالاخص آقای انصاف سلام عرض میکنم
خواستم بدینوسیله به اطلاع دوستان برسانم ما قربانیان ازدواجهای دروغین و مبتنی بر فریب و نیرنگ همگی باهم همدردیم هم آن خانمی که گرفتار یک ازدواج غلط و اشتباه شده که الان راه گریز برایش وجود ندارد هم من که گرفتار یک ازدواج فریبکارانه و مزورانه شده ام و هم آن آقایی که به تصور خوشبختی و با اعتماد به همسر آینده بدون در نظر گرفتن تعهد پرداخت مهریه حاضر به امضا قباله ازدواج شده و الان خانم شروع زندگی را با استفاده از حق حبس منوط به دریافت تمام مهریه نموده است همگی در یک نقطه دارای اشتراک هستیم و آن چیزی نیست غیر قانون نژاد پرستانه و قرون وسطایی خانواده که در آن هیچ تضمینی برای انسجام و حمایت از خانواده وجود ندارد و با اتکائ به مسایل مذهبی و غوطه ور شدن در آن تنها امتیازات بسیار جاهلانه ای برای طرفین ازدواج قایل گردیده که بعضا" افراد سطحی نگر با تصور گرو کشی به وسیله قانون طرف مقابل خود را در معذوریت قرار داده و با اندیشه باجگیری یا انتقام گیری و یا برتری طلبی اساس و بنیان خانواده روز به روز بیشتر رو به فروپاشی نهاده و متاسفانه هیچکس در این مملکت 70 میلیونی نتوانسته راه حل مناسبی را برای بیرون رفتن از این مخمصه بیابد پس آیا بهتر نیست ما قربانیان با تعامل و همدلی بیشتر در کنار یکدیگر تمام مساعی خویش را به کار بندیم تا چراغ راه آیندگانی شویم که در حال پای نهادن در این مسیر خطرناک هستند و سعی کنیم حالا که قانون در سوق دادن همنوعانمان به سوی تعالی و خوشبختی ناتوان گردیده ما با تجربه های بدست آمده آنان را از تباهی نجات دهیم پس بیایید نیروهایمان را بالفعل نموده و به داد آنانی رسیم که در آینده نزدیک قرار است پا در جای پای ما نهند فکرش را بکنید اگر ما در گذشته به همین اندازه که الان اطلاعات داریم از تله های قانونی اطلاع داشتیم اینگونه صید صیادان از خدا بی خبر میشدیم
پس بیایید دست در دست یکدیگر به داد خواهران و برادرانمان بشتابیم قبل از اینکه پرونده جدید دیگری در دادگاه خانواده با عنوان فریب در ازدواج دادخواست دریافت نفقه دادخواست دریافت مهریه دادخواست طلاق (حتی توافقی)وتمکین و ......... گشوده شود

 

با تشکر از نظرات دوستان

ابتدا چند موضوع را مشخص میکنم :

اول اینکه خلاصه پست قبلی بنده این بود که اگر به این نتیجه رسیدیم که برای وجود طرف مقابلمان در زندگی مشترک دیگر بهائی قائل نیستیم و تصمیم به جدائی گرفتیم ، وقتی این موضوع را با توجه به تمام جوانب سنجیدیم در قدم بعدی و قبل از هر رفتاری مسئول هستیم این موضوع را برای طرف مقابلمان روشن کنیم و بعد از این مرحله باید سعی کنیم حتی الامکان آسیبهای روحی و روانی و حیثیتی طرف مقابل را به حداقل برسانیم و حتی بفکر جبران ضررهای مالی او باشیم چرا که در طلاق آسیبهای جبران ناپذیری به طرف مقابل ممکن است وارد شود و این موضوع برای طرف مقابل ناگوار باشد.

استفاده از حربه هایی مثل اجرای مهریه و یا بی تفاوتی نسبت به همسر و رها کردن او انسانی بنظر نمیرسد .

با اشاره به ایات قرآن اشاره شد که زندگی و جدائی در نظر قرآن نوعی رفتار است که باید بروش  انسانی بوده و باید با نیکو ئی همراه باشد .

اینکه مهریه وسیله ای باشد که زن هرگاه مایل بود آنرا وسیله طلاق بکند کاملاً خلاف عقل است ، همانطور که اگر قبول کنیم مرد بدون ضابطه بتواند هر وقت خواست طلاق بدهد اشتباه است .( قوانین در حال حاضر مانع هستند)

متاسفانه قوانین طوری پایه گذاری شده اند که پشتوانه خوبی برای زمان اختلاف نیستند .

بسیاری از فریب خورده ها پشت درهای اغماض قانون اسیر میشوند و جوانی خود را میبازند و با اشاره به صحبتهای مسئولین زیربط عنوان شد که معمولاً زنان فریبکار به زندان نمیروند و یا عدم تمکین برای زنها مسولیتی ندارد و فقط امکان ازدواج مجدد برای مرد و در مقابل آن حق طلاق برای زن اول با توجه به شروط ضمن عقد محقق میشود که باز هم سودی برای مرد ندارد و یک دور بیهوده است.

از طرفی حق حبس وسیله ای برای آزار در ابتدای زندگیست .جائی که عرف از قانون فاصله دارد این قبیل اتفاقات دور از ذهن نیست .

قوانین طوری پایه گذاری نشده که زوجین را به ادامه زندگی تشویق کند .

با باز شدن پای قانون(و بعضی وکلا)به اختلافات خانوادگی معمولاً درگیریها و ناراحتیهای کوچک جای خود را به کینه ها و نفرتها میدهند و زوجین به سمت طلاق پیش میروند .

استفاده از حق حبس زمانی که دختری مایل به ادامه زندگی نباشد شرایط را برای مرد چنان سخت میکند که عملاً از ادامه زندگی مشترک ناتوان میشود .

حق زندانی کردن مردان برای پرداخت مهریه ، چنان موجی از نگرانی در جوانان جامعه بوجود آوره که حتی بر روی تمایل به ازدواج هم تاثیر نامطلوب گذاشته است.

از طرف دیگر بعضی از جوانان زندان رفته عنوان میکنند که آیا سنت پیامبر اینچنین است؟! و دچار آسیبهای روحی و روانی جدی میشوند.

بعضی از عزیزان وکلا با حضور خانواده های ناراحت و مشکل دار آنچنان که واقعیت دارد موضوعات را بیان نمیکنند و پرونده هایی با زمان رسیدگی زیاد و با عناوین طلاق (یکطرفه) و مهریه را به جریان میاندازند، در حالی که نهایت کار اکثریت پرونده های خانوادگی چیزی غیر از طلاق توافقی نیست.

اگر بدی در هر قسمت جامعه بد باشد در میان خانواده بدتر است و قوانین جاری و بی توجهی به عواقب بسیاری از مقررات معضلات فراوانی برای خانواده ها ایجاد کرده است .

سالها بود که پدران و مادران ما بدور از هر نام و نشانی از دادگاه با یکدیگر زندگی میکردند و کشتی زندگی را به پیش میبردند ،اما مدتیست تبلیغ حقوق میشود و جالب اینجاست که این تبلیغها همه پوشالیست ، نه زن را به جایگاهی که حق اوست میرساند و نه به مرد مجالی برای دفاع میدهد .

با روی آوردن مردم بسوی قانون نقص و اشتباهات آن هر چه بیشتر آشکار شده است و علامت سوالی برای ادامه روند آن است .

متاسفانه قوانین مربوط به خانواده که لازم است انسانیتر از هر قانونی باشد بی انصافترین قوانین است فقط باید جوانان دعا کنند طرف مقابلشان فردی نباشد که آنها را درگیر قوانین دادگاهها بکند .

اگر این اتفاق رخ دهد تنها کسی که میتواند بداد آنها برسد خداست .

عموماً اکثریت مطلق مراجعین به دادگاههای خانواده بشدت از قوانین مربوط به خانواده ناراضی هستند و این نشانه عدم موفقیت این قوانین است .

این مسائل نشان میدهند که این قوانین خیلی قبل از اینها نیاز به بازنگری داشته اند که متاسفانه از آنها غفلت شده است .

انصاف حکم میکند که چیزی که برای دیگران نمیپسندیم برای خود هم نخواهیم و چیزی را که برای دیگران حکم میکنیم خودمان هم به آن عمل کنیم .

این انصافیست که در صورت عملی نشدن کامل عدالت وسیله مناسبی برای احقاق حق انسانهاست .

اما قانونی که برای دیگران بخواهیم و برای خودمان به رسمیت نشناسیم وضعیت را بهتر از این نخواهد کرد.

 |+| نوشته شده در  84/09/11ساعت 14:34  توسط انصاف ـ قانون  | 
 
  بالا  
free counters