سياست و خانواده
امروز يكي از دوستان به من گفت(( اين حرفها باعث درست شدن چيزي نميشود ))
روايتي شنيده بودم با اين مضمون : ديروزت را با امروزت جمع كن تا فردايت را بدست آوري
در واقع پيام مهم اشاراتي مثل اين شايد توجه باشد . فقط توجه .
وگرنه اينكه فرداي ما چگونه است چيزي خواهد بود كه روزي فرا خواهد رسيد .
ما در جامعه خود مشكلات را مي بينيم و در گذشته هم وجود داشته است و خودمان ميدانيم در صورتي كه به همين روال ادامه بدهيم آينده مان هم چگونه خواهد بود.
آدولف هيتلر فرديست كه دنيا از او خاطره خوشي ندارد ولي بنظر من هر كسي در وجودش بزرگيهايي دارد آدولف هيتلر بمنظور ساخت اتومبيل ملي آلمان (فولوكس) فقط چهل روز به مهندسان فرصت داد تا آنرا طراحي كردند و اين اختراع مربوط به قبل از جنگ جهاني دوم ميشود و هنوز هم در ايران و كشورهاي ديگر بعنوان يك وسيله مفيد براي مردم قابل استفاده است .
وقتي منطق و علم حكم ميكند وضعيت مشخصي وجود خواهد داشت زماني كه اعتقادات و ارزشها حكم ميكنند باز هم وضعيت مشخص است ولي زماني كه به اسم ارزشها بر خلاف آن عمل ميشود ديگر نميتوان نتيجه منطقي را انتظار داشت .در وضعيتي كه هيچكس وظيفه خود را نميداند و اعتباري به فرداي او نيست چگونه جو صلح و صلاح در پيش گرفته شود .
نخواستيم كار كنيم به منفعتهاي گروهي و شخصي خود فكر كرديم هر چند وقت يكبار هم از بيدادگريهاي اسرائيل و امريكا حرف بميان آورديم من بارها و بارها از ديدن صحنه هاي فجيع درگيريهاي سربازان اسرائيلي با مردم بي دفاع فلسطين آزرده شده ام .
اما من در جلوي در دادگاههاي خانواده خشونتها و درگيريهايي با شدت خشونت برخوردهاي فلسطينيان و اسرائيليها ديده ام .اين واقعيتهاي جامعه ماست مردم به اميد شانس و اقبال و با ريسك فرداي خود را در نظر ميآورند .
نميدانم با اين واقعيتهايي كه هر روز جلوي چشم ما ميآيد بايد چكار كنيم ما مسلمانيم ما دين داريم ما مثل هيتلر يا آمريكا و اسرائيل نيستيم ماخود را ستمگر نميدانيم ما آزاده ايم ! .
همه دست در دست هم ميخوريم و ميريزيم و همه از هم نقطه ضعف داريم كسي نميتواند سرش را بالا بگيرد .من نميخواهم بگويم چه كسي مقصر است و چه كسي گناه كار است چون من قصد خراب كردن كسي را ندارم ولي قطعاً هر كسي مسئولتر است مقصر تر است .من دردم اين است كه ميبينم و كاري از دستم بر نميايد درد را ميبينم و آنرا حس ميكنم ولي براي كسي چه اهميت دارد بگذار هر كسي مسئول زندگي خودش باشد .
انرژي زيادي صرف ميكنيم تا براي دشمنان شاخ و شانه بكشيم و بگوئيم ما هم در ميدان هستيم ولي توجه نداريم اين فرزند برومند كه هر روز قد ميكشد دچار پوكي استخوان است روزي ساقهاي پايش ميشكند و در خودش فرو ميريزد چرا بايد دشمن براي چيزي كه خودش خودش را كم كم مزمهل ميكند سرمايه گذاري كند با ما بازي ميكنند ما اسباب جمع اوري آراء و فروش سلاح آنها هستيم . اگر ما هم نبوديم يك كشور ديگر بود .چرا بايد از ما بترسند ؟
كسي نيست بيايد و واقعا به دردها بينديشد هر كسي بحثي الم ميكند و جنجالي به پا ميكند و ميرود و تمام ميشود وقت و زندگي مردم بازيچه شده .
من فكر ميكنم چگونه ممكن است درد احساس نشود ؟شايد اصلاً احساس از بين رفته باشد. قوانين كشور ما حالت وصل كردن سرم به بيمار در حال مرگ را پيدا كرده است .
مهريه ها بالا رفته تا جوان مردم نتواند طلاق بدهد از اول محكم او را ميبندند تا تكان نخورد چون اگر تكان بخورد خب بد ميشود اين روش تحميل كردن خوشبختي با زور و اجبار ناميده ميشود . چقدر ما جوانها را دوست دارند ميخواهند بزور ما را در مسير خوشبختي نگاه دارند .
بحث كم كردن مهريه ميشود يك سري ميگويند طلاق زياد ميشود .بله خود شما بهتر ميدانيد كه وضعيت چگونه است . خب مهريه ها را آزاد گذاشتيد جوانان ندارند كه بدهند و به زندان ميافتند و البته ابزار طلاق را از مرد گرفتيد و حالا زن گلوي مرد را ميفشارد و مرد تسليم ميشود و طلاق ميدهد حال قانون جديد ميايد اصلاح قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي ( اصلاح تمام مواد ) . خب الحمد لله مشكلات را باز برايمان حل كردند ولي ما قدر نميدانيم .
بحث ميكنند كه فلان مورد طلاق را زياد ميكند بايد فلان و فلان بشود . من تصور خاصي از اين بحثها دارم اينكه امار حالت خاصي پيدا كند و يكدفعه سير سعودي پيدا كند مسول را زير سوال ميبرد و وجاهت و قدرت و مشروعيت قوانين را در اينكه بخواهند جامه سعادت و سلامت به جامعه بپوشانند زير سوال ميبرد . و در واقع بحث خوشبختي نيست بحث زياد نبودن طلاق است به هر اجباري كه شده .ولي كجاي اعتقادات ما گفته طلاق انقدر سخت باشد كه امكانش نزديك به بعيد شود . جواني را ميبينم از دست لا ابالي گريهاي زنش ناله ميكند و ميگويد اگر مهريه اش را داشتم طلاقش ميدادم ولي فرهنگ اين جامعه و عرف نامعروف جامعه او را به بي غيرتي كشانده چيزي كه در هيچ كجاي اعتقادات ما جايي ندارد .
بحث طلاق سخت شد از اين به بعد بايد شاهد بالا رفتن امار جنايات خانوادگي باشيم زني كه نتواند از دست شوهرش راحت شود و مردي كه نتواند طلب زنش را بدهد تا بتواند رهايي پيدا كند و در بن بست قرار گرفته اند چكار خواهند كرد . اميدوارم در آينده كسي اين مطالب را بياد بياورد .
براي جلو گيري از گسستگي خانواده ها دادخواستهاي خانوادگي يكسال دو سال و بعضي موقعها بيشتر طول ميكشد كه البته بازهم به زعم تفكر بعضي دوستان خودش مانع جداييهاي بي مورد بشود . ولي همين دوران دوران انحراف و كج روي براي طرفين ميباشد نه همسر دارند نه بدون همسرند بلا تكليف بلاتكليف با آزردگيهاي روحي و عاطفي مختلف .تقواي الهي در پيش ميگيرند؟
اگر بخواهيم مدت رسيدگي به دعاوي خانوادگي را كوتاه كنيم و مثلا دعواي مهريه و نفقه يك روزه يا يك هفته اي رسيدگي شود من خودم بايد احتمال جدايي پدر و مادرم را در نظر بگيرم . اصلا شما تمام مسولين قضايي اين مملكت را در نظر بياوريد هيچ عاقلي تصور اين را ندارد كه رسيدگي كوتاه مدت به اين مشكلات به نفع جامعه باشد .مهريه ميگذاريم هر چقدر بخواهيم ،بعد عند المطالبه هم ميباشد (اگر بخواهيم محدودش كنيم خب بعضيها ميگفتند خلاف شرع است ما نميخواهيم خلاف شرع انجام شود ) اختلاف پيش ميآيد و زن هديه اي را كه به او از روي علاقه تقديم شده طلب ميكند تا از آن خنجري بسازد و پوست مرد را بكند .به دادگاه ميرود ، دادگاه اعلام ميكند عند المطالبه دادخواست بدهيد دوسال ديگر بفرمائيد بياييد براي گرفتن .
و حدود دوسال بعد، بعد از كشمكشهاي فراوان به انضمام جيبهاي خالي اقاي داماد بجاي پانصد سكه دختر از يك طرف با لباس سياه و پسر هم همچنين از طرف ديگر روانه آينده خود ميشود .
خب البته مهم اين است كه خلاف شرع نباشد كه نيست .
مثل خاصي از مشكلات جامعه به ذهنم ميرسد ، مثل اينكه فردي را درون ديگ آبي بگذارند و زير آن آتش روشن كنند و آن فرد فرياد بزند سوختم و عده اي مسئول سطل بدست ميدوند و آب ميآورند و بر سر اين فرد ميريزند تا موقتاً از حرارت موجود بكاهند ولي اگر يك فرد درد كشيده و عاقل بود چاره كار ميكرد .