چگونه ازدواج ميتواند خيانت و جنايت و حماقت باشد
جنايتي بالاتر از قتل بــــنــام . . . . ازدواج
امروز در موتور جستجو به مطلبي برخورد كردم كه براي ديدن موضوع لينك مطلب را دنبال كردم و به وبلاگي رسيدم كه ظاهرا شرح حال جواني بود كه بواسطه نداشتن مهريه به زندان رفته بود .
مطالب را كه خوب مطالعه كردم ديدم موضوع گله و شكايت از روزگاري بود كه آن جوان از زبان حال فرد گرفتار مطرح كرده بود و نوشته بود گناه من چيست كه بخاطر ازدواج كردن بايد به زندان بيفتم .
البته امروز موضاعات ديگر را هم ديدم و با تعيين مقدار ديه كامل يك مرد روبرو شدم كه مقدار بيست و پنج ميليون تومان بود .
با توجه به مهريه هاي امروزي كه ممكن است از صد يا دويست سكه شروع شده و به دو و سه هزار سكه هم برسد و يك حساب سر انگشتي به اين نتيجه رسيدم كه بدهي جواني كه بخواستگاري يك دختر ايراني ميرود و منجر به ازدواج ميشود مساوي و يا بالاتر از ديه زنيست كه در خيابان بصورت غير عمد ممكن است به قتل برساند ! .
با احتساب مقدار ديه يك زن به اندازه نصف يك مرد ديه در قتل غير عمد يك زن بايد حدود 5/12 ميليون تومان باشد و با مقايسه حداقلهاي مهريه هاي روزگار ما با حدود 114 سكه كه معادل 11 ميليون تومان ميباشد كاملا مشخص است يك جوان ايراني براي ازدواج بايد تاوان چه جرمي را بپردازد.
البته اگر انصاف داشته باشيم بايد توجه كنيم ماهيت اين دو مساله كاملاً با هم متفاوت است ،در قتل غير عمد فرد دنبال اين نبوده كه به كسي آسيب برساند اما فردي كه قصد ازدواج داشته علي الظاهر قصد خير و بدور بودن از گناه و پيمودن راه پاكدامني و پيروي از سنت پيامبر داشته است .
حالا ميتوان حساب كرد مهريه پانصد سكه اي معادل ديه چهار قتل غير عمد و الي آخر . . . .
عده اي عقيده داشتند محدود كردن اين ارقام بدون پايه و اساس و غير منطقي و اساساً غير شرعي با موازين و قوانين و شرع بنوعي منافات دارد .
عده اي ميگفتند محدود شدن سقف مهريه با حقوق زن منافات دارد و شايد اين آزاد بودن مقدار مهريه بنوعي حمايت محسوب ميشود .
البته اگر عنوان ميشد حماقت بهتر و شايسته تر بود.بي ضابطه بودن موضوع مهريه باب دعواهاي خانوادگي را باز كرده با اندك اختلاف مردها به زندان تهديد ميشوند و مردها زنها را از عاطفه در خور محروم ميكنند، بعد از درگير شدن خانواده ها در مشكلات جوانان و تلف شدن وقت دادگاهها مساله به طلاق ختم ميشود اين نتيجه آن حمايت است .
چگونه حمايت از طريق روشي غير ممكن محقق ميشود ، وقتي مهريه اينقدر بالاست كه امكان پرداختش وجود ندارد كدام قانون ميتواند آنرا تضمين كند اصلا چگونه اين بحث مبناي حمايت از زنان شده ؟ وشايد منظور حمايت از فرزندان بي سرپرستي باشد كه از فرجام دعواهاي خانوادگي باقي ميمانند .
و يا از نطفه چنين پدراني كه يك عمر با ترس مهريه با همسرانشان زندگي كرده اند و بر روي غيرت مردانه خود پا گذاشته اند فرزنداني ترسو و بزدل متولد ميشود .
كه اگر اين نوزادان از نطفه حلال بهم رسيده باشند باز هم جاي شكر دارد .
فضيل بن يسار به نقل از امام صادقعليه السلام درباره مردى خبر دادهكه با زنى ازدواج مىكند ودر نظر ندارد مهر به او بپردازد كه در اينصورت زنا خواهد بود.(وسائل الشيعه، ص21، باب 11، حديث 1)
آيا ميشود انتظار داشت از زنا فرزند حلالزاده بوجود بيايد؟
اين هم عاقب روزگار
رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :
مَنْ ظَلَمَ اِمْرَأَةً مَهْرَها فَهُوَ عِنْدَ اللّهِ زان يَقُولُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ: عَبْدى زَوَّجْتُكَ أَمَتى عَلى عَهْدى فَلَمْ تُوفِ بِعَهْدى وَ ظَلَمْتَ أَمَتى فَيُؤْخَذُ مِنْ حَسَناتِهِ فَيُدْفَعُ اِلَيْها بِقَدْرِ حَقِّها، فَإِذا لَمْ تَبْقَ لَهُ حَسَنَةٌ أُمِرَ بِهِ اِلَى النّار بِنَكْثِهِ لِلْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُولاً.( بحار، چاپ مؤسسه وفاء بيروت، ج 100، ص 349. )
كسى كه مهر زن را ظالمانه نپردازد، نزد خداوند زناكار محسوب مى شود، روز قيامت حضرت حق به او خطاب مى كند، بنده من كنيزم را بر اساس پيمانى كه با تو بستم « عقد و ازدواج » به تو تزويج نمودم، به پيمان من وفا نكردى، و بر او ستم روا داشتى، سپس به اندازه حق زن از حسنات مرد برداشته در پرونده همسرش مى گذارند، و چون حسنه اى به اندازه پركردن حق زن نماند، به گناه پيمان شكنى به آتشش مى برند، عهد و پيمان مسئوليت دارد.
البته مباحث حقوقي ديگر را هم بايد باز كرد .هنوز خيلي از جوانان نميدانند مهريه ارث ميرسد و در صورت فوت زن به پدر و يا ديگر اقوام زن متعلق است حتي زني كه زندگي مشترك نداشته در صورت فوت اقوامش ميتوانند مهريه را مطالبه كرده و همان قوانين كه در مورد طلب زن جاري بوده در مورد اقوام زن نيز جاري ميشود (ولي فقط نصف مهريه در صورت غير مدخوله بودن) اگر اين موارد را فرصت نداشتيد ببينيد بدانيد موارد مختلف آن در حال افزايش است .نكته جالب اينجاست كه بعد از فوت مرد اولين حقي كه از دارائيهاي مرد كسر ميشود مهريه زن است و بعد از آن است كه فرزندان و وراث به دارائيهاي باقي مانده دست پيدا ميكنند و بعنوان مثال در حالتي كه زن جواني كه يك فرزند خردسال دارند و شوهرش فوت كرده قصد ازدواج مجدد كند بواسطه مهريه بالاي زن سهمي به فرزند مرد نميرسد و دارائيهاي مرد فوت شده همه سهم زن و شوهر جديد و زندگي آنها ميشود در حالي كه آن همسر جديد ممكن است حاضر به نگهداري فرزند شوهر سابق نباشد و اين طفل بي كس و بي چيز رها ميشود . قرار دادن مهريه سنگين خيانت آشكاريست كه پدري قبل از فوتش ميتواند در حق فرزند خود بكند .
پس براي ازدواج به ياد داشته باشيد به حرف خاله زنكها و بحثهاي كي داده و كي گرفته توجه نكنيد زندگي خود را از روز اول روي آب بنا نكنيد و مقدمات گرفتاري و ناراحتي خود و خانواده خود را بوجود نياوريد .
هر چند ازدواج امري مقدس و سنت پيامبر است ولي در اين روزگار كمي غفلت لازم است تا اتفاقات گفته شده در بالا را صحنه به صحنه جلوي چشم شما بياورد .گذشته از مشكلات دنيوي نتايج اخروي تصميمات خود را نيز بياد داشته باشيد .
برای بدست آوردن اطلاعات دقیقتر از قسمت جستجو در وبلاگ استفاده کنید