ایجاد وبلاگ جدید
با تغییراتی در نوع نوشتار در وبلاگ جدید شروع به کار کردم
دوستانی که مایل هستند به ادرس جدید مراجعه فرمایند
با تغییراتی در نوع نوشتار در وبلاگ جدید شروع به کار کردم
دوستانی که مایل هستند به ادرس جدید مراجعه فرمایند
موضوعش زندانی شدن یک مرد بخاطر عدم توان پرداخت مهریه بود که سه فرزند هم داشت فکر میکنم حدود 20 سال زندگی مشترک داشتند .
قسمت دردناک موضوع حضور فرزندان این مرد برای ملاقات با پدرشان بود که ظاهرا مادرشان هم در این ملاقات همراهشان بود .مرد گفت نمیخواستم فرزندانم از زندانی شدنم اطلاع داشته باشند اما بهر حال فرزندانش برای ملاقاتش آمده بودند و تعریف میکرد در این دیدار گریه میکردند .
یاد حدیثی افتادم از پیامبر که بیان میفرمایند : «اگر قرار بود براي غير خدا سجده كرد فرمان مي دادم زنان بر شوهرانشان سجده كنند»
این حدیث بوضوح احترام و جایگاه مرد در خانواده را متذکر میشود .اما واقعا در جامعه ما چه خبر است؟
ما در این راستا حرکت کرده ایم ؟
ابتدا دختر و پسر را به ازدواج تشویق میکنیم تا از مفاسدتجردشان در جامعه در امان باشیم بعد بوسیله فرهنگ و رسوم کاملاً غلط مرد را به قبول چیزی که توانش را نخواهد داشت در معذوریت میگذاریم و بعد سرنوشت و ابروی مرد را درتنگنا میگذاریم تا اگر به مذاق زن خوش نیامد او را پشت میله های زندان بفرستد.
من میگویم اصلا زندان هیچ چرا اصلا چیزی برای تهدید باید وجود داشته باشد .مردی که بدون فشار قانون و هیچگونه زور و تهدیدی مخارج همسر و فرزندان را تهیه میکند و برای اسایش انها از دل و جان تلاش میکند چرا باید یک روز با اهرمی مانند مهریه تهدید شود. در اینجا قصد من بی ملاحظگی نسبت به حقوق بانوان نیست که در جامعه شاهد بی انصافیهای فراوان نسبت به انها هم هستیم .اما در هر صورت این مهریه واقعا به چه کسی کمک کرده است؟ حقی را از کسی اعاده نموده ؟ اکثر بانوان مظلوم از گرفتن مهریه خودشان صرف نظر میکنند و طلاق میگیرند و فقط این ابزار بوسیله افراد خاصی مورد استفاده قرار میگیرد .
بعد از اینهمه سال تصور من این بود این قوانین تغییر کرده باشند اما کمافی سابق است و در این سالها قانون مدنی هیچ رشدی جهت اصلاح کاستیها در این موضوع نداشته است .
دیگر نمیدانم این موضوع را با چه زیانی باید تشریح کرد .در اینجا بزبان عامیانه دوباره میگویم مهریه یک موضوعی است که از ازدواج ناشی شده یعنی اگه زن و مرد و وصلت بین آنها نبود مهریه هم اصلا معنی نداشت .حالا چطور چیزی که فرع است میتواند اصل را از بین ببرد .مگر بارها گفته نشد وقتی مردی بخاطر مهریه زندان رفت دیگر با آن زن زندگی نخواهد کرد .چرا قانون باید دست افراد را برای نشستن روی یک شاخه و بریدن بن شاخه باز بگذارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!
اگر مردی خلاف میکند خب زندانی شود اگر مردی زن دوم گرفت زندانی شود اگر مردی معتاد بود زندانی شود ، شما تصور میکنید کمبودها و نارسائیها ی حقوقی با مهریه حل میشود .اصلا یک درصد کارشناسان میتوانند به مفید بودن مهریه برای احقاق حقوق زنان صحه بگذارند؟
از این جمله عذر خواهی میکنم اما با دیدن برنامه دیشب به عقب ماندگیهای خودمان و نارسائیهای قانونی حقوق خانواده پی بردم .و باید خدمت همه برادران و خواهرانم این نصیحت دوستانه را داشته باشم .جائی که قانون نمیتواند بشما کمک بکند خودتان بفکر خودتان باشید .
خواهران عزیز در ازدواج بسیار ملاکهای مهمتر از تعیین مقدار مهریه مطرح است مثل اخلاق و منش و تربیت و .. مرد که شما باید بتوانید عمری بر آن تکیه کنید .
برادران عزیز شما در ازدواج در حال برقراری یک رابطه انسانی هستید که جنبه های مختلف دارد نباید صرفاً کششهای جنسی را مد نظر قرار دهید و لازم است منطقی تر باشید شما فقط با جسم دیگری ارتباط برقرار نمیکنید بلکه آرامش و آسایش روح و روانتان در گرو تربیت و اخلاق و . . . دختر مورد علاقه اتان میباشد .
تمام مسائل مادی نیست که با سکه آنها را بسنجید اگر زن یا مرد خوبی باشد ارزشش بسیار بیشتر از میلیونها سکه میباشد و اگر بد بود به اندازه مشتی خاک نیست . هر فردی خوبیها و بدیهای خود را دارد و فراموش نکنید هر فردی وقتی عصبانی میشود رفتاری غیر از رفتار نرمال و طبیعی خود انجام میدهد چه بسا یک زن بسیار خوش برخورد و متین در عصبانیت مهریه خود را بخواهد و غیر ان هم به چیزی راضی نشود .همانطور که شما در ازدواج احتمال میدهید ان شاء الله همسر خوبی برایتان باشد به همان شکل هم احتمال بدهید ممکن است اینجور نشود .
و در انتها اندر حکایت (گلستان سعدی):
از صحبت یاران دمشقم ملالتی پدید آمده بود سر در بیابان قدس نهادم و با حیوانات انس گرفتم تا وقتی که اسیر فرنگ شدم و در خندق طرابلس با جهودانم به کار گل بداشتند یکی از رؤسای حلب که سابقه ای میان ما بود گذر کرد و بشناخت و گفت ای فلان این چه حالتست گفتم چه گویم.همیگریختم از مردمان به کوه و به دشت که از خدای نبودم به آدمی پرداخت
قیاس کن که چه حالم بود در این ساعت که در طویله نامردمم بباید ساخت
پای در زنجیر پیش دوستان به که با بیگانگان در بوستان
بر حالت من رحمت آورد و به ده دینار از قیدم خلاص کرد و با خود به حلب برد و دختری که داشت به نکاح من در آورد به کابین صد دینار. مدتی بر آمد بدخوی ستیزه روی نافرمان بود زبان درازی کردن گرفت و عیش مرا منغّص داشتنزن بد در سرای مرد نکو هم درین عالمست دوزخ او
زینهار از قرین بد زنهار وَ قِنا رَبَنا عذابَ النّار
باری زبان تعنّت دراز کرده همیگفت تو آن نیستی که پدر من ترا از فرنگ باز خرید گفتم بلی من آنم که به ده دینار از قید فرنگم باز خرید وبه صد دینار به دست تو گرفتار کرد.شنیدم گوسپندی را بزرگی رهانید از دهان و دست گرگی
شبانگه کارد در حلقش بمالید روان گوسپند از وی بنالید
که از چنگال گرگم در ربودی چو دیدم عاقبت خود گرگ بودی
با توجه به اینکه مدتیست مطلب نمینویسم ، اگر دوستانی هستند که در ارتباط با مطالب وبلاگ فعالیت مینمایند میتوانند در این وبلاگ ادامه فعالیت بدهند . دوستان علاقمند لطفاً کامنت گذاشته و مطالب مرتبط (وبلاگ سایت و . . .)خود را عنوان نمایند.
نمايندهي قوه قضاييه در شوراي فرهنگي اجتماعي زنان گفت: در لايحه حمايت از خانواده پيشبيني شده كه براي ثبت مهريههاي بالا بايد معادل ۱۰ درصد مهريه ماليات پرداخت شود.
به گزارش روز دوشنبه ايرنا به نقل از رسانه مالياتي ايران، دكتر "فاطمه بداغي" با اشاره به بحث مهريه، گفت: مهريه اكنون با دو مشكل پرداخت نشدن و بالا بودن رقم آن مواجه است.
وي تصريح كرد: براي جلوگيري از مهريه بالا در جامعه ضمانت اجرايي ايجاد شده تا مردم به طور طبيعي مهريه سنگين انتخاب نكنند.
وي گفت: در صورت ثبت مهريههاي بالا بايد ۱۰درصد مهريه را به عنوان ماليات پرداخت كنند و بنابراين با كمك بحث اخذ ماليات از مهريههاي غير متعارف كه تصويب نهايي آن به دولت واگذار شده، مشكل مهريههاي سنگين حل ميشود.
بنقل از خبرگزاري جمهوري اسلامي
دلایل اشتباه بودن مهریه بالا
1-هر بدهکاری را را باید یکروز داد و مهریه نیز یک دین و بدهکاری محسوب میشود .این درحالیست که مهریه حتی در صورت فوت زن به وراث او ارث میرسد و آنها حق گرفتن مهریه را پیدا خواهند کرد که این موضوع به پیچیدگی رابطه مالی مهریه اشاره دارد.
امام رضا
هنگام ازدواج تلاش کن که مهریه از مهر السنه تجاوز نکند _ و آن پانصد درهم است_ پس رسول خدا به همین مهریه دیگران را به نکاح در میآورد و خود نیز با همین مهر با زنانش ازدواج نمود (500 درهم =5/262 مثقال نقره )
مستدرک الوسائل ج 15 ص 62
2-بدهکاری مرد به زن بر سر مهریه فقط به این دنیا ختم نمیشود و عواقب معنوی و آخرتی نیز بهمراه دارد و چنانچه مهریه در طول زندگی پرداخت نشود مثل دیون دیگر و یا حتی بدتر از آن دیون در آخرت بازخواست خواهد داشت .
رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :
مَنْ ظَلَمَ اِمْرَأَةً مَهْرَها فَهُوَ عِنْدَ اللّهِ زان يَقُولُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ: عَبْدى زَوَّجْتُكَ أَمَتى عَلى عَهْدى فَلَمْ تُوفِ بِعَهْدى وَ ظَلَمْتَ أَمَتى فَيُؤْخَذُ مِنْ حَسَناتِهِ فَيُدْفَعُ اِلَيْها بِقَدْرِ حَقِّها، فَإِذا لَمْ تَبْقَ لَهُ حَسَنَةٌ أُمِرَ بِهِ اِلَى النّار بِنَكْثِهِ لِلْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُولاً.( بحار، چاپ مؤسسه وفاء بيروت، ج 100، ص 349. )
كسى كه مهر زن را ظالمانه نپردازد، نزد خداوند زناكار محسوب مى شود، روز قيامت حضرت حق به او خطاب مى كند، بنده من كنيزم را بر اساس پيمانى كه با تو بستم « عقد و ازدواج » به تو تزويج نمودم، به پيمان من وفا نكردى، و بر او ستم روا داشتى، سپس به اندازه حق زن از حسنات مرد برداشته در پرونده همسرش مى گذارند، و چون حسنه اى به اندازه پركردن حق زن نماند، به گناه پيمان شكنى به آتشش مى برند، عهد و پيمان مسئوليت دارد.
3-هنگامی که مهریه زیاد باشد اصولاً مرد نیت بر ندادن مهریه خواهد کرد که بر اساس احادیث این کار معصیت بوده و اساس زندگی زناشوئی را زیر سوال میبرد .
عن ابی عبدالله علیه السلام قال:
من امهر مهرا ثم لا ینوی قضاءه کان بمنزلة السارق.
امام صادق علیه السلام فرمود:
کسی که مهریهای (برای زن قرار دهد) و قصدش این باشد که به او ندهد او همانند دزد است.
4-زیاد بودن مهریه بر اساس شرع و قانون میتواند موجب حق حبس در زوجه شود در این حال علاوه بر اینکه زوجه از همسرش تمکین نمیکند و زندگی مشترکی نیز با او نداشته بدهکار نفقه شده است و در حالی که بدهکار مهریه است نفقه هم باید بپردازد و همچنان زوجه حق دارد زندگی مشترک با زوج نداشته باشد که با روح آرامش و زندگی مسالمت آمیز منافات دارد .
ماده 1085 قانون مدني مادام كه مهريه زوجه تسليم نشده در صورت حال بودن(عندالمطالبه) مهر، زن مي تواند از ايفاء وظائفي كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند واين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود
5-احادیث وارده مهریه زیاد را مذموم و ناپسند شمرده اند و موجب دشمنی زن و شوهر بحساب آورده اند و از قرار دادن مهریه سنگین بر حذر داشته اند که این نشان دهنده خطرناک بودن و آرامش ستیز بودن مهریه سنگین است.
قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
لا تغالوا بمهور النساء فتکون عداوة.
حضرت علی علیه السلام فرمود:
مهریه زنها را سنگین نگیرید که موجب کدورت و دشمنی گردد.
وسائل الشیعه، ج 15، ص 11
6-برای مهریه های زیاد و خارج از تمکن مالی شوهر خطر به زندان افتادن برای شوهر وجود دارد که در این صورت آبرو و حیثیت شوهر قبل از هر چیزی ممکن است از بین برود .
ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی
ماده 2 ـ هر كس محكوم به پرداخت مالي به ديگري شود چه به صورت استرداد عين يا قيمت يا مثل آن و يا ضرر و زيان ناشي از جرم يا ديه و آن را تاديه ننمايد دادگاه او را الزام به تاديه نموده و چنانچه مالي از او در دسترس باشد آن را ضبط و به ميزان محكوميت از مال ضبط شده استيفا مي نمايد در غير اين صورت بنا به تقاضاي محكوم له ، ممتنع را در صورتي كه معسر نباشد تا زمان تاديه حبس خواهد كرد .
7-زیاد بودن مهریه زن ،فرزندان را از ارث محروم میسازد چرا که در هنگام فوت شوهر اولین حقی که محاسبه میشود مهریه زن است و اگر چیزی از دارائیهای مرد باقی بماند به وراث و فرزندان تعلق میگیرد اما در هنگامی که مهریه زیاد باشد عملاً مالی برای مرد باقی نمیماند تا به فرزندانش به ارث برسد .
سوال :
با سلام سوالی داشتم.همسر اینجانب در دوران عقد از بنده تمکین عام وخاص نداشت.و با اصرار زیاد اینجانب و وساطت بزرگتر ها پس از سه سال عقد توافق برای برگزاری مراسم عروسی نمود. وشب عروسی نیز به بهانه بیماری از بنده تمکین خاص نداشت.و ضمنا با وجود اینکه منزل ولوازم زندگی فراهم کرده بودم حتی یک ساعت حاضر نشد که با بنده زندگی مشترک داشته باشد اما بعد از مراسم عروسی شکایت کیفری ترک انفاق از بنده کرد. با وجود اینکه بنده دو بار اظهارنامه در خصوص دعوت به تمکین برایش فرستاده وجوابی در یافت نکردم .سپس الزام به تمکین اورا خواستم که دو بار جلسه دادگاه تشکیل شد وغایب بود و دادگاه او رامحکوم به تمکین عام وخاص از بنده نمود اما در واخواهی از این حکم تقاضای استفاده از حق حبس نموده است (باوجود اینکه قبلا در خواست طلاق کرده بود ودرخواست طلاق او در دادگاه بدوی وتجدید نظر ردشد همچنین با وجود اینکه با میل خود اقدام به تمکین وتوافق به برگزاری مراسم عروسی کرده بود وشب عروسی برایش هتل اجاره نمودم) . دادگاه نیز تقاضای حبس او راپذیرفته است و فقط تمکین خاص او را منوط به پرداخت مهریه نموده است اما وی را همچنان به تمکین عام از اینجانب محکوم کرده است. با اینحال او هنوز هیچ تمکینی نداشته است. حال جالب اینجاست که دادگاه ترک انفاق به دلیل نامعلومی (علیرغم ارائه دو برگ اظهارنامه در خصوص دعوت به تمکین همسرم وحکم دادگاه مبنی بر استفاده از حق حبس توسط همسرم واینکه محکوم به تمکین عام از بنده است ولی تمکین نداشته وعلیرغم اینکه دادگاه تحقیقات لازم را انجام داده ومشخص شده است که اینجانب مسکن مناسب ولوازم زندگی تهیه نموده ام ولی وی حاضر به تمکین نشده است) باز هم اینجانب به حبس و پرداخت نفقه محکوم شده ام!!
سوال اینجاست که1- ایا زنی که تقاضای استفاده از حق حبس نموده می تواند شکایت کیفری ترک انفاق از شوهر نماید و2- آیا زنی که نه تمکین عام ونه تمکین خاص از شوهرش دارد و از حق حبس استفاده میکند مستحق در یافت نفقه است ؟ اگر نیست چطور دادگاه چنین رایی صادر کرده است
جواب:
برای کسب اطلاعات دقیقتر از جستجو در وبلاگ استفاده نمائید
اكبر طالبي، رييس دادگاه خانوادهي كرج در گفتوگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: طلاق فاجعهيي است كه عوامل مختلف منجر به وقوع آن ميشود و با تشديد عوامل آمار رو به افزايش ميرود، بعضي از عوامل طلاق عوامل كشوري هستند كه رفع آن به عهدهي قوه قضاييه و يك تشكيلات خاص نيست و به ساختار كلي جامعه برميگردد و دولت براي رفع آن اقدام كند.
وي دربارهي ساير عوامل طلاق افزود: مساله اعتياد و مشكلاتي شبيه آن در طلاق به همان عامل سستي اعتقادات اسلامي در جوانان باز ميگردد. زيرپا گذاشتن آداب و رسوم اجتماعي و ناهنجاريهاي ديني و اجتماعي كه تبديل به هنجار در جامعه شدهاند مثل آشناييهاي نسبتا بلندمدت ميان دختران و پسران و خواستگاريهاي خياباني كه معمولا والدين طرفين هم مطلع نيستند كه اينگونه روابط نوعا به ازدواجهاي خياباني و دانشگاهي كه عمدتا غيرمعقول هم هست، منجر ميشود، از ديگر عوامل طلاق محسوب ميشوند.
رييس دادگاه خانوادهي كرج اظهارداشت: عامل ديگر طلاق كه در شهرستان كرج نمود بيشتري دارد، وجود فرهنگها و اقوام مختلف و غيرهمسطح است كه در كنار هم زندگي ميكنند.
طالبي در خصوص پيامدهاي منفي مهريههاي بالا در جامعه گفت: متاسفانه گاهي بعضي از فرهنگهاي نادرست در جامعه مثل مهريه بالا به دليل چشم و همچشميهاي درون خانوادهها شيوع و گسترش پيدا ميكند كه از حدود 10 الي 15 سال قبل مبالغ مهريه شروع به سنگين شدن كرد و در بعضي از خانوادهها تبديل به يك فرهنگ شده كه هرچه مبالغ مهريهها بيشتر باشد، موقعيت اجتماعي آن خانواده بالاتر نشان داده ميشود.
وي افزود: خوشبختانه اخيرا اين فرهنگ غلط جايگاه خود را از دست داده و با اطلاعرساني و فرهنگسازي مسوولان و رسانهها بايد به مردم تفهيم شود كه مهريهي بالا نه تنها شخصيتساز و زندگي ساز نيست بلكه تضمين كننده استحكام زندگي هم نيست.
طالبي در مورد طرح عندالاستطاعه شدن مهريه اظهارداشت: عندالمطالبه شدن مهريه يعني اينكه هرگاه خانم مهريه را مطالبه كند، آقا مهريه را پرداخت كند. اما عندالاستطاعه شدن مهريه به معني اين است كه هرگاه آقا توان پرداخت مهريه را داشت، مهريه را پرداخت كند و با وضع كنوني جامعه ميتواند به كاهش طلاق منجر شود.
وي در پايان گفت: متاسفانه جوانان مخصوصا آقايان هنگام ازدوج موقعيت اقتصادي و اجتماعي خود را نميشناسند و با خرج هزينههاي سنگين در بعد از ازدواج درگير مشكلات ميشوند.
موضوع جديد مورد بحث :
((لطفاً دوستان نظر خود را يادداشت نمايند))
بر اساس بخشنامه سازمان ثبت اسناد و املاك؛نحوه پرداخت مهريه جزو شروط ضمن عقد شد
حسينعلي اميري، معاون قوه قضاييه و رئيس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور، در بخشنامه اي، سران دفاتر ازدواج را مكلف كرد تا در موقع ثبت ازدواج، در نحوه پرداخت مهريه، توافق بر عندالاستطاعه مالي زوج به صورت شرط ضمن عقد درج و به امضاي زوجين برسد.به گزارش ايسنا، متن كامل بخشنامه رئيس سازمان ثبت به اين شرح است:
«سردفتران ازدواج مكلفند در موقع اجراي صيغه عقد و ثبت واقعه ازدواج، در صورتي كه زوجين در نحوه پرداخت مهريه بر عندالاستطاعه مالي زوج توافق نمايند، به صورت شرط ضمن عقد درج و به امضاي زوجين برسانند.»
همچنين از سوي رياست سازمان ثبت، مسؤوليت ابلاغ اين بخشنامه و نظارت بر اجراي صحيح آن بر عهده كليه مديران و رؤساي واحدهاي ثبتي كل كشور قرار داده شده است.
ادامه . . . . .
تغییر در روند رسیدگی به پرونده های مهریه و اعسار و اجرای ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی برای دادخواست مهریه
با ابلاغ شيوه نامه اجرايى پرونده هاى مهريه و اعسار از سوى رئيس قوه قضائيه صورت مى گيرد
تغییر در رسیدگی به دادخواست مهریه و اجرای ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی
شيوه نامه اجرايى پرونده هاى مطالبه مهريه و اعسار طبق در ۱۶ ماده و يك تبصره تصويب و از سوى رئيس قوه قضائيه ابلاغ شد.
ماده يك اين شيوه نامه تصريح دارد: در مراجعات مربوط به دعاوى خانواده، بر اساس دستورالعمل شماره يك طرح جامع رفع اطاله دادرسى ابتدا بايد از طريق واحد ارشاد و معاضدت قضايى اقدام هاى مقتضى صورت پذيرد.
براساس ماده ،۳ در صورت تمايل نداشتن زوجين به صلح و سازش يا اصرار زوجه بر دريافت مهريه، كارشناس ذيربط در واحد ارشاد و معاضدت قضايى با برشمردن مزاياى اقدام از طريق اجراى ثبت، مشاراليها را به واحد اجراى سازمان ثبت ارجاع مى كند.در كنار اين امر از بيان مزاياى ساير روش هاى حل مشكل نظير دلالت به شورا هاى حل اختلاف، توصيه به استفاده از داور و يا بهره مندى از نهاد هاى مشاوره دولتى و خصوصى نيز استفاده مى شود.
براساس ماده ،۴ در صورت اصرار دوطرف يا زوجه بر اقدام قضايى، مراتب تمايل نداشتن وى به اقدام از طريق واحد اجراى ثبت به صورت كتبى ثبت شده و به امضاى وى رسيده، آنگاه دادخواست مربوط پذيرفته مى شود.
نحوه ارجاع و رسيدگى و صدور حكم
طبق ماده ،۶ دادگاه پيش از صدور حكم محكوميت راجع به مهريه بايد مباشرتاً يا از طريق نهاد هاى شبه قضايى مانند شورا هاى حل اختلاف و داورى و نهاد هاى مشاوره دولتى و خصوصى، سعى در صلح و سازش و حصول توافق بين دوطرف داشته و مراتب اقدام هاى خود را اعم از آن كه منتهى به رفع اختلاف شده يا نشده باشد در پرونده صورتجلسه كند.
وقت رسيدگى به ادعاى اعسار و تقسيط پرداخت مهريه به صورت فوق العاده و خارج از نوبت و حداكثر با تعيين وقت ۱۰ روزه است.
اقدام هاى اجرايى
بر اساس ماده ،۹ بلافاصله پس از صدور احكام اعسار و تقسيط، اقدام هاى اجرايى لازم آغاز مى شود.اعتبار قانونى اين حكم تا زمانى است كه در مرحله اعتراض و تجديد نظر حكم دادگاه بدوى نقض نشده باشد.
اقدام هاى مربوط به زندانيان مهريه
طبق ماده ،۱۱ در صورتى كه محكوم عليه بابت بدهكارى مهريه در اجراى ماده ۲ قانون نحوه اجراى محكوميت هاى مالى در حبس باشد، بلافاصله پس از صدور حكم تقسيط يا اعسار آزاد مى شود.
براساس ماده ،۱۳ قضات ناظر زندان موظفند، بلافاصله پس از ابلاغ اين شيوه نامه پرونده تمام افرادى را كه به موجب اعمال ماده ۲ قانون نحوه اجراى محكوميت هاى مالى در حبس به سر مى برند، بررسى و اظهارات هر يك از آنها را راجع به وضع پرونده، استماع و صورت مجلس تهيه و به شرح ذيل اقدام كنند:
الف) چنانچه زندانى اعلام كند اموالى براى اجراى حكم دارد، ليست اموال مذكور با مشخصات كامل به دادگاهى كه حكم تحت نظر آن در حال اجراست، ارسال مى شود تا از طريق مرجع قضايى مربوط با قيد فوريت دستور آزادى زندانى طبق مقررات صادر شود.
ب) در صورتى كه زندانى براى اخذ رضايت و پرداخت دين نياز به مرخصى يا تماس با اشخاص ديگر حتى غير خانواده اش داشته باشد، ترتيب مرخصى مورد نياز و امكان ارتباط وى داده خواهد شد.
ج) در صورت طرح دعوى اعسار و تقسيط مهريه، با اخذ سوابق پرونده از زندانى يا خانواده وى نسبت به پيگيرى پرونده تا حصول نتيجه اقدام خواهد شد.
د) چنانچه زندانى مدعى اعسار باشد اما دعوى اعسار يا تقسيط مهريه را مطرح نكرده باشد، با اعطاى مرخصى به وى و يا از طريق وكالت معاضدتى جهت طرح دعوى اقدام مى شود و تا حصول رضايت زوجه و آزادى زندانى موضوع در دستور كار و تحت پيگيرى مستمر قاضى ناظر زندان خواهد بود.
بنقل از گروه اجتماعى روزنامه ایران
بنام خدا
پیامهای دوستان :
با سلام
من يك دختري هستم 25 ساله ليسانسه و كارمند كه مي خواستم با يك پسر با شغل آزاد ازدواج كنم (ديپلمه) سر همه چي تفاهم داريم جز مهريه چون آقا از بس در تلويزيون و جرايد تبليغات سوء كردن و يا حقايق را نشان ميدهند اصلا حاضر نيست زير بار مهريه سنگين برود جالب توجه است اگر بدانيد مهريه از نظر او 14 سكه و يك سفر حج است همين ! حالا شما بگوييد من چگونه با 14 سكه خودم را به عقد دائم كسي درآورم كه اگر فردا روزي خواست مرا طلاق دهد با اين مهريه كم قيمت حتي حاضر نميشود يك لحظه صبر كند؟ شما همش طرف آقايون را در مهريه ميگيريد خوب اين مورد هم خيلي مهم است به نظر من مهريه نه بايد كم باشد و نه زياد . من خودم پيشنهاد 110 سكه دادم و مادرم 500 تا ولي ايشون هيچ كدام را حاضر نيست بپذيرد لطفا راهنماييم فرماييد .
سلام.
من از این برنامه صدمه دیدم. چرا؟
2ماه است که زنم خانه را با 2 فرزند ترک کرده حالا با گفته های این آقایون مهریه طلب کرده است. حال آنکه خودش با شخص دیگری 6 ماه است که رابطه تلفنی داشته و او را با ملاقاتهای پی در پی میدیده . خوب من چه باید بکنم؟ بگذرم؟ غیرتم چی؟ زندگیم چی؟ درضمن شخصی که همسرم با او در ارتباط بوده او را فریب داده و خیلی های دیگر نیز این چنین فریب داده است . چکار کنم
سلام
حال شما خوبه من نظر شما رو دراین باره قبول ندارم حرف شما تا حدی درست است اما می خوام بگم که خداییش یه مهریه حقه زنه خدا رحم کرده تو قرآن اشاره کردند بهش والا صد درصد برش می داشتند پس چرا از اون ور قضیه نگاه نمیکنید؟
چرا یه طرفه به قاضی میرید؟ زن بارداری که از دست شوهرش کتک میخوره و زندگی رو به چشماش سیاه کرده و تقاضای طلاق کرده چی کار باید بکنه؟ مرد میگوید: مهرت را حلال کن تا طلاقت بدهم! چرا؟ مگر اینهمه خانه شوهر ماندن و کتک خوردن و از مادر و خواهر شوهر شنیدن کم بود؟ حالا که باردار شده براحتی میگه حلال کن؟چیزی که حق مسلم و طبیعییه زنه؟ بله یه عده اینجوری وجود داره و اونوقت فکر میکنید قانون ایران چی میگه؟ میگه طلاق دست مرده و زن ناچاره برای نجات دادن زندگی خود از مهریه نفقه و حق و حقوق خودش بگذره و حرومش کنه تا فقط طلاقش بده! براستی دنیای کثیفی شده . اما اینو بدونید ما زنهایی که از دست یه عده نامرد کشیدیم براحتی کوتاه نمیایم نه تنها مهریه حق مسلم و طبیعیه زنه بلکه ما حق داریم مانند کشورهای دیگر حق طلاق را داشته باشیم . اگر مهریه زن دست کم گرفته شود مشکلی حل نمیشه براستی فکر میکنید طلاق کم میشه؟ نه زیاد ترم میشه . چون یه عده نامرد سوء استفاده می کنند و دنیا جهنم میشه ای خدا شاهد باش تو شاهد باش که مهریه حضرت زهرا هم خیلی کم نبود اینهمه میگن مهریه حضرت زهرا پایینه اینجوری نبود . به دینار و درهم بود و حضرت علی زره و چیزهای دیگرش را فروخت حالا بازهم از اسلام برداشت غلط کنید . اما ما زنها کوتاه نمیام اگر ببینیم جامعه داره حق زنهای بیگناه رو میخوره ساکت نمیشینیم و این بار سعی ما بر این است تا حق طلاق را بدست گیریم نگران نباشید زن هیچ وقت مردشو طلاق نمیده به شرطی که در عسر و حرج نباشه . به امید فرداهای بهتر با قدردانی از زنان پاک شیر دل
تو شراره من سپندم تو سحابی من ستاره
که میباره بند بندم شب مهتابی دوباره
وقتی آئینه رو خواستی من بی کینه رو کاستی
حالا با آئینه ناراستی راستی کج تابی میاره
کی میگه که مهر و کینه یه قماشن توی سینه
نه عزیزم شب تاریک روزهای آفتابی داره
تو بت عاشق فروشی کولی خونه بدوشی
شوق آشیون نداری عاشقاتو میفروشی
آشیون جفت پرنده نو بهار گفت و خنده
حالا کی میگه جدائی حالا کی دل نمیبنده
ماه من قرار ما اول کوچ تا بن کوچه
یعنی از هلال راز تا بدر ناز نون و کلوچه
ماه من زندگی نقده کار مرده کوه درده
یعنی رنج گنج بیشتراما گاهی پر پوچه
مدتی قبل متوجه شدم از شبکه سه سیما برنامه ای با عنوان الفبای مهربانی پخش میشود که موضوع اصلی آن مهریه است .
مجری خوب این برنامه آقای احمد زاده است و کماکان هر شب از شبکه سه سیما پخش میشود .
برنامه الفبای مهربانی یکی از برنامه هایی بوده که صحبتهای زیادی بر سر آن بوجود آمده و انتقادهای خاصی به آن وارد شده است .
اما این برنامه با موضوع خاص مهریه برنامه منحصر به فردی بوده است و موضوع را بصورت مناسب موشکافی کرده و برخوردی واقع بینانه با آن داشته است .
لازم دیدم از مجری خوب برنامه و همچنین تهیه کننده برنامه تشکر داشته باشم چون این برنامه حداقل قدمی در مطرح کردن مشکلات برداشته است و این کار زمانی انجام شده که مسئولانی که از آنها انتظار بیشتری وجود دارد در این مدت فقط نظاره گر ناهنجاریهای ناشی از مهریه بوده اند .
در ادامه بعضی نکات مطرح شده را عنوان میکنم و در مورد آنها توضیح میدهم .
مالیات بر مهریه
(راهکار مناسب کنترل مهریه و طلاق- قابل توجه نمایندگان مجلس)
یکی از مشکلاتی که از آغاز فعالیت وبلاگ به آن پرداخته شد مساله مهریه است .
مطالبی که در ادامه مینویسم قسمتی از دیدگاه فردیست(خانمی) که مدتها خارج از ایران زندگی کرده است .
از نظر چنین فردی هیچگاه ارزش انسان و زن را با سکه نمیسنجند اما از آنجا که تعیین مهریه رسم و سنت اسلامیست میتوان برای زنان ایرانی کلام الله مجید و گل را بعنوان مهریه تعیین نمود همچنانکه در خارج از ایران این روش را در پیش میگیرند .
تعین سکه هایی با تعداد زیاد و گاهاً صد ، دویست و پانصد و هزار و . . . باعث میشود تا دختران ایرانی بلحاظ مفهوم عندالمطالبه بودن مهریه از فردای عقد آنرا دستیافتنی گمان کنند .
لطفاً برای کسب اطلاعات حقوقی و مشاوره حقوقی به سایت دادخواهی مراجعه کنید
اما چند روز پیش یکی از دوستان داستان آشنائی خودش را مطرح میکرد و از بعضی مسائل در این آشنائی گله داشت هر چند این آشنائی خیابانی و اینترنتی نبود اما بهر حال مطالب زیر بعضی واقعیتها را برای ایشان و بقیه دوستان روشن خواهد کرد .
این سخن را قبلاً نیز گفته ام که اگر بدون آزمایش دیگران به آنها اعتماد کردید و پشیمان شدید کسی غیر خودتان را مقصر ندانید .
هدف دخترها از رابطه داشتن با پسرها چیست ؟
همه ما اطلاع داریم که کارهای خودمان را بواسطه انگیزه درونی انجام میدهیم و صحت در رفتار ما هنگام انجام کارها تحت شعاع انگیزه های ما واقع میشود .
البته ما میدانیم گاهی مجموعه ای از اهداف میتواند باعث انگیزش شود اما در چارچوبهای خاص دسته بندیهای اهداف را بصورت زیر بیان میکنیم
بر اساس نظر روانشناسان یک دختر برای ارتباط با یک پسر میتواند اهداف زیر را دنبال کند :
1- کمبود محبت از جهت بی توجهی خانواده او
2- حس کنجکاوی در مورد پسرها و اقدام به کسب تجربه
3- وقت گذرانی و پر کردن وقتهای خالی
4- انتقام گرفتن از جنس مخالف و نارو زدن به او
5- رابطه برای شناخت بیشتر و ازدواج
یک استاد دانشگاه در گفتگو با مهر هشدار داد:
“توازن خانواده ها بسیار سریع در حال تغییر است”
تحولات بسیار گسترده جامعه ایرانی طی سالهای اخیر ، باعث تغییر نقش اعضای خانواده و در نتیجه برهم خوردن بسیار سریع و عمیق توازن خانواده ها گردیده که منجر به دوام نیافتن خیلی از ازدواج ها شده است. . . . .
داستانهای تکراری اما واقعی از قوانین جاری حقوق خانواده
بارها داستانهای ناگوار از قوانین و حقوق مربوط به خانواده را نوشته ام با وجود ناگواری و متاثر کننده بودن آنها فقط به قصد آگاه کردن جوانان این مملکت و شاید تلنگری به مسئولین داستان یکی دیگر از دوستان را در وبلاگ قرار میدهم .
با سلام خدمت همه بزرگواران و تبریک سال نو .
آیا کسی هست که صدای اینجانب را بشنود ؟ آیا در این مملکت مقامی ، مسئولی ، وکیلی ، وزیری ، نماینده مجلسی یا هر شخص عادلی پیدا میشود که به من کمک کند و داد مرا بستاند ؟ جهت استحضار ، اینجانب دو سال است که در داگاه خانواده از پله ها بالا و پائین می روم ولی کسی صدای من را نمی شنود . . . . .
چرا ازدواج نمیکنید ؟
(مردان چه دیدی نسبت به ازدواج میتوانند داشته باشند که مانع ازدواج آنها میشود)
مهمترین موضوعاتی که از ازدواج ممکن است به ذهن هر جوان مسلمان ایرانی برسد این است که ازدواج از سفارشات اکید دینی ، سنت پیامبر و روشی اخلاقی و انسانی برای تداوم آرامش در زندگی و بلوغی برای به تکامل رسیدن انسان است .
اما چرا در جامعه ما سن ازدواج بالارفته و رغبت به ازدواج کم شده و جوانان زیاد مایل نیستند مسولیت زندگی مشترک را بپذیرند و یا بهتر گفت پسران آنچنان که انتظار میرود به خواستگاری دختران نمیروند ؟. . .
قرآن مجید در مورد واقعه تولد عیسی مسیح (ع) و مادر بزرگوارشان (درود خدا بر او باد)چه میفرماید
قرآن کریم- سوره مریم (س)
Holy Quran- Mary
LE SAINT CORAN - Marie
وَاذْکُرْ فِي الْکِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَکَاناً شَرْقِيّاً ﴿ 16 ﴾
And make mention of Mary in the Scripture, when she had withdrawn from her people to a chamber looking East
Mentionne, dans le Livre (le Coran), Marie, quand elle se retira de sa famille en un lieu vers l'Orient
مهریه دلیلی برای چند روز زندگی مشترک
به گزارش خبرنگار مهر ، گزارشات مراجع قضایی حاکی از آن است که درصد بالایی از زنان به قصد کلاهبرداری با مهریه های کلان مبادرت به ازدواج می نمایند و بلافاصله پس از ازدواج درخواست طلاق نموده و خواهان مهریه خود به صورت یکجا می شوند و اینجاست که تکلیف مردانی که به هر دلیل فریب چنین زنانی را می خورند کاملا نامشخص است چنین مردانی یا باید مهریه چند صد میلیونی را بپردازند و یا زندان را تحمل کنند...
شاید هر کسی در مورد قبح طلاق و جدائی زن و شوهر چیزهائی شنیده باشد ،اما گاهی این طلاق و جدائی واسطه هائی دارد ،یعنی مادر دختر ، مادر پسر ، وکیل و . . . با بوجود آوردن شرایط خاص عوامل موثر در بروز طلاق و جدائی هستند .
در ابتدای هر اختلافی ممکن است مساله زیاد بغرنج نباشد . . . . . .
ضرورت و فوریت تدوین و اصلاح قوانین مربوط به خانواده
|
سه شنبه 15 آذر1384 ساعت: 19:44 |
نويسنده: |
|
جناب انصاف و سرو عزیز | |
|
دوشنبه 2 آبان1384 ساعت: 18:32 |
نويسنده: |
|
جناب انصاف و قانون سلام عرض میکنم | |
|
چهارشنبه 4 آبان1384 ساعت: 12:5 |
نويسنده: |
|
درود بی پایان بر تو | |
|
شنبه 7 آبان1384 ساعت: 6:26 |
نويسنده: |
|
با سلام خدمت جناب انصاف قانون و همه دوستان | |
|
شنبه 14 آبان1384 ساعت: 17:11 |
نويسنده: |
|
با سلام با نظرات مدیر سایت موافقم توجه داشته باشید که روایت است که هیچ چیز قادر به لرزه در اوردن عرش الهی نیست الا طلاق خصوصا طلاقی که منشا توهم وخیال و اینکه علاقه ندارم وتفاهم نداریم و از این حرفها باشد | |
|
يکشنبه 15 آبان1384 ساعت: 11:59 |
نويسنده: |
|
منظور از عدم تفاهم انواع سوسول بازی نیست داریم از نوعی از عدم تفاهم واقعی صحبت می کنیم .بله طلاق حلال مغضوب الهی است . کسی که طلاق می گیرد و به طور بسیار خاص خانمی که طلاق می گیرد با مشکلات عذاب دهنده ای رو به رو خواهد بود و کسی منکر این نیست نکته این است که گاهی اوقات خسارتی ک شخص از ادامه زندگی متحمل می شود از خسارت بسیاری که از طلاق به او وارد می شود هم بیشتر خواهد بود. اول دقت بسیار در انتخاب و اگر اولی رعایت نشد دوم سعی در ادامه اما اگر واقعا عدم تناسب قابل اغماض نیست طلاق هر چه زودتر که به تعویق افتادنش عوارض جانبی را بیشتر می کند( مانند آمدن کودکان بی گناه به یک زندگی ناسالم). | |
|
دوشنبه 16 آبان1384 ساعت: 18:40 |
نويسنده: |
|
به نظر من باید حقوق زن و مرد کاملا با یکدیگر یکسان باشد. در قوانین ما حقوقی برای زن و مرد وجود دارد که با یکدیگر مساوی نیست. به عنوان مثال برای زن مهریه و برای مرد حق طلاق را قرار داده اند. ضمناً همه فکر می کنند که باید با سخت تر کردن طلاق از این امر ناپسند جلوگیری کنند در حالی که با اینکار ضرر و زیان ناشی از طلاق برای هر دو طرف به حداکثر می رسد. من پارسال با دختری ازدواج کردم که این امر با رضایت کامل و حتی اصرار ایشان همراه بود اما بعد از گذشت یک ماه از عقدمان ابراز پشیمانی کرد و برای اینکه مرا وادار به طلاق کند از هر عمل ناجوانمردانه ای فروگذار نکرد حتی بعد از اینکه مرا متقاعد به طلاق کرد سعی کرد طوری عمل کند که همه کاسه کوزه ها سر من بشکند و حالا هم مهریه اش را به اجرا گذاشته است. فکر می کنم دلیل او برای اینکار علاوه بر انسان نبودن این باشد که به از لحاظ قانونی و عرفی حق طلاق به او داده نشده بود. | |
|
سه شنبه 17 آبان1384 ساعت: 14:5 |
نويسنده: |
|
با سلام در جواب برادر عزیزم علی عرض کنم که زن نیز اجازه طلاق دارد یکی از دوستان من سال گذشته با دختری ازدواج نمود بعد از 6 ماه میانه انها بهم خورد دختر بلافاصله درخواست طلاق نمود وعنوان نمود که از شوهر کراهت دارد دادگاه حکم کرد که مهریه بخشیده و چیزی اضافه نیز ب÷ردازد که با توجه به تمکن مالی دختر این کار انجام و ظرف 1ماه طلاق خلع صادر شد که گفته است که نمتواند طلاق بگیرد به نظر میرسد دادگاه ها و قضات هر یک به روشی خودسرانه عمل میکنند.متشکراز سایت | |
|
جمعه 20 آبان1384 ساعت: 7:42 |
نويسنده: |
|
با سلام خدمت مدیر محترم سایت خوب انصاف | |
|
شنبه 28 آبان1384 ساعت: 17:16 |
نويسنده: |
|
با سلام خدمت مدیریت محترم سایت انصاف و همه دوستان . | |
|
يکشنبه 29 آبان1384 ساعت: 17:46 |
نويسنده: |
|
برادر عزیزم | |
|
دوشنبه 30 آبان1384 ساعت: 8:22 |
نويسنده: |
|
دوست عزیز جناب سرو - با سلام و احترام | |
|
سه شنبه 1 آذر1384 ساعت: 18:17 |
نويسنده: |
|
یک سوال | |
|
پنجشنبه 3 آذر1384 ساعت: 18:20 |
نويسنده: |
|
برادر عزیزم | |
|
پنجشنبه 3 آذر1384 ساعت: 22:33 |
نويسنده: |
|
سلام دوستان | |
|
شنبه 5 آذر1384 ساعت: 16:8 |
نويسنده: |
|
با سلام وخسته نباشید خدمت سرورم جناب انصاف قانون | |
|
يکشنبه 6 آذر1384 ساعت: 18:4 |
نويسنده: |
|
باسلام | |
|
يکشنبه 6 آذر1384 ساعت: 20:38 |
نويسنده: |
|
سلام دوست گرامی | |
|
دوشنبه 7 آذر1384 ساعت: 13:38 |
نويسنده: |
|
با سلام | |
|
سه شنبه 8 آذر1384 ساعت: 16:27 |
نويسنده: |
|
سازگار خیر ولی تاثیر گذار است | |
|
پنجشنبه 10 آذر1384 ساعت: 14:43 |
نويسنده: |
|
سلام آقای فریبرز | |
|
پنجشنبه 10 آذر1384 ساعت: 16:0 |
نويسنده: |
|
آقایان بحث بحث تمکین زن از مرد بود واینکه چطور از نظر مراجع تقلید میتوان برای نواقص قانون مدنی استفاده کرد | |
|
پنجشنبه 10 آذر1384 ساعت: 17:29 |
نويسنده: |
|
به همه دوستان وبالاخص آقای انصاف سلام عرض میکنم | |
ابتدا چند موضوع را مشخص میکنم :
اول اینکه خلاصه پست قبلی بنده این بود که اگر به این نتیجه رسیدیم که برای وجود طرف مقابلمان در زندگی مشترک دیگر بهائی قائل نیستیم و تصمیم به جدائی گرفتیم ، وقتی این موضوع را با توجه به تمام جوانب سنجیدیم در قدم بعدی و قبل از هر رفتاری مسئول هستیم این موضوع را برای طرف مقابلمان روشن کنیم و بعد از این مرحله باید سعی کنیم حتی الامکان آسیبهای روحی و روانی و حیثیتی طرف مقابل را به حداقل برسانیم و حتی بفکر جبران ضررهای مالی او باشیم چرا که در طلاق آسیبهای جبران ناپذیری به طرف مقابل ممکن است وارد شود و این موضوع برای طرف مقابل ناگوار باشد.
استفاده از حربه هایی مثل اجرای مهریه و یا بی تفاوتی نسبت به همسر و رها کردن او انسانی بنظر نمیرسد .
با اشاره به ایات قرآن اشاره شد که زندگی و جدائی در نظر قرآن نوعی رفتار است که باید بروش انسانی بوده و باید با نیکو ئی همراه باشد .
اینکه مهریه وسیله ای باشد که زن هرگاه مایل بود آنرا وسیله طلاق بکند کاملاً خلاف عقل است ، همانطور که اگر قبول کنیم مرد بدون ضابطه بتواند هر وقت خواست طلاق بدهد اشتباه است .( قوانین در حال حاضر مانع هستند)
متاسفانه قوانین طوری پایه گذاری شده اند که پشتوانه خوبی برای زمان اختلاف نیستند .
بسیاری از فریب خورده ها پشت درهای اغماض قانون اسیر میشوند و جوانی خود را میبازند و با اشاره به صحبتهای مسئولین زیربط عنوان شد که معمولاً زنان فریبکار به زندان نمیروند و یا عدم تمکین برای زنها مسولیتی ندارد و فقط امکان ازدواج مجدد برای مرد و در مقابل آن حق طلاق برای زن اول با توجه به شروط ضمن عقد محقق میشود که باز هم سودی برای مرد ندارد و یک دور بیهوده است.
از طرفی حق حبس وسیله ای برای آزار در ابتدای زندگیست .جائی که عرف از قانون فاصله دارد این قبیل اتفاقات دور از ذهن نیست .
قوانین طوری پایه گذاری نشده که زوجین را به ادامه زندگی تشویق کند .
با باز شدن پای قانون(و بعضی وکلا)به اختلافات خانوادگی معمولاً درگیریها و ناراحتیهای کوچک جای خود را به کینه ها و نفرتها میدهند و زوجین به سمت طلاق پیش میروند .
استفاده از حق حبس زمانی که دختری مایل به ادامه زندگی نباشد شرایط را برای مرد چنان سخت میکند که عملاً از ادامه زندگی مشترک ناتوان میشود .
حق زندانی کردن مردان برای پرداخت مهریه ، چنان موجی از نگرانی در جوانان جامعه بوجود آوره که حتی بر روی تمایل به ازدواج هم تاثیر نامطلوب گذاشته است.
از طرف دیگر بعضی از جوانان زندان رفته عنوان میکنند که آیا سنت پیامبر اینچنین است؟! و دچار آسیبهای روحی و روانی جدی میشوند.
بعضی از عزیزان وکلا با حضور خانواده های ناراحت و مشکل دار آنچنان که واقعیت دارد موضوعات را بیان نمیکنند و پرونده هایی با زمان رسیدگی زیاد و با عناوین طلاق (یکطرفه) و مهریه را به جریان میاندازند، در حالی که نهایت کار اکثریت پرونده های خانوادگی چیزی غیر از طلاق توافقی نیست.
اگر بدی در هر قسمت جامعه بد باشد در میان خانواده بدتر است و قوانین جاری و بی توجهی به عواقب بسیاری از مقررات معضلات فراوانی برای خانواده ها ایجاد کرده است .
سالها بود که پدران و مادران ما بدور از هر نام و نشانی از دادگاه با یکدیگر زندگی میکردند و کشتی زندگی را به پیش میبردند ،اما مدتیست تبلیغ حقوق میشود و جالب اینجاست که این تبلیغها همه پوشالیست ، نه زن را به جایگاهی که حق اوست میرساند و نه به مرد مجالی برای دفاع میدهد .
با روی آوردن مردم بسوی قانون نقص و اشتباهات آن هر چه بیشتر آشکار شده است و علامت سوالی برای ادامه روند آن است .
متاسفانه قوانین مربوط به خانواده که لازم است انسانیتر از هر قانونی باشد بی انصافترین قوانین است فقط باید جوانان دعا کنند طرف مقابلشان فردی نباشد که آنها را درگیر قوانین دادگاهها بکند .
اگر این اتفاق رخ دهد تنها کسی که میتواند بداد آنها برسد خداست .
عموماً اکثریت مطلق مراجعین به دادگاههای خانواده بشدت از قوانین مربوط به خانواده ناراضی هستند و این نشانه عدم موفقیت این قوانین است .
این مسائل نشان میدهند که این قوانین خیلی قبل از اینها نیاز به بازنگری داشته اند که متاسفانه از آنها غفلت شده است .
انصاف حکم میکند که چیزی که برای دیگران نمیپسندیم برای خود هم نخواهیم و چیزی را که برای دیگران حکم میکنیم خودمان هم به آن عمل کنیم .
این انصافیست که در صورت عملی نشدن کامل عدالت وسیله مناسبی برای احقاق حق انسانهاست .
اما قانونی که برای دیگران بخواهیم و برای خودمان به رسمیت نشناسیم وضعیت را بهتر از این نخواهد کرد.
"در جواب صبا "
اینکه زنی بعد از عقد (و قبل از عروسی) بفهمد تفاهم ندارد و بخواهد طلاق بگیرد مساله کوچکی نیست
تفاهم صد در صد براحتی تحقق نمیابد و هر زوجی با درصدی از تفاهم زندگی میکنند
در بعضی از خانواده ها بحث طلاق براحتی مطرح میشود و نهایت امر بواسطه ندار بودن شوهر زن مهریه هم نمی خواهد و یا مهریه را میبخشد تا طلاق بگیرد .
در این قبیل خانواده ها تصور آن است که با طلاق اوضاع بهتر میشود و البته در 90% اوقات خیلی بدتر میشود .
شاید تصور تعویض شناسنامه در زمان بکارت بعضیها را ترقیب میکند تا با پنهان ازدواج قبلی ازدواج دوباره بکنند !
که در این حالت فریب محقق شده و یک کلاهبرداری مسلم است و اگر هم ازدواج قبلی عنوان شود مسلم است که دید خوبی نسبت به آن زن پیدا نخواهند کرد .
در بعضی از خانواده های دیگر هم موضوع طلاق به این سادگیها نیست و خانواده سنتی تر است قبح طلاق در تفکر بعضیها بسیار زیاد است و براحتی راضی به این موضوع نمیشوند بعضی از خانواده ها آبروی خود فرزندان و حتی افراد فامیل را در گرو این موضوع میدانند .
در ابتدا لازم است که انتخاب با شناخت و صحیح باشد و تا جایی که میشود بعد از عقد طلاق صورت نگیرد چون موضوع ساده ای نیست .در قانون هم همین شرایط در نظر گرفته شده تا مرد براحتی نتواند طلاق دهد و زن هم براحتی نتواند طلاق بگیرد .
در چنین مواقعی باید سوال شود اگر تفاهم نیست و نبوده چرا اصولا عقد رخ داده؟؟!
چرا بصورت مقطعی و با شرایط حقوقی محدود اقدام به محرمیت نمیشود تا آشنائی حاصل شود؟!
آیا همینطور که این خانم تمایل به طلاق داشته و صرفا با نگرفتن مهریه و نه جبران زیانهای مادی و معنوی زوج میخواهد طلاق بگیرد اگر در ازدواج بعدی شوهر این خانم همین فکر را در مورد ایشان بکند که من تصور میکنم با این خانم تفاهم ندارم پس دیگر نظر این خانم مهم نیست مهریه هم ندارم بدهم لطفا دادگاه حکم طلاق بدهد این خانم فکر نمیکند در حق او ظلم میشود ؟
عقد موضوع ساده ای نیست یک پیوند آسمانیست که در محضر خداوند و به کلماتی منشعب از فقه بر اساس موازین الهی رخ داده است .
شاید تصور این باشد که ازدواج و بعد طلاق ؟! اتفاقی نمی افتد که
خب تفاهم نداشتیم .
موضوع به این سادگیها نیست .
بعد از عقد طرفین( زن و شوهر) در قبال هم مسئول هستند تا یا بخوشی زندگی کنند و یا بخوشی از هم جدا شوند اگر در این ازدواج طرفی بر خلاف نظر طرف دیگر مایل نیست به زندگی ادامه بدهد حداقل تا جائی که میتواند بر جای زخمی که بر پیکر آبرو و حیثیت طرف مقابلش میزند مرهمی بگذارد و نظر او را برای این کار جلب کند نه اینکه با اجرای مهریه و نفقه و دادگاه و پاسگاه بخواهد تصمیم به فشار آوردن و ضربه زدن به مرد بکند این عمل آن خانم شبیه عمل مردی است که بخاطر عدم رضایت از زن و برای طلاق و جدائی زن خود را رها کند و برود تا زن هر کاری دلش خواست بکند و نهایت آن طلاق میشود .ولی این روش یک روش انسانی و منصفانه نیست. هیچ انسان شرافتمندی برای راحت شدن خود نمیتواند به دیگری آسیب برساند و البته نفع یک فرد نباید به قیمت آسیب دیگری تمام شود و حتی الامکان باید از راههایی که ضرری به دیگران نمیرسانند برای رسیدن به منافع اقدام کرد . این موضوع در ارتباط با عسر و حرج در قانون آورده شده است لذا وقتی اثبات عسر و حرج ادله ای ندارد طبیعیست قانون هم حمایتی برای از هم پاشیدن زندگی نمیکند .
و انصاف حکم میکند که با رضایتمندی نسبی دو طرف طرفین بر سر ادامه زندگی و یا طلاق توافق کنند .
اما متاسفانه بعضیها کارهایی میکنند که روی بازگشت به زندگی را ندارند و از طرف دیگر امکان طلاق هم نیست و در بلاتکلیفی میمانند .
البته امکانات و قوانین هم باید طوری طرح ریزی شوند که این آزار و اذیتها به حداقل مقدار خود برسد که بنظر میرسد ایجاد تغییرات اساسی در حقوق خانواده و نحوه برخورد با حقوق زن و شوهر لازم باشد تا بعنوان مثال حق مهریه برای زن براحتی نتواند زندگی را مختل کند و زندگی مشترک را بطرف طلاق پیش ببرد .
در طلاق یا توافق بشود و یا قانون تشخیص بدهد ادامه این زندگی غیر ممکن است و در غیر این صورت ابزار ناراحتی از دست طرفین اختلاف گرفته شود .
در ابتدا هم لازم است ازدواجها بر اساس شناخت صورت پذیرد و اگر بشود مشخصات طرفین از جهت تحصیلات و ازدواج قبلی و بیماریها در قسمتی مشخص شود تا با بروز فریبها امکان فسخ راحتتر ایجاد شود (البته این تدبیر باعث خواهد شد که کسی اصلا به فکر تدلیس و فریب نیفتد )
نظرات عزیزان شرکت کننده در بحث :
|
پنجشنبه 14 مهر1384 ساعت: 17:13 |
نويسنده: |
|
خدمت این دوست عزیز عرض کنم بنده هم عین مشکل جنابعالی را دارم و بعد از عقد متوجه شدم دختر خانم آن چیزی نیست که قبل از عقد خانواده اش وانمود میکرد . این شد که خانم هوس پول باد آورده به سرش زد و رفت و نصف مهریه را اجرا گذاشت و بماند که طی این دو سال چه بلاهایی که سر من نیامد ، دادگاه بدوی ، درخواست تقسیط ، حکم جلب ، زندان اوین و دادگاه تجدید نظر و . . . | |
|
سه شنبه 19 مهر1384 ساعت: 12:41 |
نويسنده: |
|
اقای محترم شاید به جای اینکه ان دختر را مقصر بدانید.کمی هم به خودتان توجه کنید!! این شما هستید که نباید گول بخورید و باید بدانید ما یا باید مانند عصر حجر مادر خود را به خواستگاری بفرستیم و به همان شیوه دینداری کنیم و به قسمت خود گردن نهیم و یا سعی کنیم با یک ارتباط سالم شریک اینده خود را تا حدودی که خود تایین می کنیم بشناسیم . در جامعه امروز یا باید مدرن بود یا سنتی هر دو با هم اصولا امکان پذیر نیست در ضمن به نظر من انتخاب شریک زندگی خریدن اتومبیل نیست . خیلی از خانم ها اصولا تا بچه دار نشوند و ازدواج نکنند نخواهند دانست که تغییرات هورمونی چه اثری بر انها دارد . شاید چاق شوند بدون اینکه بدانند!!! و باز به نظر من بجز مواردی از بیماری و سوانح پیش امده که اثر نامطلوبی میتواند داشته در بقیه موارد شما زیاد سخت میگیرید.چون یک انسان همه حسنها را با هم ندارد اگر همسر اینده شما همه شرایظ شما را داشته باشد ولی اندکی شما را درک نکند و سرد و خودخواه باشد شما را راضی میکند؟ حال با توجه به این حرفها اکر هنوز روی حرف خود هستید میتوانید به کارگاهی سفارش دهید تا برای شما یکی بسازند !!!!!!. زنده باشید. | |
|
چهارشنبه 20 مهر1384 ساعت: 8:59 |
نويسنده: |
|
با تشکر از شما دوستان که نظرات خود را ارسال کردید . در جواب هورای عزیز باید نکاتی را یاد آور شوم .این ازدواج متاسفانه در شهرستان صورت گرفت و من از خانواده طرف در خواست نمودم که اجازه بدهند که مدتی نامزد باشیم ولی چون رسم نداشتند و این کار را جایز نمی دانستند اجازه ندادند البته نه ایشان بلکه در شهر ما قریب به اتفاق با این قضیه متاسفانه همین گونه بر خورد می کنند . آیا به نظر شما زنی که حرف شنوی نداشته باشد و هر کاری که دلش می خواهد را انجام بدهد و با این که میداند حضور ش در زندگی من باعث مریضی من و رنج و عذاب است . من را درک میکند ؟ خودخواه نیست ؟ ما 7 ماه است که رابطه ای نداریم و ایشان حتی یک بار با من تماس نگرفته است که لا اقل عذر خواهی کند در دادگاه حتی به اندازه سر سوزنی ناراحت نبود و مادرش می خندید .غرور به این اندازه تا حالا دیده اید . چیزی که برای من مسلم است این است که آنها از همان ابتدا فکر همه چیز را کرده بودند با خودشان گفته بودند که این دختر که مشکل دارد و احتمال پس دادنش زیاد است پس تا جایی که میتوانیم کلک میزنیم اگر گرفت و پسره (جواد) بود که هیچ و اگر هم نشد که پولی باد آورده از او میگیریم و به خاطر همین طرز فکر بود که هنگامی که ماد رمن به آنها گفت که من دختر را نمی خواهم و آنها کلک زده اند د رجواب مادر من سریعا گفته بودند اگر تا 5 سال دیگر هم رفت و آمد نکنید ما نه طلاق می خواهیم و نه پول . اقای هورای عزیز می دانم که نباید انتظار داشت دختر ی با تمام کمالات پیدا کرد . مسلم است . نمی دانم شما ازدواج نموده اید یا نه ولی امیدوارم اگر ازدواج نکرده اید طرف مقابل شما هدفش فریب شما نباشد و گر نه شما هر اندازه که حواستان را جمع کنید متو جه قضایا نخواهید شد . طرف من هدفش گرفتنه پول نقد است طوری که من فهمیده ام فقط و فقط به پول نقد من فکر می کنند و به هیچ عنوان قصد ادامه زندگی ندارند چون خوب میدانند که این زندگی روزی به طلاق منجر خواهد شد . در این میان من و خانواده ام سوختیم . و هیچ قانونی هم از ما حمایت نمی کند و من نمی خواهم مثل خودشان با آنها رفتار کنم شما اگر به جای من بودید (البته خدا نکند) چه می کردید ممکن نبود کسی شما را به کارگاه هدایت کند . مجددا از شما متشکرم | |
|
چهارشنبه 20 مهر1384 ساعت: 10:19 |
نويسنده: |
|
راستش در ادامه این بحث ترجیح میدادم دیگر سخنی نگویم زیرا این بحث به منظور پرسشی حقوقی مطرح شده اما چون دیدم ممکن است جوانی بی تجربه این پرسش و نظر دیگردوستان و جوابیه اقا رامین را بخواند تصمیم گرفتم دیدگاه خودم را روشن مطرح کنم . نازنین شک ندارم که در شرایط روحی خوبی قرار نداری من به عنوان ناظری که خود شما او را به دیدن شرایط خود (با مطرح نمودن پرسش خود) دعوت نمودی کاملا به شما حق میدهم که از شرایط ناراضی باشی . تمام سعی من این است که شما بعد از پشت سر گذاشتن این وضعیت دوباره ان رابوجود نیاوری. راستش زمانی که شرایط شما را برای ازدواج با ان دختر دیدم خودم را به خاطر اوردم که با دختری از نظر حسن وکمال همه چیز تمام ازدواج کردم و بسیار خوشحال زندگی خود را اغاز نمودیم و مشکلات زمانی اغاز شد که یک ماه از ازدواج ما گذشته بود . من فهمیدم که با یک عروسک ازدواج کردم . عروسکی که برای مهیا کردن احتیاجاتش روز به روز باید بیشتر کار میکردم بدون اینکه محبتی دریافت کنم . او ابدا همپا و غمخوار و مهربان نبود. واقعا مثال عروسک بود . بعد از جدایی از ایشان که با صدمات مالی و معنوی زیادی همراه بود. با خانمی اشنا شدم لاغر اندام با چهره ای معمولی که بعد از ازدواجو بارداری چاق شد با این توصیفات من عاشقانه دوستش دارم چرا که خودم را دوست دارم او همیشه باعث شده که من احساس خوبی نسبت به خودم به عنوان یک مرد داشته باشم .او ارزش های من را می شناسد و من ارزشهای او را . چون این تجربه را داشتم خواستم با بیان ان نظر شما را یه ملاکهای معنوی بیشتر جلب کنموالبته زیبایی در زندگی به ویژه بای مرد مهم است اما همه چیز نیست دوست من . در ضمن افرادی که با انها طرف هستید پیداست کار کشته اند و می دانند چه میکنند پس شاید بد نباشد که شما هم بدانید چه می کنید!! و در اخر اینکه اگر مسئولیت خود را در این مورد که (به هر بهانه ای که میخواهد باشد ) شما با اطمینان نا به جا (و یا هر دلیل دیگری که خود حتما بهتر می دانید) باعث شده اید از شما سو استفاده بشود این را بپزیرید و اگر از نظر قانونی باختید.قیمت ان را هر چه که هست بپردازید تا از شر این ادمها خلاص شویدو من مطمئنم دختران زیبا و با کمال بسیاری هستند که ارزو دارند کانون خانوادگی شادی تشکیل دهند و انها منتظر شما هستند. شاد باشی دوست من | |
|
جمعه 22 مهر1384 ساعت: 13:37 |
نويسنده: |
|
سلام به همه دوستان | |
|
جمعه 22 مهر1384 ساعت: 15:8 |
نويسنده: |
|
کمکم کنید | |
|
شنبه 23 مهر1384 ساعت: 8:34 |
نويسنده: |
|
مجددا از شما دوستان متشکرم | |
|
شنبه 23 مهر1384 ساعت: 17:31 |
نويسنده: |
|
با سلام و عرض احترام خدمت این خانم محترم و مدیریت محترم سایت | |
|
يکشنبه 24 مهر1384 ساعت: 14:45 |
نويسنده: |
|
با سلام خدمت آقای کاظمی | |
|
سه شنبه 26 مهر1384 ساعت: 19:2 |
نويسنده: |
|
جناب آقای کاظمی | |
طبق نتایجی که بدست آمده فاصله بین عقد و عروسی زمانیست که زندگیهای نو پا را مستعد طلاق میکند در این مدت علاوه بر اینکه طرفین رسما زن و شوهر هستند ولی از زندگی مشترکی که اغنا کننده نیازهای طرفین باشند بی بهره هستند .
در همین حال اختلافات و تفاوت سلیقه ها طرفین و یا یکی از طرفین را ممکن است به جائی برساند که فکر کند اگر ازدواجی صورت نمیگرفت بهتر بود و راه حل مشکل را در طلاق ببیند .در اینحال تکلیف طرف مقابل که اینطور فکر نمیکند چیست و خسارتهای مادی و معنوی او چه میشود؟
زمان بین عقد و عروسی وقتی طولانی شود زن و شوهر عیبهای یکدیگر را بیشتر خواهند دید ضمن اینکه مجال زیادی برای با هم بودن و استفاده از خوبیهای یکدیگر ممکن است نداشته باشند .وجود اطرافیان زهر دار و دخالتهای مختلف هم مزید بر علت خواهد بود .
در صورت اقدام به طلاق وجود قوانین جاری که بعد از عقد مهریه به زن تعلق میگیرد و جدایی باید با طلاق صورت پذیرد هم مشکلات دیگری بوجود خواهد آورد.
علاوه بر این مسائل مشکلاتی که از طرز تفکر خانواده ها ناشی میشود هم جای تاسف دارد .
معمولا خانواده های دختران ایرانی از اینکه دخترانشان با همسران آینده آنها مدتی در صیغه موقت بمانند تا برای آشنائی بیشتر همدیگر را بهتر بشناسند بیم دارند و گمان میکنند با این روش داماد ممکن است از دستشان در برود .
اغلب در همین خانواده ها بعد از بروز مشکلات رجوع به مهریه های غیر متعارف و غیر انسانی رخ میدهد که بعضیها اصولا بدنبال پول باد آورده و گروهی دیگر فقط بدنبال طلاق میروند .
با بررسی این قبیل مشکلات بنظر میرسد اقدام به عقد دائم برای آشنائی و شناخت بیشتر در حالتی که شناخت قبلی هم وجود ندارد کار اشتباهیست .
در این حال صرفا باید به صیغه موقت(با پایان مدت خودبخود محرمیت تمام میشود) برای محرمیت اکتفا کرد تا اتفاقات ناگواری مثل طلاق کمتر برای افراد پیش بیاید .
زمان عقد و عروسی هم حتی الامکان نزدیک به هم باشد تا مشکلات کمتری بوجود بیاید .البته باید دقت داشت که اکثر این مشکلات زمانی بزرگتر خواهند بود که مهریه خارج از توان مالی مرد باشد(در این حال تهدید به زندان برای طلاق و یا حق حبس مشکلات روحی و روانی فراوانی برای مرد ایجاد خواهد کرد) .
برای افرادی که اصلا شناختی نسبت به هم نداشته اند مدت محرمیت حداقل 6 ماه مدت مناسبی میباشد و با زمانهای یکماه و یک هفته نمیشود شناخت کافی بدست آورد .
با سلام .
باتقدير و تشكر از زحمات شما .اينجانب در تاريخ . . . . . . . با دختري ازدواج نمودم كه متاسفانه با فربكاري هاي زيادي از جانب آنها مواجه شدم .ميخواهم همه چيز را بنويسم چون معتقد هستم كه فريب هر چه باشد بد است و حتي به نظر بنده كسي كه كوچكترين فريب مشهود را انجام دهد لياقت و ارزش زندگي كردن را ندارد .من متاسفانه با افراد بسيار حرفه اي روبرو شدم واين مرا بيشتر ناراحت كرده است . هنگامي كه مادرم براي ديدن دختر خانم به منزل ايشان رفته شرايطي را كه من به او گفته بودم به آنها گفته است شرايط به قرار زير است
1-اگر دختر استعداد چاقي دارد بگوييد.
2 - اگر اهل آرايش است بگوييد
3- از نظر جسمي كاملا سالم باشد
4 - اگر قبلا بيماري داشته است بگوييد
5- هرگونه مريضي مهم و غير مهم را بگوييد
6 - اهل نماز و روزه باشد
7- مطيع و فرمانبردار باشد
جوابهايي كه به مادرم ميدهند در خصوص هر كدام از سواها به قرار ذيل است
1- نه اصلا اين طور نيست
2- نه خدا نكنه ما و اين حرفها ..سيد ال پيغمبر و اين حرفها
3- گل عيب داردو اين دختر عيب ندارد
4- نه هيچ بيماري نداشته است
5-نه هيچ مريضي نداشته است
6- اهل نماز و روزه است
7- آنقدر اين دختر مظلوم و ارامه كه نگو و نپرس
بعد از تصديق شدن خواسته هاي ما من به ديدن دختر رفتم و از او خواستم كه كوچكترين عيب خودش را از من پنهان نكند و من نيز كه كمي از اثر سوختگي دستم از 25 سال پيش مانده به او نشان دادم و گفتم كه تنها عيب من اين است و هيچ مشكلي ندارم بعد از مدتي صحبت كردن با توجه به حرفهاي اين دختر كه كاملا با من همراه بود تصميم به ازدواج با او گرفتم هنگام آزمايش خون ايشان با حالات عجيبي شروع به استفراغ كرد و تقريبا از هوش رفت از مادرش پرسيدم چه شده گفت هيچي استرس داره چيزي نيست بعد از اين كه حالش خوب شد ميخواستم از او بپرسم چه شده كه دايي اش سريع امدو اورا از من دور و با او صحبت كرد و بعد از ان دختر جواب من را به اين صورت داد كه من صبح و شب غذا نخورده ا م و حالم به هم خورده است .خلاصه ازدواج سر گرفت بعد از عقد متوجه شديم كه سر اين دختر پر از افشان است فهميديم كه ايشان موهايش بسيار كم پشت است و به خاطر اين كه ما متوجه نشويم و سفيدي سرش را نبينيم اين كار را كرده است با دقت بيشتر متوجه شدم كه روي سرش يك بر آمدگي واقعا زشت دارد كه بستن موها در پشت سرش از ما پنهان كرده است خلاصه روزها ميگذشت و من واقعا ناراحت بودم و نمي دانستم كه چه بايد بكنم
مدتي گذشت متوجه شديم كه اين دختر وقتي مقداري فعاليت ميكند مثلا يك اتاق را جارو ميكند دست راستش به شدت عجيبي به لرزه مي افتد . و باز مدتي گذشت متوجه شدم كه اين دختر از اب ميترسد با دوست پزشكم جريان را مطرح نمودم گفت اين دختر مرض فوبيا دارد سريعا به ياد اوردم كه در موقع آزمايش نيز حالش خراب شد و طي صحبت با اين پزشك مشخص شد كه ايشان فوبيا دارد . خلاصه بگويم اين دختر كچلي .مريضي اعصاب .فوبيا . پا درد . دارد و همه انها ارا از من پنهان نموده است ضمن اين كه ايشان كارش آرايش كردن است و هر گز به حرف من گوش نمي دهد و قبلا 90كيلو گرم با قد 160 سانتيمتر وزن داشته و خود را به 60 كيلو گرم رسانده و آثارش در تمام نقاط بدنش مشهود است بر خلاف خواسته من و به ميل و اراده خودش شب د رمنزل دوست دخترش با حضور شوهرش ميخوابد . اصلا حرف شنوي ندارد نمي دانستم چه كار كنم رفتم دادگاه كه درخواست تدليس در ازدواج كنم گفتند فايده اي ندارد لذا د رخواست طلاق دادم كه راي نهايي قاضي هنوز صادر نشده است ولي ميدانم كه من بايد نصف مهريه را نقدا بپردازم ولي ندارم و اين دختر هم اصلا طلاق نمي خواهد . آنقدر جوش زدم و غصه خوردم كه تيروپيد من اوت كرد و غمباد گرفتم به ناچار مجبور به عمل شدم و الا ن وضعيت خوبي ندارم و نبايد جوش بزنم و غصه بخورم و خانواده اش با اين كه اين موضوع را مي دانند ولي حاضر به رها كردن من نيستند و با در خواست تقسيط موافقت نمي كنند خواشمندم مرا راهنايي كنيد .چه كنم واقعا با اين دختر چه كار كنم و انچه برايم مسلم است اين است كه حاضر به زندگي حتي براي يك دقيقه با او نيستم . لطفا من را راهنمايي كنيد.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
با كمال تاسف در عين حالي كه فريب در ازدواج بواسطه پنهان كردن عيب و يا عنوان صفات كمالي كه صحت نداشته باشد بسيار زشت و غير انسانيست اما در روند رسيدگي به اين قبيل فريبهايي كه مخصوصاً از طرف دخترها واقع شده باشد برخورد جدي نشده و نميشود .
و اين سهل انگاري و گذشت قانون نسبت به فريب در ازدواج عاملي شده تا هر روز شاهد فريب در ازدواج باشيم .
يكي طلاق ميگيرد و شناسنامه عوض ميكند و با پنهان ازدواج گذشته خود دوباره با ديگري ازدواج ميكند و ديگري عيوبي كه در زندگي مشكل ساز است را پنهان ميكند و با عنوان شرايط سلامتي باعث بدبختي يك جوان ميشود .
متاسفانه و باز هم متاسفانه در قانون حال حاضر ايران هر چند به صراحت بر زشتي اين عمل تاكيد شده و بعنوان عملي مجرمانه مطرح شده است اما در عمل و موقع اجراي قانون با ديده چشم پوشي با فريب دخترها برخورد ميشود .
بخاطر همين موضوع تاكيد دارم شرط صحت و سلامت حتماً در شرايط ضمن عقد از طرف مرد و زن ذكر شود و عيوب هم نوشته شود تا اگر بعد از اين مشكلي پيش آمد حتما قابل پيگيري قانوني باشد .
بعنوان فردي كه از دادگاههاي ايران كم و بيش اطلاع دارم بايد بگويم خيليها همسرشان بعد از ازدواج با چيزي كه تصور ميكرده اند و ميخواسته اند تفاوت دارد و متاسفانه بعضيها فكر ميكنند كلك زدن وسيله اي براي رسيدن به هدف و بدست آوردن همسر است .
هر چند اين روش كوته بينانه آن افراد آنها را به مقاصدشان نميرساند اما در مقابل باعث بدبختي طرفهاي آنها خواهد شد و در كمال تعجب با وجود تاكيد قانون مجازات اسلامي بر مجازات اين قبيل فريبها اصولا مردان فريبكار با برخورد قانوني روبرو ميشوند اما با دخترهاي فريبكار برخورد جدي نميشود.
در حالي كه اگر قانون بخواهد ارزش خود را داشته باشد بايد ترسي در افراد فريبكار ايجاد كند كه حتي فكر فريب را هم به ذهن خود راه ندهند اما متاسفانه در حال حاضر چنين نيست .
کو گوش شنوا ؟!
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: مجلس
دفاتر مطالعات فرهنگي وحقوقي مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي در قالب گزارشي اظهارنظر كارشناسي خود را درباره طرح « اصلاح موادي از فصل نكاح قانون مدني» پيرامون نارساييهاي قانون ازدواج و جلوگيري از مهريههاي غيرمتعارف اعلام كردند.
به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، در اين گزارش كه به درخواست كميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي تهيه شده، موارد اصلاحي و پيشنهادي مركز پژوهشهايمجلس پيرامون تعدادي از مواد قانون مدني مصوب سال 1313 (71 سال پيش) ارائه شده است.
اين گزارش شامل نكات پيشنهادي در خصوص مواد 1036 ، 1040 ، 1044 ، 1080 و ديگر مواد قانون مدني پيرامون مسائلي همچون لزوم اخذ اجازه براي ازدواج دختر از پدر يا جد پدري، تعيين مقدار مهر، شرايط تعلق نفقه، تبيين مصاديق حسن معاشرت زن و شوهر، تشريح وظايف زوجيت و موارد حق فسخ عقد نكاح ميباشد.
در گزارش دفاتر مطالعات فرهنگي و حقوقي مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي پيرامون اصلاح ماده 1103 قانون مدني آمده است: زن و شوهر مكلف به حسن معاشرت با يكديگرند و سكونت مشترك، رعايت شروط ضمن عقد، پرهيز از انجام هرگونه اعمال مضر به سلامت جسمي، روحي و حيثيتي يكديگر، پرداخت نفقه، داشتن روابط جنسي در حد متعارف، كوشش در جهت تامين آسايش و آرامش همسر و تمكين زن در برابر شوهر از مصاديق حسن معاشرت به شمار ميروند.
گزارش ياد شده همچنين در خصوص ماده 1080 قانون مدني كه تعيين مقدار مهر را منوط به تراضي طرفين دانسته پيشنهاد كرده است كه عبارت ذيل به عنوان تبصره ماده (1080) در نظر گرفته شود:
تبصره: تعيين و ثبت مهريهاي كه تاديه آن عرفا خارج از استطاعت مرد باشد، منوط به تضمين پرداخت آن توسط كسي است كه توان پرداخت آن را دارد، در غير اين صورت ممنوع و باطل است.
مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي همچنين پيرامون ماده 1044 پيشنهاد شده مبني بر اين كه «در صورتي كه ولي يا قيم (به هنگام ازدواج دختر) در محل حاضر نباشند و استيذان از آنها نيز عادتا غيرممكن باشد، دختر يا پسر بالغي كه قصد ازدواج داشته باشد، ميتواند با كسب اجازه از دادگاه ازدواج نمايد» تصريح كرد كه اساسا قيم در نكاح ولايت ندارد چه قيم ولي دختر باشد چه قيم خود دختر؛ زيرا ولايت پدري و جد پدري در نكاح (دختر) باكره يك قاعده استثنايي و مختص به آنان است و نميتوان آن را به اشخاص ديگري تعميم داد. به همين دليل اگر پدر و جد پدري فوت كرده باشند، دختر مكلف به كسب اجازه از شخص ديگري نيست. حتي در صورتي كه پدر و جد پدري غايب باشند به نحوي كه تحصيل اجازه امكان نداشته يا موجب مشقت شديد باشد، با توجه به عقيده فقهاي اماميه و ماده 1044 قانون مدني مصوب 1313 دختر حق دارد آزادانه ازدواج كند.
در گزارش مركز پژوهشها همچنين مواد ديگري از قانون مدني در باب نشوز، نفقه، فسخ نكاح به علت تدليس، رياست شوهر در خانواده و نحوه تعيين مهرالمتعه مورد بررسي قرار گرفته و نظرات اصلاحي پيرامون آنها ارائه شده است.
اينكه براي مهريه سقفي تعيين شود و يا خير شايد مساله مهمي نباشد اما بعضي از معضلات بايد حتماً حل شود و حل نشده ماندن آنها اوضاع را وخيمتر ميكند .
يكي از مشكلاتي كه مهريه بوجود آورده ايجاد اختلافات و درگيريها و دادگاه رفتنهاييست كه ريشه در لجبازي دارد و نهايت اين اقدامات معمولاً طلاق است .
وقتي در دين ما تاكيد شده كه مهريه را حتماً به زن بدهيد و ندادن مهريه به زن و حتي قصد اينكه از ابتدا مرد نخواهد مهريه را بدهد بر اساس روايات امر مقدس ازدواج را به اندازه زنا پست خواهد كرد نبايد با مساله مهريه با عنوان كي داده و كي گرفته بر خورد (كسي كه با يان روحيه با مهريه برخورد كند روحيه اي شيطاني دارد) .
در موضوع مهريه دو نكته مهم نهفته است
يكي اينكه حقوق زنها بعد از سالهاي زياد زندگي الزاما از طريق موضوعاتي مثل مهريه تامين ميشود و موارد ديگري در حال حاضر وجود ندارد .
دوم اينكه طبق قانون مهريه حقي است كه بعد از عقد و بلافاصله بعد از امضاي عقدنامه حق قانوني و مسلم زن است .بخاطر همين بعضي از دخترها با اينكه نميخواهند زندگي كنند و ترك زندگي هم ميكنند باز هم بدنبال مهريه ميروند و قانون از آنها پشتيباني ميكند و اين مورد مفهوم كلاهبرداري را تداعي ميكند .
حل مشكلات مهريه بايد با توجه به اين دو موضوع در نظر گرفته شود
يعني اينكه زن با زندگي كردن و زحمت كشيدن در خانه شوهر و تربيت فرزندان و نگهداري از آنها محق است كه متناسب با سالهاي زندگي و صرف جواني خود پشتيباني شود و قانون از او دفاع كند و حقوقش را اعاده كند .
از طرف ديگر مانع كلاهبرداري و يا لجبازيهاي ابتداي زندگي شود كه گاهاً حيثيت جوانان را از بين ميبرد .
لذا وجود مهريه بالا و عندالمطالبه و محق شدن زن بعد از عقد و از طرف ديگر بدون پشتوانه وضع شدن مهريه و نبودن تامين قانوني و اجتماعي براي زنهايي كه ساليان سال زندگي ميكنند و بدون تقصير بيوه ميشوند نميتواند اهداف مناسبي را براي وجود مهريه در پي داشته باشد .
هر چيزي بايد متناسب و منطقي باشد وگرنه ممكن است از آن فساد بوجود بيايد و خود مساله مهريه در حال حاضر موجب فساد شده است .
در حال حاضر با مهريه به اين صورت برخورد ميشود:
اگر مرد داشته باشد از او گرفته مشود) كه اگر مرد نخواهد بپردازد باز هم كار سختيست )
اگر نداشته باشد ميگويند المفلس في امان الله
بخاطر همين اصلا حساب خاصي ندارد
وضع مهريه هم اصلا حساب و كتاب خاصي ندارد .
ممكن است يك جوان در هنگام خواستگاري و از روي هيجانات جواني مهريه هزار سكه اي را بپذيرد . ( كه خود همين موضوع باعث اشاعه فساد مهريه خواهد بود چون با توجه به ظاهر بيني قشر زنان جامعه خيليها خواهند گفت من چه چيزي كمتر دارم كه مهريه من كمتر باشد )
اما در هنگام پرداخت آن ،وقتي دادگاه بررسي ميكند كه جوان ندارد كه بپردازد حكم ميكند كه تا زماني كه جوان مالي به دست بياورد خانم صبر كند .
اين موضوع هم در هنگام مشخص شدن مهريه اشتباه بوده كه از طرف عده اي انجام شده و هم در هنگام پرداخت آن هم هيچ پشتوانه اي ندارد حتي اگر زني چندين سال با شوهرش زندگي كند و مفهوم فريب و كلاهبرداري براي طلب مهريه او نباشد قانون ضمانتي براي پرداخت حق اين زن ندارد .
در حال حاضر پر سودترين معامله براي افرادي خاص اجراي مهريه قبل از تمكين و در حالت بكارت است كه پيرو آن اگر مهريه اي دريافت شد كه فبها اما اگر نشد دوباره با طلاق امكان ازدواج مجدد بوجود خواهد آمد و شناسنامه جديد هم به دوشيزگان داده ميشود .( اين رويه ها غلط است)
قانون بايد از زناني كه اهل زندگي هستند پشتيباني كند و در مقابل افراد كلاش بايستد اما روند فعلي معكوس است .
بيمه مهريه يا هر چيز ديگري كه بتواند آتيه زنان جامعه را تامين كند واقعاً مورد نياز است چون در بسياري موارد مردان توان كافي براي پرداخت حقوق زنانشان را ندارند و با اتفاقاتي مثل فوت همسر و يا طلاق در مواردي كه زن مقصر نيست زنان بدون پناه و حمايت ميمانند .
شايد عنوان بيمه مهريه مفهوم مورد نظر را تامين نكند چون بهر حال بعد از عقد مهريه سنگين طوري نيست كه بشود از طريق بيمه پرداخت و يا با اين روش نميشود جلوي كلاهبرداريها را گرفت چون وقتي مشخص شود به اينصورت راحتتر به مهريه ميتوان رسيد كلاهبرداريها و لجبازيها بيشتر ميشود .( البته در طرحي كه براي اين منظور وجود داشت درصدي از مهريه از ابتدا به حساب بيمه ريخته ميشد كه مانع بعضي مشكلات شود مثلاً 5 يا 10 در صد از ابتدا به بيمه پرداخت شود كه خود مانع افزايش بي رويه مهريه است)
تعيين سقف ساده ترين فكريست كه در اين مورد ميتوان كرد ولي جامع و كامل نيست.
با كم بودن مقدار مهريه بعضي از معضلات حل ميشود اما نبايد براي حل عملي غير منطقي( تعيين مهريه سنگين ) راهي غير منطقي ( مهريه بر اساس شغل پدر) در نظر گرفت .
دختر ساده اي كه تحصيلات خاصي ندارد و يا ممكن است موقعيتهاي خيلي پائيني داشته باشد به صرف اينكه پدرش دكتر است نميتواند صاحب حق شود و از طرف ديگر دختري كه با زحمات زياد به مدارج عالي علمي رسيده به صرف اينكه پدرش فرد ساده و داراي شغلي ساده است نميتواند مورد بي لطفي قانون قرار بگيرد .
اسلام بعد از جاهليت بعضي ملاكها را از بين برداشت وگرنه مهريه در جاهليت به پدر دختر داده ميشد و اسلام اشاره كرد كه به دختر بايد داده شود .
اين به معناي آن است كه شرط اساسي در ازدواج و حقوق ناشي از آن خود دختر است نه پدر او .
شايد يكي از اساسي ترين موضوعات در مورد مهريه اعاده شدن حقوق زنان از آن باشد .
وقتي بسياري براي مهريه به دادگاه ميروند و بعد از كلي صرف وقت و رسيدگي به اعسار و حتي زنداني شدن مردان دادگاه حكم ميدهد كه مهريه فعلاً بصورت يكجا پرداخت نشود چه دليلي دارد كه چنين مهريه هايي از ابتدا ثبت شود .
بعد از كلي صرف وقت و گرفتاريهاي مختلف و درگير شدن سرمايه هاي ملي و شلوغ شدن دادگاهها به نتيجه اي خواهند رسيد كه از روز اول ميشد به آن رسيد .
البته موضوع مهريه علت بعضي طلاقها هم ميشود كه خود جاي سوال دارد .
در حال حاضر وقتي زن بخواهد طلاق بگيرد فشار مهريه يكي از راهها ميباشد اما اگر از روي انصاف بخواهيم قضاوت كنيم بايد ببينيم زن آيا حق دارد كه طلاق بگيرد يا خير اگر واقعا لازم است طلاق اتفاق بيفتد قانون مقدماتش را فراهم كند و اگر لازم نيست اين اتفاق بيفد ديگر مهريه نبايد اهرم فشار شود .
خارج شدن مهريه از موقعيت و جايگاه اصلي خودش مشكلاتي را فراهم كرده كه كم شدن ازدواجها جزء كوچكي از آن است .
مهريه در از هم پاشيدن بعضي از خانواده ها هم نقش موثري پيدا كرده است .
براي جلو گيري از بعضي مشكلات هنگام ثبت ازدواج ميتوان قانوني قرار داد كه ميزان دارائي مرد در ابتدا مشخص شود و مشخص شود كه پرداخت مهريه از طرف مرد امكانپذير است يا خير و اگر اين امكان وجود نداشت راهي براي پرداخت آن مشخص كرد كه امكانپذير باشد مثلا پرداخت مهريه را به زمان دارائي مرد و يا زماني ديگر محول كرد .
با اين كار اگر زن مهريه خود را بخواهد دارائيهاي مرد مشخص است و يك مرد براحتي نميتواند بگويد همه دارائيهايم را از دست داده ام و اگر اين اتفاق افتاده باشد حتماً دليلي براي آن بايد باشد .
با اين وضع تكليف بسياري از مهريه هاي غير قابل پرداخت از ابتدا مشخص ميشود و مثلاً موكول به چند سال بعد ميشود و اين گونه مشكلات به دادگاهها ارجاع داده نميشود .
با اين كار مسوليت مردان هم بيشتر شده و جوانان كشور ما به اين واقعيت كه مهريه را بايد پرداخت كنند و مهريه دادني و گرفتنيست بهتر پي ميبرند .چرا كه در حال حاضر از مهريه جز نوعي تفاخر و بزرگنمائي چيز ديگري در سند عقد نيست ( اما همين موضوع در هنگام مشكلات و لجبازيها كه درخور صبر است به وسيله ضربه زدن تبديل ميشود) اما اگر در ابتداي عقد و قبل از امضاي تمام صفحات عقدنامه دارائيهاي مرد براي موجود بودن مهريه بررسي شود جوانان خواهند فهميد اين حق شوخي نيست و بناچار زماني بايد پرداخت شود ،حتي بعد از فوت جزء ديون ممتاز است كه بايد به زن پرداخت شود .
بيمه مهريه هم روش ديگريست با اين شرط كه به تناسب سالهاي زندگي زن و شوهر قانون از ضمانت اجرائي مهريه پشتيباني كند و بقولي زني كه بيشتر زندگي كرده و عمر و جوانيش صرف شده از پشتيباني قانوني بيشتري براي رسيدن به مهريه برخوردار باشد (البته اين موضوع احتمال درخواست مهريه در سنين بالا را افزايش ميدهد مثل بازخريد شدن كارمندان).
بايد در جامعه اين موضوع جا انداخته شود كه تامين آتيه حق مسلم زن است(نه صرف مفهوم مهريه بلكه تاميني كه براي آتيه نياز دارد مثل مرد) و هر وقت لازم شد بايد از پشتيباني قانون در اين ارتباط استفاده كند . با اين توصيفات فقط مرد نيست كه (با مهريه)ملزم به تامين آتيه زن است بلكه دولت هم وظيفه اي دارد كه از آن غافل است .
اعتقاد به سقف و كف براي مهريه مثل جوابيست كه بدون حل مساله به سوال داده ميشود در حالي كه بعضي از مسائل در دل راه حل مساله است كه به نتيجه ميرسد .
دادن طرحهاي مختلف كار سختي نيست اما نبايد آن طرحها مشكلاتي بيشتر و يا پيچيدگيهاي جديدي در روابط خانوادگي و ازدواج ايجاد كند .
حل اين مساله به منزله ساده تر كردن مشكلات موجود است .
البته ميشود از تركيب طرحهاي مختلف طرحي را براي سامان دادن به مشكلات خانواده و موضوع مهريه در نظر گرفت .
اين موضوع با بررسيهاي كارشناسانه و بررسي معضلات و مشكلات آتي احتمالي قابل طرح ريزي ميباشد ولي قاعدتاً نتايج بهتري از دست روي دست گذاشتن خواهد داشت .من شخصاً بدون هيچ چشمداشتي حاضرم در اين موضوع همكاري داشته باشم و طرحها و نتايج احتمالي آنها را بررسي كنم تا طرحي جامع و كامل در اين ارتباط حاصل شود .
اما در حال حاضر تلاشي جدي براي رفع اين مشكلات مشاهده نميكنيم .
مدارك و رويه رسيدگي به اعسار از محكوم به (مهريه )
بعد از صدور حكم و يا همزمان با رسيدگي موضوع مهريه خوانده (شوهر) ميتواند با دادن دادخواست اعسار(يا تقسيط) تقاضاي رسيدگي و صدور حكم داشته باشد .
بعد از صدور حكم معمولاً دادگاهها دادخواست اعسار را ميپذيرند ولي رسيدگي به موضوع اعسار منوط به قطعي شدن حكم ( پرداخت مهريه) ميباشد .
رسيدگي به موضوع اعسار مانند تمام موضوعات حقوقي با دادن دادخواست و تعيين وقت رسيدگي انجام ميشود .
مداركي كه بايد براي اثبات اعسار و يا تقسيط تهيه كرد به قرار زير است :
برگه قضائي دادخواست
استشهاديه محلي
كپي دادنامه صادره در خصوص مهريه
مدارك مصدق وضعيت مالي از جمله فيش حقوقي و غيره
بعد از تهيه برگه دادخواست ( از طريق اينتر نت هم قابل دريافت است )
مشخصات بصورت زير بايد تكميل شود
مشخصات زن(خوانده) و شوهر (خواهان )نوشته شود
و در صورت در دسترس نبودن دادنامه به شماره دادنامه و شماره پرونده مربوطه استناد خواهد شد .و در صورت در دسترس نبودن اطلاعات مربوط به عقدنامه به حد كفايت و در حد مشخص كردن مشخصات حكم و شماره پرونده اكتفا ميشود .
بعد از تنظيم دادخواست بايد استشهاديه تهيه شود و بوسيله افراد مورد نظر امضاء شود .
( بر فرض در يك برگه a4 و يا برگه سفيد )
استشهاديه محلي
بدينوسيله از اهالي محترم محل و مطلعين مومن و مسلمان طلب گواهي مينمايم
مبني بر اينكه آيا علم و اطلاع كامل و كافي داريد كه اينجانب . . . . . . . توان و استطاعت مالي ندارم تا ميزان محكوم به را بپردازم .چنانچه از موارد مندرج كاملاً مطلع هستيد ذيل ورقه را گواهي نمائيد .
مراتب مورد گواهي اينجانبان است
1-. . . .. امضا
2- . . . . امضا
3- . . . . امضا
4- . . . . امضا
5-. . . . . . . . .
بديهيست افراد امضاء كننده نبايد از فاميل و اقوام نزديك خواهان (معسر) باشند.
بعد از تكميل فرم قضائي و استشهاديه مذكور مراتب به امضاء ميرسد و بهمراه بقيه مدارك تهيه شده براي ابطال تمبر به واحد الصاق تمبر مجتمع قضائي صادر كننده حكم مهريه برده ميشود .
بعد از ابطال تمبر و تهيه پوشه كه هزينه چنداني ندارد بايد از مدارك موجود در دو نسخه ديگر كپي تهيه كرده و براي رسيدگي موضوع اعسار دستور رياست و يا معاونت مجتمع قضائي را بر روي پرونده اخذ كرد و سپس پرونده را به دفتر دادگاه صادر كننده حكم مهريه تقديم كرد (البته ممكن است بعد از ثبت كامپيوتري ادامه كارها خودبخود انجام شود كه شايان پيگيريست ).
بعد از اين مرحله براي رسيدگي به دادخواست وقت رسيدگي تعيين ميشود كه در صورت كمبود وقت ميتوان خواستار اختصاص دادن وقت رسيدگي فوق العاده شد (كه موافقت با آن بستگي به نظر رياست دادگاه دارد ) .
بعد از تعيين وقت و احضار خواهان و خوانده معمولاً در برگه احضاريه مشخص ميشود كه شهود بايد حضور داشته باشند اما در غير آنصورت هم بهتر است شهود امضا كننده براي جلسه رسيدگي حضور داشته باشند و آماده براي دادن شهادت باشند .
براي رسيدگي به خواسته فرد معسر از پرداخت مهريه ،يا فرد معسر بايد شخصاً حضور داشته باشد و يا مي تواند در صورت وجود مشكلات ( از جمله وجود برگ جلب ) به دادگاه لايحه تقديم كند كه اين كار بدون مانع خواهد بود و در روند رسيدگي تاثير خاصي نخواهد داشت .
اما در صورت عدم حضور خواهان (معسر) و نبودن وكيل و ندادن لايحه دادخواست خواهان رد خواهد شد.
لايحه نيز همان مطالبيست كه مورد نظر خواهان و يا خوانده است كه قرار است در دادگاه در بيان دلايل و يا دفاع از خود بيان كند .كه پيشنهاد ميشود حتماً از طرف فرد متخصص و كارشناس نوشته شود .
در خصوص رسيدگي به اعسار بايد توجه داشت عدم حضور خوانده (زوجه ) مانع رسيدگي به اعسار نميباشد و در صورت عدم حضور زوجه نيز حكم متناسب با شرايط خواهان صادر خواهد شد فقط كافيست ابلاغ لازم به زوجه صورت گرفته باشد .
اما حضور زوجه از اين جهت مهم است تا بتواند موارد خلاف واقع كه مورد اشاره زوج است را به دادگاه معرفي نمايد و احياناً پنهانكاريهاي مالي و يا انتقال اموال را به دادگاه اطلاع دهد .
بعد از صدور حكم در اين ارتباط و تعيين مبلغ مشخص براي اقساط ماهيانه و يا پذيرفتن اعسار كامل به شرط اثبات نداري كامل و قطعي شدن حكم صادره بديهيست امكان بازداشت فرد معسر ديگر بخاطر نداشتن امكانات مالي براي پرداخت يكجاي مهريه منتفي ميشود .
اما در صورتي كه مقدار اقساط ماهيانه مشخص باشد و اقساط پرداخت نشود مورد پيگرد اجراي احكام قرار گرفته و ممكن است بازداشت شود .
بنام خدا
شايد يكي از مباحثي كه از ابتداي آغاز بكار اين وبلاگ مطرح بوده صحبت از حقوق زن و مرد بوده است .
من نام حقوق خانواده را انتخاب كردم تا توجه عموم را به اين نكته جلب كنم كه خانواده چيزي فراتر از من و توست .وقتي فكر كردن به منافع فردي زن و مرد باعث شود به خانواده توجه نشود ديگر خانواده اي باقي نميماند تا زن و مرد خود و حقوق خود را در آن بخواهند تفكيك كنند .
جواني ميايد و عنوان ميكند من هزار سكه مهريه كردم و همسرم از حق حبس استفاده كرده و بدون كمترين ارتباطي نصف مهريه خود را ميخواهد و در موقعيت زنداني شدن هستم و آبرويم دارد ميرود .
بدنبال اين مسائل ناله و زاري سر ميدهد كه البته حق دارد .
اين جوان روزي را كه سند عقد را امضاء ميكرد و از روي شهوت و يا . . . . چشم و ابروي دختر مورد نظرش كاملاً چشم عقل او را كور كرده بود را از ياد برده است .
روزي كه بايد فكر ميكرد كه اگر اين مبلغ قرار نيست پرداخت شود اصولاً چرا بايد تعيين ميشد و چرا اينقدر زياد .
آيا آبروي هيچ خانواده با آبرويي با تعيين مقدار مهريه كم و زياد ميشود؟
آن جوان روزي كه بايد به شناخت مناسبي از دختر و خانواده او ميرسيد وقت خود را صرف امور بي اهميت ديگري كرده است و نتيجه چنين رفتاري زياد دور از ذهن نيست .از طرف ديگر قوانين ناقص هم بجاي خود كه در انتها در مورد آن صحبت خواهم كرد .
از طرف ديگر زني ميايد و عنوان ميكند شوهر معتاد دارد و بد بخت و بيچاره شده است شوهرش پولي ندارد كه بپردازد و طلاق گرفتن او بدون مهريه انجام ميشود .و بدنبال اين صحبتها مسائلي در مورد پايمال شدن حقوق زنان مطرح ميكند و آه و ناله سر ميدهد .(البته زندگي چنين زني هم تباه شده است)
همين خانم روزي را كه براي پيدا كردن شوهر نذر و نيازهاي مختلف ميكرده و راههاي مختلفي را براي رسيدن به آرزو ها (و روياهاي ) خود پيموده است فراموش كرده.
روزي كه خواستگار را ميبيند صرف بيان مهريه آنچناني و حرفهايي كه غير از فريب معنائي ديگر ندارد به ازدواج و شوهر كردن دلخوش ميشود و با خودداري از كمترين تعقل خود را مستعد بدبختي ميكند .
در همين حال خانواده ها بجاي باز كردن چشم جوانان و روشن كردن مسير زندگي (چه بسا والدين خود نا آگاه باشند) جوانان را بسمت چيزهايي هدايت ميكنند كه عاقبت خوبي ندارد .
عده اي با ماديگري و عده اي با خشك مقدسي باعث بدبختي جوانان ميشوند .
چطور است كه براي كارهايي كه خيلي هم ارزش حياتي در زندگي ندارد آنها را به كارشناسش ميسپاريم اما در ازدواج صرف وجود عمه و عمو و دائي و خاله كفايت ميكند؟
چطور ميتوان كاري بدون تعقل و علم و بدون شناخت انجام داد و سپس با اين تفكر كه توكل به خدا ميكنيم خودمان را فريب دهيم .آيا اين توكل است يا توهم ؟

اما قانون و حقوق خانواده
بايد به صراحت عنوان كنم كه حقوق وضع شده در خانواده و در قانون مدني بصورتيست كه هميشه فرد مظلومتر و آبرومندتر بيشتر ضربه ميخورد .
وقتي در يك خانواده از اينكه براي مهريه و يا موارد ديگر بخواهند به دادگاه مراجعه كنند احساس شرم ميكنند و يا اينكه با وجود مقصر بودن مرد زن نميخواهد اسم طلاق بر روي او بيايد معلوم است كه چنين زني در خانواده در معرض آسيبهاي زيادي ميتواند باشد .
در مقابل وقتي در يك خانواده با وجود تقصير از طرف دختر براحتي بعد از چند ماه از عقد اسم دادگاه و پاسگاه به ميان ميآيد و بدون هيچگونه رو دربايستي مراحل شكايت و دادگاه و اجراي مهريه و حق حبس و . . . به زندگي باز ميشود بديهيست كه هر مردي از اينكه بخواهد با چنين خانواده اي وصلت كند بايد نگران عواقب وخيم آن باشد .
اما مساله اي كه به آن توجه نميشود عواقب اين رفتار است .
هر چند هر دختري (بخاطر زياد بودن مهريه) ميتواند بعد از عقد مشكلات فراواني براي طرف مقابل خودش بوجود بياورد و با اجراي مهريه و ديگر اقدامات موجب ايراد ضربات روحي به طرف خود بشود اما نهايت كار اين است كه كار به طلاق ميانجامد و ضربه سنگينتر نهايي متوجه خود دختر ميشود .لذا ميتوان انتظار داشت خانواده هايي كه بعد از عقد براحتي با بروز كمترين مشكلات قبل از عروسي تشويق به طلاق ميكنند براي مشكلات و عواقب اين موضوع زياد نگران نيستند و گاهاً طمع بدست آوردن يكشبه پول زياد و يا قصد آزار آنها را به اقداماتشان تشويق ميكند .
اين راهيست كه خيلي از خانواده ها در پيش ميگيرند يعني اقدام به آزار و اذيتي كه آينده فرزندانشان را تباه ميكند و متاسفانه بايد گفت كه قانون چنين راههايي را براي مردم باز كرده است .
در قانون صحبت از حق حبس و ماده 1085 قانون مدنيست اما همين موضوع بعد از اينكه آبروي مرد رفت و احياناً بخاطر مهريه و ماده 2 قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي مرد به زندان افتاد بدون اينكه زندگي مشتركي وجود داشته باشد بر اساس ماده 3 قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي اقدام به تقسيط مهريه ميكند و موجب ميشود مردبا پرداخت اقساط مهريه نجات پيدا كند و باز دوباره شرايط به حال طبيعي بر ميگردد اما لطفي كه اين قوانين در حق خانواده دارند و در واقع خيانتي كه به اسم حقوق به زنها ميشود در موارد زير مشخص ميشود .
وقتي مهريه به اجرا گذاشته شد مرد بخاطر نداشتن زنداني شده و آبرو و حيثيتش از بين ميرود و يا با احتمال خيلي كمتري اعسار خود را قبل از زنداني شدن اثبات ميكند كه بخاطر طول دادرسي كمي بعيد است .
بعد از مدتي پرداخت اقساط و آزادي است .
در مرحله بعد حتماً قبول داريد كه نميتوان با زني كه مرد را به زندان انداخته و آبروي او را برده (چنين قانوني در عقب مانده ترين مناطق و متوحشترين اقوام جهان هم وجود ندارد)زندگي كرد و بايد طلاق اتفاق بيفتد .
در اين حال بر اساس آمار در اكثر موارد مرد ديگر ارزشي براي زن قائل نميشود و زن هم ديگر ميترسد با اين مرد زندگي كند و با بذل مهر طلاق توافقي صورت ميگيرد و يا مرد يكطرفه طلاق ميدهد و مهريه را قسطي پرداخت ميكند .
در واقع ميتوان نتيجه گرفت هدف اصلي اين قوانين بروز طلاق است نه پرداخت مهريه و حقوق زنان چون در انتها كاملاً مشخص ميشود كه مهريه را نميشود با وجود نداشتن مرد از او دريافت كرد پس به مرد تخفيف داده ميشود و از پرداخت يكجاي حقوق زن صرفنظر ميشود .اما با وجود اين وضعيت جالب اينجاست كه چرا بايد زندگي متلاشي شود تا خانواده ها و قانون به اين واقعيت پي ببرند ؟.
در پايان با اينكه زن مقدمات از بين رفتن رابطه زناشوئي را فراهم كرده اما بيشترين ضربه به خود او وارد ميشود .در قانون چنين تلقين شده كه قانون حقوق زن را اعاده ميكند و چه بسيار وكلائي كه بدون اشاره به عواقب اين اقدامات زنان را به گرفتن حقوقشان تشويق ميكنند و در انتها هم طلاقشان را ميگيرند و مهريه را ميبخشند .
آنچنان كه از قوانين حال حاضر كشور به نظر ميرسد حتي اگر زن در زندگي دچار گناهاني چون زنا شود كمترين حقي به مرد بخاطر خيانت زنش تعلق نميگيرد اما در همين قانون به محض درخواست حقوق از طرف زن بدون اينكه حتي مرد دچار اشتباهي شده باشد مشكلات فراواني براي مرد ايجاد ميكند .
وقتي مردي براي طلاق مراجعه كند آنقدر بدهكارش ميكنند كه با وجود منحرف بودن زن باز هم جرات نميكند طلاق بدهد .
اما خيلي از زنها حداكثر با قصد بذل مهر و نگرفتن مهريه به دادگاه مراجعه و تقاضاي طلاق ميكنند و قصد نگرفتن مهريه گاهاً دليلي براي موجه بودن طلاق ميشود چرا كه اگر مرد اينكار را نكند بايد آبروي خود را ببازد .
يكي از نكاتي كه قبلاً به آن اشاره شد موضوع طلاق قبل از عروسي و حق حبس و گرفتن شناسنامه جديد براي دختران باكره است .
اين موضوعيست كه خيلي از دختران را به طلاق تشويق ميكند .
بعضيها با ديد كوته نظرانه خود فكر ميكنند” اين نشد يكي ديگه “ و قانون راه را براي آنها باز گذاشته است .
بر اساس انصاف همان قانوني كه حكم ميكند حقوق زن مانند مهريه اعاده شود زماني كه ميبيند اين امكانات موجب سوء استفاده بعضي دختران ميشود بايد آنها را به مجازات رسانده و از نظر مالي جريمه كند .
وقتي اين روشها وجود داشته باشد و بعنوان مثال هر كدام از طرفين در بروز مشكلات زندگي مقصر باشند محكوم و جريمه شوند مراجعه زياد زنها هم به دادگاهها كم ميشود و حداقل بخاطر طمع و هوسبازي و سوء استفاده از بكارت كسي به دادگاه مراجعه نميكند و اگر كسي هم مراجعه كرد او محق و مظلوم واقعيست .
چرا در قوانين جاري وقتي مردي معتاد و خطر ناك باشد زن مهريه اش را ميبخشد و طلاق ميگيرد و يا قانون نميتواند با او برخورد جدي بكند اما وقتي مرد داراي موقعيت اجتماعي خوبي باشد فشارهاي خود را به او وارد ميكند .
چطور است كه زن بعد از سالها زندگي و تربيت فرزندان و شب بيداريهاي فراوان براي فرزندان با بذل مهريه بايد طلاق بگيرد اما دختران جوان آستين كوتاه و پاچه كوتاه بعد از عقد ميروند تا همه مهريه خودشان را بگيرند و در عين حال حاضر به تمكين هم نيستند و قانون ميگويد فقط مهريه حق است و دختر اگر به سر زندگي نيايد مرد حتي نميتواند به او بگويد بالاي چشمت ابروست (در عمل قانون هيچ كمكي نميكند).((درست است كه مرد امضا كرده كه مهريه را بدهد اما اين حق از تعهد زن براي رابطه زوجيت ايجاد شده حال چگونه است كه اصل موضوع قابليت اجرائي و ضمانت قانوني ندارد اما چيزي كه بر آن فرع شده يعني مهريه حتي موجب زنداني شدن مرد ميشود))
قوانين گذشته كشور ما (در صورت آزار رساندن به زن) دلايلي براي بخشش مهريه و طلاق براي زنان ميشد امروزه با مشكلاتي كه از طرف دختران در فاصله بين عقد و عروسي ايجاد ميشود باب طلاقهاي توافقي باز شده و اكثريت طلاقها به اين صورت است .بديهيست كه مسلم بودن حق مهريه بعد از امضاي سند عقد و حق حبس و تعويض شناسنامه دختران باكره عامل تشويق كننده براي طلاق است .
قوانين ميتوانستند دادن شناسنامه جديد را موكول به رفتار منطقي زوجه در طلاق بكنند نه اينكه هر كاري خواست انجام بدهد و در انتها هم با طلاق توافقي مستعد گرفتن شناسنامه جديد بشود .
تمام مشكلاتي كه از اين وضع براي مردها بروز ميكند بواسطه عقد دائم و مسائل حقوقي مربوط به آن ميباشد .
بايد خاطر نشان كرد موضوعات مالي و مهريه و غيره جزء فروعات زندگي مشترك خانوادگيست ولي توجه قانون به اين موضوعات طوريست كه اين موضوعات فرعي اصل زندگي مشترك را كه با هم بودن و در كنار هم بودن و زندگي با صلح و صفاست زير سوال ميبرد .
در كل اشتباهات فراواني در شكل قوانين جاري وجود دارد و با كوچكترين اشتباه در انتخاب زندگيها براحتي به سمت طلاق هدايت ميشود و قوانين اين امر را تشديد ميكنند و كمتر به صبر و تامل تكيه ميشود .
پس با وجود اين همه معضل مسوليت و عواقب مشكلاتي كه ايجاد ميشود باز هم بيشتر متوجه خود جوانان و احياناً از ريشه انتخاب اشتباه اوليه آنها ميباشد .
تا چه زماني كسي بيايد و دلش براي اين وضع اسف بار بسوزد و قدمي بردارد .
نظر يك دوست
طرح تعيين سقف براي مهريه هم قطعا با شكست مواجه خواهد شد چرا كه مشكل از اينجا نيست . مشكل از آنجا است كه اگر مهريه يك خانم يك ميليون تومان هم باشد ، جواني مثل من اول زندگي اين پول را ندارد و وقتي خانم از اهرم فشارش استفاده كرد و رفت مهريه اش را اجرا گذاشت باز هم جوان بدبخت مردم بايد تشريف ببرد زندان . من يكي از قربانيان مهريه سنگين هستم و بخاطر اين موضوع زندان هم رفته ام . خانم هنوز يك دقيقه با من زندگي نكرده اند ، بعد از عقد و در دوران نامزدي نصف مهريه را اجرا گذاشتند به اين نيت كه اين وسط يك پول درست و حسابي به دست بياورند و بعد از من طلاق بگيرند و فكر ميكنند چون هنوز باكره ميباشند خيلي راحت دوباره ميتوانند ازدواج كنند . اما خدا آن بالا جاي حق نشسته است و در نهايت مهريه قسط بندي شد . اين را ميخواهم بگويم كه نمايندگان محترم مجلس لطف كنند و دنبال طرح هاي بيهوده كه مشكلي را حل نميكند نروند و اول فكري براي اعمال ماده 2 در خصوص پرونده هاي مهريه بكنند . يا اينكه طرحي را در دستور كار قرار دهند كه به واسطه آن ، زني كه مشابه همسر بنده حتي يك ثانيه هم با شوهرش زندگي نكرده نتواند به همين راحتي مهريه را به اجرا بگذارد و حكم جلب مرد را بگيرد و پدر جوان مردم را در بياورد . حداقل در چنين مواردي زندان برداشته شود يا حكم اعسار و تقسيط از همان اول صادر شود يا اعمال ماده 2 براي اينگونه پرونده ها برداشته شود . همچنين حداقل نمايندگان محترم طرحي را تصويب كنند كه رسانه يا سازمان يا هر تشكيلاتي مامور شود به جوانان قبل از ازدواج آگاهي هاي لازم در خصوص قوانين خانواده ، حقوق طرفين ، عواقب مهريه هاي زياد ، شروط ضمن عقد ، قانون نحوه اجراي محكوميت هاي مالي ، حق حبس و . . . را بدهند تا زندان ها مملو از افرادي كه بخاطر جرم نكرده در زندان هستند نشود و افراد قبل از ازدواج ، آگاهانه عمل كنند و يك حداقل اطلاعاتي از حق و حقوق خود داشته باشند نه اينكه بعد از زندان افتادن به حقوق خود واقف شوند
با تشكر - عليرضا كاظمي
با تشكر از اين دوست عزيز كه صحبتهاي خود را صادقانه نوشته اند بايد عنوان كنم مسائل مربوط به خانواده از ديد مسولين دور است شايد مثل خيلي از مسائل ديگر جامعه با اين تفاوت كه آسيبهاي ناشي از مشكلات خانوادگي اثرات وخيمي در جامعه خواهد داشت .
شايد بنظر برسد موضوعي مثل فرزندان طلاق خيلي مهم است و مسائل مربوط به طلاق قبل از عروسي زياد مهم نيست .
اگر چنين تصور شود بايد بگويم سخت در اشتباه هستيد چون ناراحتيهاي روحي ناشي از مسائلي مثل حق حبس و مهريه و ماده 2 و . . .چيزهايي نيست كه اثارش بزودي از بين برود و در نهايت ديد بدي كه نسبت به زنان جامعه ايجاد شده و گاهاً بخاطر نا آگاهي جوانان از فقه اسلامي موجب ميشود جوانان از اسلام و فقه دچار تنفر شوند .
وقتي در اسلام چنين در نظر گرفته شده كه زن از حق حبس استفاده كند و در حال حاضر حتي يكي از حضرات حاضر نيستند در مورد سطح و مقدار منطقي مهريه حرفي بزنند بديهيست كه جوانان به دام ميافتند و عده اي از ازدواج گريزان خواهند شد و عده اي ديگر به فحشا روي خواهند آورد كه بايد اذعان كرد در حال حاضر اگر چه فحشا با روحيه هر فردي ممكن است سازگار نباشد اما بلحاظ آسيبها و ناراحتيها و گرفتاريها و نابسامانيهاي قوانين حقوقي خانواده براي جواني كه بخواهد گرفتار حق حبس و عدم تمكين و ماده 2 و نفقه و غيره شود همين قوانين و فرهنگي كه در جامعه ما رونق پيدا كرده مشوق فحشا و منكر شده است .
در حال حاضر با وجود تعويض شناسنامه دختران باكره اي كه قبل از عروسي طلاق ميگيرند بسيار احتمال دارد هر جواني با يك دختر كه قبلا به اين صورت شوهر داشته ازدواج كند و گرفتار بسياري از مشكلات شود (مثل يكي از دوستان كه داستان زندگي خود را قبلا مطرح كرده بود)
در اين حال با وجود مهريه هاي سنگين و عدم برخورد با اين گونه فريبها با دختراني كه مرتكب فريب ميشوند برخوردي نميشود (در حالي كه براي پسراني كه مرتكب فريب ميشوند مجازات زندان در نظر گرفته ميشود ) و چه بسا همين زنان با فشار مهريه مرد را به زندان هم مياندازند .
وجود راههاي فرار قانوني بسيار براي زنان مثل حق حبس و در پي آن عدم تمكين و درخواست نفقه و در نهايت نابود كردن زندگي يك جوان و گرفتن طلاق پايان راه نيست .اثرات اين سهل انگاريهاي قانوني بسيار وحشتناك خواهد بود .
قوانين ميتوانستند زنان و مردان را ملزم كنند ازدواجهاي قبلي خود را صراحتاً عنوان كنند و در غير اين صورت مجازات زندان براي مرد يا زن متخلف در نظر گرفته ميشد .
بايد سوال كرد چرا از دختران مانند پسران آزمايش خون و ايدز گرفته نميشود ؟
چرا همانطور كه پسران آزمايش تالاسمي ميدهند از دختران هم اين آزمايش بعمل نميايد تا اگر دختران ناقل بودند مردها تكليف خود را بدانند .
چرا براي مردي كه ترك انفاق ميكند مجازات زندان وجود دارد ولي براي زني كه ترك منزل و زندگي مشترك ميكند و با وجود تقصير از طرف زن تمكين نميكند هيچ راه چاره اي وجود ندارد .مگر نفقه و تمكين حقوق متقابل زوجين نيستند؟
با وجود چشمهاي بسته قانون در كشور ما جوانان بايد بسيار مواظب باشند چون هم بايد قانون باشند و هم قاضي و جاهايي كه انتظار ميرود قانون احقاق حق بكند مشكلاتي براي جوانان بوجود ميآورد كه از قانون گريزان ميشوند .
امروزه يكي از مشكلات ميان زوجهاي جوان كه به واسطهي آن كانونهاي خانوادگي در همان سالهاي اول از هم ميپاشد، نبود صداقت و فريب خوردن يكي از طرفين يا اصطلاحا فريب در ازدواج است كه حجمي از پروندههاي دادگاه خانواده را به خود اختصاص ميدهد.
طبق مادهي 648 قانون مجازات اسلامي فريب در ازدواج جرم محسوب شده و فريب دهنده به مجازات خواهد رسيد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با توجه به پروندههاي موجود در دادگاهها، بيشتر فريبهايي كه از جانب آقايان صورت گرفته، دروغ در بيان داشتن تحصيلات عاليه، شغل مناسب و يا حتي ادعاي فرزندي يكي از خانوادههاي معروف بوده است و در مقابل فريبهايي كه از جانب خانمها صورت گرفته اكثرا مبتني بر پنهان كردن ازدواج در گذشته است كه با آشكار شدن اين موارد، فريب خورده شكايت خود را تحت عنوان فريب در ازدواج به دادگاه ارائه ميدهد.
قاضي محمدحسين نيكوكلام در ارتباط با فريب در ازدواج به خبرنگار ايسنا گفت: در مبحث نكاح با عنواني به نام فريب در ازدواج يا تدليس مواجهيم. بر مبناي ماده 438 قانون مدني تدليس عبارت از عملياتي است كه زن يا مرد يا شخص ثالثي انجام داده و موجب فريب در امر ازدواج شود.
ايجاد حق فسخ براي فريبخورده
اين قاضي دادگاه خانواده در اين خصوص گفت: بر اساس ماده 1128 قانون مدني اگر براي يكي از طرفين صفت خاصي شرط شده و بعد از عقد مشخص شود كه طرف مذكور فاقد وصف شده، بوده براي طرف مقابل حق فسخ خواهد بود. خواه وصف مذكور در عقد آمده باشد و يا عقد متقابلا بر آن بنا شده باشد.
وي درباره نكات اين ماده گفت: اول اينكه صفت خاص شرط شده داراي نفع، فايدهاي عقلايي و مشروع باشد. دوم اينكه بايد صفتي باشد كه موجب ترغيب فرد شود يعني فرد با اتكا به اين صفت، با شخص ازدواج كند حال ميتواند اوصاف ظاهري باشد و يا دربارهي شخصيت مادي و معنوي فرد صورت گيرد.
دكتر ايراندخت نظري، وكيل دادگستري در اين زمينه به خبرنگار ايسنا گفت: در قانون مدني مقرراتي داريم كه اگر كسي طرفش را در ازدواج فريب دهد موجب ايجاد حق فسخ براي فرد فريب خورده ميشود.
وي گفت: فسخ ازدواج با طلاق فرق ميكند، در قانون مدني حق طلاق با مرد است و قانونگذار براي اينكه اين حق خيلي به صورت وسيع استفاده نشود و گاهي مورد سوءاستفاده قرار نگيرد، حق فسخ را ايجاد كرده است؛ يكي از موارد فسخ، فريب در ازدواج است كه در صورت تدليس طرف فريب خورده بدون اين كه بخواهد به سراغ طلاق رود نكاح را فسخ ميكند.
مجازات فريب در ازدواج
قاضي نيكوكلام دربارهي مجازات فريب در ازدواج به ايسنا گفت: دو راهكار موجود است. فرد فريب خورده يا ميتواند از طريق كيفري شكايت كند كه در اين صورت 6 ماه الي 2 سال حبس تعيين ميشود يا ميتواند اقدام حقوقي كرده تقاضاي حق فسخ كند. فسخ ازدواج تشريفات خاص طلاق را ندارد و فريب خورده ميتواند به راحتي طلاق را فسخ كند.
پورزاهدي، وكيل دادگستري در اين زمينه به خبرنگار ايسنا گفت: دادگاه در صدور حكم مجازات مجاز است كه ميزان حبس را بر ميزان حداقل يا حداكثر تعيين كند ولي همين دادگاه ميتواند به لحاظ جهات مخففه يعني با توجه به اينكه فرد فريب دهنده جوان بوده و داراي سوءسابقه نيست، جريمه را حتي تا ميزان 50 هزار تومان تخفيف دهد يعني كاملا بستگي به دادگاه دارد كه ميزان حبس و مجازات را به چه حدي تعيين كند.
مسعود خسروي، وكيل دادگستري در همين ارتباط اظهار داشت: فريب شايع در خانمها اين است كه خانم سابقه ازدواج داشته اما كتمان ميكند يا شناسنامه المثني ميگيرد يا به نوعي خود را ازدواج نكرده معرفي ميكند. البته دادگاه به اين مسائل توجه چنداني ندارد و مجازات آنها را بالا تعيين نميكند، معمولا براي اين گونه موارد حبس تعيين نكرده و فقط جريمهي مالي براي آنها در نظر ميگيرد.
فريبهاي زياد و شكايات كم
خسروي گفت: در درصد زيادي از ازدواجها فريب صورت ميگيرد اما تعداد كمي از آنها منجر به شكايت ميشود. معمولا دخترها و پسرها متوجه نيستند دروغي كه قبل از ازدواج گفته شده فريب در ازدواج است و ميتوانند طلاق بگيرند، علت آن هم نداشتن اطلاعات كافي است.وي در ارتباط با آمار و ارقام فريب در ازدواج نيز بيشتر پروندههاي فريب در ازدواج را در تهران دانست و علت آن را هم زياد بودن جمعيت و آشناييهاي كمتر خواند و يادآور شد: در شهرستانها معمولا افراد، يكديگر را ميشناسند و به ندرت فريبي صورت ميگيرد.
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق اجتماعي