حقوق يك زن واقعاً چيست ؟

 

آيا ساده لوحانه نيست  به زني كه در جامعه ما زندگي ميكند بگوئيم حقوق شما مهريه ونفقه و حضانت و جهيزيه و طلاق است .پس حق زندگي زن كجاست؟ قوانين ايران با اينهمه طول و عرض و عنوانهاي مختلف چه جايگاهي در بهبود زندگي و ايجاد شرايط مساعد براي بانوان ايجاد كرده اند ؟

بانوان محترم از فردا همه به دادگاه مراجعه كنيد چون قرار است براي شما مشاور هم بگذارند تا حقوق شما را مطالبه كند ؟! .

ديروز در دادگاه خانواده بودم زني داشت گريه ميكرد

مرد ميگفت من مايل به طلاق هستم و حقوق همسرم را ميدهم

زن كه اتفاقاً تحصيل كرده هم بود با شيوه و ناله ميگفت پول به چه در من ميخورد من و خانواده ام با آبرو هستيم نميتوانيم نام و ننگ طلاق را بپذيريم .

جالب اينجا بود كه شوهر خانم يك وكيل خانم هم بهمراه داشت اما خانم تنها بود .دادرس عنوان كرد حقوق زن در قانون مشخص است و حق طلاق هم مشخص است .

من و هر فرد ديگري كه حضور داشت از گريه هاي زن ناراحت شده بوديم .

ايشان فقط بخاطر آبروي خود ميگريستند .

در مقابل ما خانواده ديگري حضور داشت .

 

شرح حال خانواده مذكور:

عقدي با سرعت بوقوع ميپيوندد و اجازه نامزدي براي يك مدت كوتاه هم نميدهند و دو ماه بعد از عقد اختلافات بالاگرفته و خانم وكيل اختيار ميكنند و مهريه اجرا ميگذارند و خواستار نفقه شده بهمراه اينها تقاضاي طلاق(از نوع عسر و حرجي) ميكند در عين حال حتي يك روز زندگي مشترك وجود نداشته و خانم باكره ميباشند . . . .

 

مادر اين دختر خانم كه نقش فراواني در شدت گرفتن اختلافات داشته اند رو به جمع بانوان حاضر در سالن دادگاه ميكنند و براي شماتت طرف مقابلشان(دامادشان) با اشاره به گريه هاي آن زن بيچاره عنوان ميكنند: اين مردهاي كثافت

البته جاي بحث نبود و بقول معروف از كوزه همان برون تراود كه در اوست .

وچه جالب بعضيها از آب گل آلود ماهي ميگيرند .

خانواده اي كه بعد از مدت كوتاهي بحث طلاق را به پيش ميكشند و اين حرف را با قاطعيت مطرح ميكنند و در عين حال به داماد عنوان ميكنند اگر آبروي خود را دوست داري و نميخواهي آبروي خود را ببازي و در محل كارت با آبرو ريزي روبرو شوي بهتر است مهريه را بدهي و طلاق هم همچنين .هر چند شوهر اين خانم حاضر به پرداخت مقداري پول بود تا با اين شرايط آبروي خود را حفظ كرده و حتي همزمان با آن طلاق هم حاضر بود بدهد و يا اينكه دختر بر سر زندگي مشترك بيايد اما خانواده دختر مانع بودند آنها مبالغ قابل توجه به انضمام طلاق را در دستور كار خانوادگي خود داشتند و وكيلشان قرار بود به اين خواسته ها جامه عمل بپوشاند .

انصافاً در محل كار و زندگي اين جوان هر كاري كه ميتوانستند كردند و تقريباً ديگر كاري نمانده بود كه نكرده باشند .حالا سه سال از ابتداي عقد گذشته و با اقداماتي كه شد حتي نتوانستند مهريه بگيرند و در اقدامات حقوقي خودشان گرفتار و اسير شدند .نفقه و طلاق هم خيلي راحت در دادگاه رد شد .

نفرت آن خانم زياد بي مورد نبود چون آنها آبروي خود را وسيله كردند تا به ماديات برسند اما پولي حاصل نشد و ضررهايي هم از جهت گرفتن وكيل شامل حالشان شد و آبرويشان هم مقدمتاً با اقدامات خودشان رفته بود .

حالا فكر مي كنيد وكيل و مشاور چه كمكي ميتواند به اين قبيل خانواده ها و يا آن زني كه عنوان ميكند من آبروي خودم را ميخوام و پول بدرد من نميخورد بكند .

راه حل قانوني براي اين قبيل موارد وجود ندارد .در واقع قانون ناقص است ، مخصوصاً در بخش خانواده اين نقص خيلي مشهود است .

مفهوم زندگي زناشوئي چيز پيچيده اي نيست .زندگي از با هم بودن و تفاهم و گذشت بارور ميشود اما در عين حال هيچكدام از اين مفاهيم قابليت اجرا در قانون را ندارد .

با اين وضعيت بهترين روش كم كردن وروديهاي دادگاههاست .دادگاهي كه حد نهايت قدرت اجرايي آن مهريه ونفقه و طلاق است چه ارزشي براي بهبود جامعه دارد .

تازه اگر اين حقوق واقعاً توسط قانون تضمين شود خوب است گاهي يك مهريه 50 ميليون توماني با يك دادخواست اعسار تكليفش مشخص ميشود .وقتي مرد نداشته باشد چكار ميخواهند بكنند . پس قانون در همان محدوده توانائيهاي قانونيش هم ضعيف و گاهي ناتوان است .

قانوني كه اين جايگاه را دارد چگونه به صراحت وكلاي دادگستري روز اول زن را به پافشاري بر روي حقوق مادي خود وادار ميكند تا در نهايت كار مشخص نيست به حقوق مادي برسد و شايد هم اصل زندگي خود را از دست بدهد .

چرا قانون اولويتهاي زندگي و خانواده را مشخص نكرده ؟ چرا نيامده و بگويد اول بقاي خانواده دوم تضمين حقوق زن سوم . . .

قانون گفته اول حقوق زن آنهم معلوم نيست، ديگر جائي براي بقاي خانواده هم باقي نگذاشته .تنها لطفي كه قانون در اين سالها به خانواده ها كرده اين بوده كه طلاق را سخت كرده است و اين باعث شده بعد از طلاق هم جوانان بخاطر گذشتن از مراحل پيچ در پيچ طلاق دوباره جعبه شيريني بدست بگيرند و اينبار بخاطر طلاق شيريني بدهند .

تا بحال شيريني طلاق نخورده ايد؟

چرا تضميني براي حقوق زن نيست مگر نميشود راهكارهايي در نظر گرفت كه وضعيت حقوق زن مثل نفقه و مهريه از روز اول مشخص باشد .

اتفاقاً اين حقوق با تدابير ساده اي مثل بيمه هاي خصوصي و يا دولتي براحتي امكانپذير است .چرا نهايت خواسته زنها در دادگاهها بايد مهريه و نفقه و طلاق باشد ؟چرا مباحث مهمتري مثل بقاي زندگي مشترك و حفظ آن و سعي در ايجاد آشتي براي زوجين صورت نميگيرد .

جواب آن ساده است. چون مباحثي مثل مهريه و نفقه و طلاق ديگر وقتي براي قضات باقي نميگذارد .اكثر قضات از ديدن دادخواست طلاق توافقي مسرور ميشوند چون حداقل خيلي از دردسرهاي مختلف را برايشان ندارد .

ديروز وقتي بحث طلاق توافقي در دادگاه مطرح شد ، خانمي كه در دفتر دادگاه حضور داشت صراحتاً تبريك گفت ! .

چون خود دادگاهها هم از مباحث مهريه و نفقه و طلاق ميخواهم و طلاق نميدهم خسته هستند .

بعضي از اين قوانين خيلي قديمي شده اند و كاربرد خود را از دست داده اند ، قضاوت كردن بر اساس اين قوانين خيلي سخت شده و صدور بعضي از احكام با اين كه منطبق بر قوانين است از روح انصاف تهيست .