نقش تفاهمات جنسی و جسمی در موفقيت ازدواج

نقش جاذبه جنسي و تفاهم جنسي در ازدواج موفق

 

جاذبه جنسي ريشه در ژنتيك افراد دارد و از اين جهت ممكن است فردي از جهت جنسي برايمان جداب بوده و يا فردي برايمان در نگاه اول جذاب نباشد .

اما اينكه چرا اين جذابيتها بين ما و فرد ديگري بوجود ميآيد رابطه مستقيمي با بيوشيمي جنسي فرد مقابل و خود ما دارد ، اگر آن فرد هم مثل ما از خود امواج دروني جنسي منتشر كند براي ما جذابيت خواهد داشت وگرنه ممكن است از نظر جنسي اهميت زيادي براي او قائل نباشيم .

تمام مطالبي كه عنوان شد مربوط به برخوردهاي اوليه ميباشد كه نقش موثري در تفكرات آينده ما دارد .

در مورد جاذبه جنسي بايد بدانيم :

هنگامي كه رابطه را با كسي كه از لحاظ جنسي برايتان جذاب نيست ادامه ميدهيد خود را نا خواسته به سمت خيانت پيش ميبريد .

هميشه جذابيت جنسي بايد ارتباط شما و نامزد و يا همسرتان را از حالت دوستي معمولي خارج كند و معناي ديگري به آن بدهد .

اگر در ابتداي رابطه جذابيت جنسي زيادي احساس نميكنيد تقريباً غير ممكن است در ادامه اين جذابيت افزايش پيدا كند .

 

اما بحث مهمتر تفاهم جنسيست

اين نوع تفاهم ديگر به نگاه اول و برداشتهاي سطحي اوليه بستگي ندارد ، اين تفاهم با مرور زمان و بوجود آمدن ديگر انواع تفاهمات در كنار هم حاصل ميشود .

بعنوان يك نكته بايد گفت كه جذابيت جنسي به دوام و بقاي زندگي زناشوئي كمك ميكند ولي همه مشكلات را حل نميكند .

دو نفر براي آنكه بتوانند در كنار يكديگر بمانند نيازمند تفاهمات فكري و جسمي و روحي هستند .

هر قدر ديگر تفاهمات بهتر و بيشتر حاصل شده باشد تفاهم جنسي هم ميتواند بهتر حاصل شود .

جاذبه جنسي يكي از اركان تفاهم به حساب مي آيد و در صورت وجود آن ديگر تفاهمات تسهيل مي شود . و زماني كه شما با فردي از نظر فكري و روحي و جسمي تفاهم داريد در ايجاد تفاهم جنسي موفقتر خواهيد بود .

از اين صحبتها نبايد اين برداشت را داشته باشيم كه هر فردي كه در نگاه اول از جذابيت جنسي بالائي در چشم ما برخوردار نيست نميتواند همسر خوبي باشد بلكه اين اشارات به آن معنا بود كه زندگي مشترك نميتواند بدون جذابيتهاي جنسي موفق باشد .اما همچنان وجود بعضي جذابيتهاي جنسي بهمراه تفاهمات فكري و روحي و . . . . ميتواند تفاهمات جنسي خوبي بوجود بياورد .

مهم اين است كه اين تفاهمات همه جانبه باشد و سهل انگاري و يا از روي گرسنگي جنسي و يا چشم پوشي بر روي مسائل و يا ترس از روبرو شدن با مشكلات نباشد .

گاهي مشكلات را در ذهنمان كوچك جلوه ميدهيم و علت آن ترس از روبرو شدن با آن مشكلات است و يا تظاهر به تفاهم ميكنيم در حالي كه اين تفاهم نبوده و يك نياز غريزي صرف و نگرش تك بعدي بوده است .

در چنين مواقعي با ترس از روبرو شدن با مشكلات، مشكلات بزرگتري بوجود آورده ايم و خود را در رنج قرار داده ايم .

بايد اشاره كنم همه مشكلات بد نيستند بلكه فقط مشكلاتي كه ما را نا اميد و ناتوان ميكنند براي زندگي ما خطر ناك هستند بخاطر همين بايد با مشكلات روبرو شد و آنها را حل كرد .بايد با مسائل زندگي از ابتدا صادقانه روبرو شد .

تفاهم جنسي قابل رشد است اما جاذبه جنسي قابل افزايش نيست ، افزايش تفاهم جنسي به اين عامل بستگي دارد كه چقدر در ديگر تفاهمات با همسر و يا نامزدتان به موفقيت رسيده باشيد و چقدر براي هم قابل درك باشيد و چقدر براي اينها سعي كنيد .

پاسخ جوانان به مسائل جنسي

آيا آگاهي جوانان نسبت به مسائل جنسي زياد شده ؟

 

عكس سكسي فيلم صور سكس خانوادگي مواقع سكس افلام سكس عربي فارسي عرب قصص سكس عكس سكسي فيلم صور سكس خانوادگي مواقع سكس افلام سكس عربي فارسي عرب قصص سكس عكس سكسي فيلم صور سكس خانوادگي مواقع سكس افلام سكس عربي فارسي عرب قصص سكس

متاسفانه با توسعه ابزار و وسايل گسترش علم و توسعه ارتباطات زياد به ريشه مسائل در كشور ما توجه نشده است .

در سالهاي گذشته سن دسترسي به اطلاعات و مفاهيم علمي و غير علمي جنسي بسرعت كاهش يافته . شايد در 10 سال پيش ميشد گفت يك جوان 18 ساله پسر چشم و گوش بسته است اما در اين زمانه نميتوان گفت يك دختر 15 ساله چشم و گوش بسته مانده  .

دليل آنهم مشخص است عموماً با مطالب و امكانات مختلف تحريك كننده سر و كار دارند و متاسفانه قسمتي از تفريح جوانان شده بدون اينكه مسوليت رفتار جنسي براي جوانان تبيين شده باشد .

شايد 10 سال پيش ديدن عكس سكسي چيز عجيب و خارج از عرفي بود اما الآن نداشتن ماهواره و كامپيوتر و . .  عجيب شده . اين مسائل باعث شده در اين چند سال مصرف كنندگان سكس بيشتر شده در عين حال اين مصرف كنندگان اطلاعات مفيدي هم در مورد خودشان و يا نيازها و يا عواقب اعمالشان ندارند .

بايد گفت كه هر چند سن درگيري جوانان جامعه با مسائل سكسي كم شده است اما اغلب آمادگي و اطلاعات كافي را براي مديريت شرايط ، نميتوان در آنها ديد .

در بعضي از رشته هاي تحصيلي واحدي بنام روانشناسي وجود دارد كه گاهاً در مسائل جنسي و احساسات جنسي و موشكافي نيازها و رفتارهاي دو جنس وارد ميشود .بنظر من اين واحد تحصيلي خيلي ضروري تر از واحدهايي مثل تنظيم خانواده ميباشد .

تنظيم خانواده دستور مصرف سكس است ولي واحد روانشناسي افراد را به درك صحيح از خود ميرساند و نيازهاي جنس مقابل را كمابيش معرفي ميكند و ميشناساند .

بايد خاطر نشان كرد كه روابط جنسي در زندگي زناشوئي نه لذت طلبي صرف و نه تفريح است .

شايد اگر ميتوانستيم بگوئيم مثل ممالك غربي لذت طلبي اولويت بالائي را در زندگي ما به خود اختصاص ميدهد ميتوانستيم تصور كنيم لذت طلبي جنسي چه قبل و چه بعد از ازدواج يك امر طبيعي و بالقوه است كه بايد براحتي به حالت بالفعل در آيد .

اما شخصاً با اين تعبيرات مخالفم . روابط و جاذبه هاي جنسي هم مثل بقيه جوانب زندگي زناشوئي ميتواند مقدس باشد به شرط آنكه بر اصول صحيح خود بنا شده باشد .

روابط جنسي زن و مرد هم از ابتدا بر اين اساس استوار ميشوند كه بايد به تكامل رسيده و در ماهيت خود به بهترين شكل برسد .

رفتار صرف لذت جويانه و گاهاً افراطي بعد از ازدواج، زوجها را به كمال نميرساند و گاهاً ابزار طلاق آنها را فراهم ميكند .

اين مسائل بخاطر اين است كه بجاي بررسي اساسي نيازهاي جنسي زن و مرد پايه زندگي و تعامل بر مصرف گرائي بناشده است .

مرد بايد بداند روابط و تعاملات جنسي براي او مسؤليتهاي احساسي بدنبال دارد و زن هم متقابلاً در كنار احساسات تعهدات جنسي دارد .

در تعاليم اسلامي داريم كه روي آوردن به غرايز از طرف مرد بدون توجه به احساسات زن ستميست كه به زن ميشود .و براي زن تبيين شده هر قدر در مقابل مردهاي غريبه خودنگهداري بايد در عوض در كنار شوهر حيا را كنار بگذاري و در سكس تكبر نداشته باشي .

و اين مباحث اگر درست پياده شوند چقدر جلوي انحرافات و مشكلات را ميتوانند بگيرند .اما آموزه هاي جوان 18 ساله ما امروز به تماشاي فيلم سكسي منحصر ميشود و وقتي بحث ميشود خيليها ميگويند جوانهاي امروزي ديگر همه چيز را ميدانند اما غافل از اينكه جوانان امروزي اكثراً هيجانات را ميآموزند و دستور مصرف سكس ميگيرند بدون اينكه دلايل و تقيدات و تعهدات رفتار خود را بشايستگي درك وريشه يابي كرده باشند .

لذا ميشود انتظار داشت كه همين بقولي آموزه هاي سكسي جوانان عصر ما مقدمات مشكلات و ناهنجاريهاي خانوادگي و اجتماعي را بوجود بياورد .كه البته اينها هم مثل بقيه چيزها نياز به آموزش داشته و بايد در مورد آنها سطح اطلاعات جوانان را بالا برد .

از طرف ديگر جوانان بايد دقت داشته باشند كه زندگي زناشوئي خوب و موفق لازم است روابط و نيازهاي قابل درك بوسيله طرفين را در متن خود داشته باشد .بنابر اين درك مناسب از نيازهاي طرف مقابل خيلي مهم است و حتي بايد بررسي شود آيا نيازهاي جنسي دو طرف با هم تناسب دارد يا خير ، چون در اين وضعيت ممكن است حالت تحميل پيش بيايد و سردي يك طرف براي زندگي مشترك مشكلات بوجود بياورد كه حتماً بايد قبل از ازدواج از طرف متخصصين بررسي و مشخص شود . بنابر اين لازم است قبل از ازدواج جوانان بررسيهاي نيازهاي جنسي خود را هم مثل ديگر پارامترها بررسي كنند و به صرف تمايلات سطحي و غريزي و يا احساسي وارد يك زندگي سخت نشوند .

 

حقوق زن

حقوق يك زن واقعاً چيست ؟

 

آيا ساده لوحانه نيست  به زني كه در جامعه ما زندگي ميكند بگوئيم حقوق شما مهريه ونفقه و حضانت و جهيزيه و طلاق است .پس حق زندگي زن كجاست؟ قوانين ايران با اينهمه طول و عرض و عنوانهاي مختلف چه جايگاهي در بهبود زندگي و ايجاد شرايط مساعد براي بانوان ايجاد كرده اند ؟

بانوان محترم از فردا همه به دادگاه مراجعه كنيد چون قرار است براي شما مشاور هم بگذارند تا حقوق شما را مطالبه كند ؟! .

ديروز در دادگاه خانواده بودم زني داشت گريه ميكرد

مرد ميگفت من مايل به طلاق هستم و حقوق همسرم را ميدهم

زن كه اتفاقاً تحصيل كرده هم بود با شيوه و ناله ميگفت پول به چه در من ميخورد من و خانواده ام با آبرو هستيم نميتوانيم نام و ننگ طلاق را بپذيريم .

جالب اينجا بود كه شوهر خانم يك وكيل خانم هم بهمراه داشت اما خانم تنها بود .دادرس عنوان كرد حقوق زن در قانون مشخص است و حق طلاق هم مشخص است .

من و هر فرد ديگري كه حضور داشت از گريه هاي زن ناراحت شده بوديم .

ايشان فقط بخاطر آبروي خود ميگريستند .

در مقابل ما خانواده ديگري حضور داشت .

 

شرح حال خانواده مذكور:

عقدي با سرعت بوقوع ميپيوندد و اجازه نامزدي براي يك مدت كوتاه هم نميدهند و دو ماه بعد از عقد اختلافات بالاگرفته و خانم وكيل اختيار ميكنند و مهريه اجرا ميگذارند و خواستار نفقه شده بهمراه اينها تقاضاي طلاق(از نوع عسر و حرجي) ميكند در عين حال حتي يك روز زندگي مشترك وجود نداشته و خانم باكره ميباشند . . . .

 

مادر اين دختر خانم كه نقش فراواني در شدت گرفتن اختلافات داشته اند رو به جمع بانوان حاضر در سالن دادگاه ميكنند و براي شماتت طرف مقابلشان(دامادشان) با اشاره به گريه هاي آن زن بيچاره عنوان ميكنند: اين مردهاي كثافت

البته جاي بحث نبود و بقول معروف از كوزه همان برون تراود كه در اوست .

وچه جالب بعضيها از آب گل آلود ماهي ميگيرند .

خانواده اي كه بعد از مدت كوتاهي بحث طلاق را به پيش ميكشند و اين حرف را با قاطعيت مطرح ميكنند و در عين حال به داماد عنوان ميكنند اگر آبروي خود را دوست داري و نميخواهي آبروي خود را ببازي و در محل كارت با آبرو ريزي روبرو شوي بهتر است مهريه را بدهي و طلاق هم همچنين .هر چند شوهر اين خانم حاضر به پرداخت مقداري پول بود تا با اين شرايط آبروي خود را حفظ كرده و حتي همزمان با آن طلاق هم حاضر بود بدهد و يا اينكه دختر بر سر زندگي مشترك بيايد اما خانواده دختر مانع بودند آنها مبالغ قابل توجه به انضمام طلاق را در دستور كار خانوادگي خود داشتند و وكيلشان قرار بود به اين خواسته ها جامه عمل بپوشاند .

انصافاً در محل كار و زندگي اين جوان هر كاري كه ميتوانستند كردند و تقريباً ديگر كاري نمانده بود كه نكرده باشند .حالا سه سال از ابتداي عقد گذشته و با اقداماتي كه شد حتي نتوانستند مهريه بگيرند و در اقدامات حقوقي خودشان گرفتار و اسير شدند .نفقه و طلاق هم خيلي راحت در دادگاه رد شد .

نفرت آن خانم زياد بي مورد نبود چون آنها آبروي خود را وسيله كردند تا به ماديات برسند اما پولي حاصل نشد و ضررهايي هم از جهت گرفتن وكيل شامل حالشان شد و آبرويشان هم مقدمتاً با اقدامات خودشان رفته بود .

حالا فكر مي كنيد وكيل و مشاور چه كمكي ميتواند به اين قبيل خانواده ها و يا آن زني كه عنوان ميكند من آبروي خودم را ميخوام و پول بدرد من نميخورد بكند .

راه حل قانوني براي اين قبيل موارد وجود ندارد .در واقع قانون ناقص است ، مخصوصاً در بخش خانواده اين نقص خيلي مشهود است .

مفهوم زندگي زناشوئي چيز پيچيده اي نيست .زندگي از با هم بودن و تفاهم و گذشت بارور ميشود اما در عين حال هيچكدام از اين مفاهيم قابليت اجرا در قانون را ندارد .

با اين وضعيت بهترين روش كم كردن وروديهاي دادگاههاست .دادگاهي كه حد نهايت قدرت اجرايي آن مهريه ونفقه و طلاق است چه ارزشي براي بهبود جامعه دارد .

تازه اگر اين حقوق واقعاً توسط قانون تضمين شود خوب است گاهي يك مهريه 50 ميليون توماني با يك دادخواست اعسار تكليفش مشخص ميشود .وقتي مرد نداشته باشد چكار ميخواهند بكنند . پس قانون در همان محدوده توانائيهاي قانونيش هم ضعيف و گاهي ناتوان است .

قانوني كه اين جايگاه را دارد چگونه به صراحت وكلاي دادگستري روز اول زن را به پافشاري بر روي حقوق مادي خود وادار ميكند تا در نهايت كار مشخص نيست به حقوق مادي برسد و شايد هم اصل زندگي خود را از دست بدهد .

چرا قانون اولويتهاي زندگي و خانواده را مشخص نكرده ؟ چرا نيامده و بگويد اول بقاي خانواده دوم تضمين حقوق زن سوم . . .

قانون گفته اول حقوق زن آنهم معلوم نيست، ديگر جائي براي بقاي خانواده هم باقي نگذاشته .تنها لطفي كه قانون در اين سالها به خانواده ها كرده اين بوده كه طلاق را سخت كرده است و اين باعث شده بعد از طلاق هم جوانان بخاطر گذشتن از مراحل پيچ در پيچ طلاق دوباره جعبه شيريني بدست بگيرند و اينبار بخاطر طلاق شيريني بدهند .

تا بحال شيريني طلاق نخورده ايد؟

چرا تضميني براي حقوق زن نيست مگر نميشود راهكارهايي در نظر گرفت كه وضعيت حقوق زن مثل نفقه و مهريه از روز اول مشخص باشد .

اتفاقاً اين حقوق با تدابير ساده اي مثل بيمه هاي خصوصي و يا دولتي براحتي امكانپذير است .چرا نهايت خواسته زنها در دادگاهها بايد مهريه و نفقه و طلاق باشد ؟چرا مباحث مهمتري مثل بقاي زندگي مشترك و حفظ آن و سعي در ايجاد آشتي براي زوجين صورت نميگيرد .

جواب آن ساده است. چون مباحثي مثل مهريه و نفقه و طلاق ديگر وقتي براي قضات باقي نميگذارد .اكثر قضات از ديدن دادخواست طلاق توافقي مسرور ميشوند چون حداقل خيلي از دردسرهاي مختلف را برايشان ندارد .

ديروز وقتي بحث طلاق توافقي در دادگاه مطرح شد ، خانمي كه در دفتر دادگاه حضور داشت صراحتاً تبريك گفت ! .

چون خود دادگاهها هم از مباحث مهريه و نفقه و طلاق ميخواهم و طلاق نميدهم خسته هستند .

بعضي از اين قوانين خيلي قديمي شده اند و كاربرد خود را از دست داده اند ، قضاوت كردن بر اساس اين قوانين خيلي سخت شده و صدور بعضي از احكام با اين كه منطبق بر قوانين است از روح انصاف تهيست .

دادگاههاي خانواده با حضور مشاورين قضايي رسميت مييابند

 يك خبر براي بانوان :

 

با اصلاح قانون، دادگاههاي خانواده با حضور مشاورين قضايي رسميت مييابند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جواد آرينمنش، نايب رييس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، اظهار داشت: از آنجا كه در اكثر دعاوي مطروحه در محاكم خانواده، زنان يكي از طرفين دعوا هستند و در برخي موارد به دليل عدم آشنايي با قوانين حقوقي و قضايي آنان و يا عدم توانايي در طرح دعوي و يا ساير موانع و محذورات و شرم و حيا در طرح مسايل و موانع فرهنگي ديگر حقوق آنان تضييع ميشود و طبق قوانين فعلي دادگاههاي خانواده در حال حاضر مكلف به استفاده از قاضي مشاور زن نميباشد. لذا بر اين اساس طرحي كه در كميسيون فرهنگي و قضايي مجلس در حال بررسي است تبصرهي 3 ماده واحده قانون اختصاص تعدادي از دادگاههاي موجود به دادگاههاي موضوع اصل 21 قانون اساسي (دادگاه خانواده) اصلاح ميشود و در صورت تصويب بر اساس آن هر دادگاه خانواده با حضور مشاور قضايي زن رسميت خواهد داشت و قاضي پرونده پس از ارائهي مشاوره به بانوان طرف دعوي و گزارش مشاور قضايي زن مبادرت به صدور راي خواهد كرد.

آرينمنش گفت: دادگاههاي خانواده صلاحيت رسيدگي به دعاوي مربوط به اموري نظير ازدواج، طلاق، مهريه، نفقه، جهيزيه، حضانت و شرايط ضمن عقد را دارا ميباشند و قضات دادگاههاي خانواده بايستي متاهل و با سابقه باشند.

دادگاه اين توانائي را دارد تا مهريه ، نفقه ، جهيزيه ، حضانت و طلاق زن را مورد بررسي قرار دهد .

قانون مدني جوانان جوياي همسر را مورد خطاب قرار ميدهد

ماده 1107 قانون مدني جوانان جوياي همسر را مورد خطاب قرار ميدهد !

 

ماده 1107 قانون مدني چه ميگويد :

 

ماده 1107- نفقه عبارت است از همه نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزينه هاي درماني و بهداشتي و خادم در صورت عادت يا احتياج به واسطه نقصان يا مرض . ( مصوب 19/8/1381 )

 

بصورت مشخص و از نظر حقوقي بلحاظ نظر تصويب كنندگان ماده 1107 قانون مدني هر مرد در جمهوري اسلامي ايران مايحتاج زندگي زن را بايد به فراخور احوالات و سطح زندگي زن فراهم كند و با بيان مصاديق اين مايحتاج تا مطرح كردن خادم براي زن پيش رفته است .

تفسير اين ماده قانوني اين است كه هر جواني كه به خواستگاري ميرود ملزم است سطح زندگي و امكانات درخور شئو نات خانواده دختر را براي همسر آينده خود مهيا كند و اين از حقوق قانوني زن است در غير اينصورت اگر مرد موفق به تهيه اين مايحتاج نشود زن هم ميتواند از انجام وظايف خود و زندگي مشترك خودداري كرده و در عين حال ناشزه (نافرمان)هم نباشد و در حقوقي كه همسرش نتوانسته مهيا كند طلبكار باشد .

بنابر اين قانون بصورت غير مستقيم جوانان جوياي همسر را بسمت ازدواج با طبقات اجتماعي و اقتصادي همسطح و يا پائينتر هدايت ميكند و ميتوان به اينصورت گفت كه ازدواج مرد از طبقه پائينتر با زن از طبقه بالاتر (بلحاظ تامين معاش و امكانات زندگي) از نظر قانون مدني نا موجه است مگر اينكه مرد خود را با سطح زندگي زن تطبيق بدهد و اين حق را ندارد كه از زن بخواهد خود را با سطح زندگي پائينتر تطبيق دهد .

اگر بخواهيم راحت صحبت كنيم اينكه در فيلمهاي هندي جواني فقير در رابطه اي احساسي با دختري ثروتمند بخواهد ازدواج كند فقط مربوط به فيلم و روياست و اگر يك جوان ايراني به اين امر اقدام كند قانون بخاطر فقرش نميتواند از او حمايتهاي كافي بكند و در صورتي كه در چنين زندگيهايي اختلاف رخ دهد توانمندي و غناي خانواده دختر ملاك بررسيهاي حقوقي خانواده جديدالتاسيس خواهد بود و نه چيز ديگر.

بايد اشاره كنم قوانين جاري كشور داراي پيچيدگيهاي مختلفيست و بايد در برخورد با مشكلات قانوني محتاط بود .

از طرفي عده اي ميگويند روح قوانين مردانه است و عده اي ديگر ميگويند قوانين زنانه است .

من ميگويم هيچكدام از اينها

قوانين از ثبات و پابرجائي خودشان حمايت ميكنند و در بسياري از مواقع اتفاقات مختلف نشان دهنده آن است كه قانون الزاماً نبايد حق و انصاف را مشخص كند و در بعضي موارد هم نا حق بر اساس قوانين پيروز ميشود .

از طرفي يك زن با دو فرزند و شوهر معتاد در قانون بلاتكليف ميماند و از طرف ديگر زني با ادعاي اينكه شئونات خانوادگي او داشتن استخر و سونا و جكوزيست و بايد مرتباً به اسب سواري برود و شوهرش از تهيه اين امكانات ناتوان است عسر و حرج خود را ثابت كرده و طلاق خود را ميگيرد به انضمام تمام حقوق قانوني متناسب با شان خود .

در گذشته زنها با هزار مشكل به دادگاهها مي آمدند و فقط طلاق ميخواستند و حقوق خود را ميبخشيدند و نميتوانستند طلاق هم بگيرند ، در حال حاضر دختران بعد از عقد و به استناد سند عقد به دادگاه مراجعه كرده و از حق حبس استفاده كرده و مهريه هاي ميليوني به اجرا ميگذارند و طلاق و مهريه و نفقه را با هم ميخواهند و در نهايت زندگي هم نمي خواهند بكنند.

غير از اشارات حقوقي قانون ،خود جوانان در اين روزگار بايد دقت داشته باشند كه همسر هم شان و طبقه براي خود بر گزينند وگرنه قانون تصريح كرده اگر با برداشتن لقمه بزرگتر از دهان پسرها به خواستگاري بروند (در صورت بروز اختلاف )قانون از آنها حمايتي نميكند و عملاً  با تقاضاهاي مختلف بجا و نابجاي خانواده دختر و خود دختر مرد را در مديريت زندگي ناتوان كرده و مقدمات از هم پاشيدن اينچنين زندگيها براحتي فراهم ميشود .

اينكه در روز اول خانواده دختر كوتاه بيايد و يا بعنوان تعارف عنوان شود ماديات مهم نيست اصلاً ملاك عمل هيچ دادگاهي نخواهد بود و در نهايت شئونات خانوادگي دختر ممكن است براي پسر ايجاد مشكل كند .

در مورد مسائل كيفري و مباحث ترك انفاق وضعيت كمي متعادلتر است و مجازات مرد با در نظر گرفتن ترك حداقلها صورت ميگيرد ( تمكن مالي مرد ملاك اثبات ترك انفاق است نه شئونات زندگي زن) .

بهر حال جستجوي همسر در خانواده هايي كه سابقه سازگاري و صبر و آبرو داري در آنها مشهود است نسبت به خانواده هايي كه قصد دارند مو را از ماست بكشند و هر روز براي گرفتن يك حق به دادگاهها ميروند بيشتر پيشنهاد ميشود .

هيچ تضميني براي موفق بودن و غناي خانواده وجود ندارد گاهي سختي پيش ميآيد و در اين قبيل مواقع انصاف است كه كشتي زندگي را با موفقيت به پيش ميبرد نه قانون .