X
تبلیغات
حقوق خانواده و قانون - اينجا دادگاه خانواده است
 
حقوق خانواده و قانون
 
 
مسائل خانواده و ارتباط حقوق خانواده با قانون
 

در دادگاه خانواده چه ميگذرد !؟

 

دادگاه خانواده يكي از كسل كننده ترين و ناراحت كننده ترين اماكن در ايران است زماني كه به داخل محيط شعبه دادگاه وارد ميشويد غباري از غم و اندوه و ناراحتي همه چيز را فرا گرفته است كارمندهايي خسته و عصبي خانواده هايي نگران و گاهي چشمهايي اشكبار قسمتهايي از دادگاه خانواده را تشكيل ميدهد در حالي كه خيليها قصد دارند بر اضطراب و ناراحتي خود سرپوش بگذارند ولي اين نگراني در چشم اكثر افراد موج ميزند .اينجا محيطي است كه شايد اكثر افرادي كه در آن قدم ميگذارند هيچوقت گمان اين روز و اين اتفاق را نداشتند . محيط دادگاه خانواده گذشته از شكل ظاهر ساختمانش محيطي دلگير و پر غصه است در يك سمت مرد و زن ميانسالي براي طلاق توافقي آمده اند و بظاهر آرام هستند شايد قبل از آمدن به دادگاه برروي كاري كه ميخواهند انجام دهند خوب فكر كرده اند ولي بچه اي همراه آنها نيست شايد بخاطر بچه دار نشدن قصد جدايي دارند در سمت ديگر دختر جواني بهمراه پدر و مادرش و در مقابل او پسر جواني قرار دارند كه اصلاً حاضر نيستند به يكديگر نگاه كنند ظاهراً براي مهريه آمده اند دختر پيش خود فكر ميكند اگر حكم پانصد سكه صادر شود ، كه نهايتاً دادگاه حكم آنرا صادر خواهد كرد " بهت نشون ميدم دنيا دست كيه " آنطرفتر پسر جوان پيش خود ميگويد "عجب حماقتي كردم اينهمه سكه را از كجا بيارم چقدر ساده بودم اونها گفتن كي داده و كي گرفته منم باور كردم .و پيش خود ميگويد:منم طلاقت نميدم تا بتوني براي آيندت و پولهاي من نقشه بكشي پاي زندانش هم هستم "در همين حال كه هر كس پيش خودش فكرهايي ميكند يك زن از در دادگاه با گريه بيرون ميآيد و با ناله ميگويد "من فقط طلاق ميخوام هيچي نميخوام من ديگه نميتونم ادامه بدم " چند قدم آنطرفتر دو تا خانواده مشغول مشاجره هستند ، مردها به هم پرخاش ميكنند زنها نفرين ميكنند مادر دختر جوان با ناراحتي ميگويد :"اميدوارم خدا يه داماد معتاد توي دامن خودتون بذاره تا بفهميد با زندگي مردم نبايد بازي كنيد " جواني آنطرفتر ميگويد: " من ديگر معتاد نيستم ترك كردم " .وقتي به دفتر دادگاه وارد ميشويم چند كارمند با خونسردي مشغول كارهاي خودشان هستند ظاهراً ديگر به اين مسائل عادت كرده اند وقتي به اتاق قاضي وارد ميشويم زن و مردي را در محضر دادگاه ميبينيم كه ظاهراً كارشان تمام شده ولي هنوز بحثشان ادامه دارد ، زن ميگويد نفقه نميدهد و مرد ميگويد "زندگي را رها كرده و به خانه پدرش رفته است جهيزيه خود را هم بار ماشين كرده و برده است ". در صورت قاضي هيچ تغييري ديده نميشود انگار اين حرفها براي بار هزارم تكرار ميشود قاضي نگاهي دوباره به كتاب قانون مياندازد و مطالبي را يادداشت ميكند و به زن و مرد جوان ميگويد برويد نتيجه چند ماه ديگر به شما ابلاغ ميشود. بله اينجا دادگاه خانواده است .

 |+| نوشته شده در  83/12/18ساعت 13:22  توسط انصاف ـ قانون  | 
 
  بالا  
free counters