از اخبار نسبتاً جديد روزنامه همشهري
در اين روزنامه از خبر به اينصورت ياد شده :
 
۴۰ سال انتظار براي دريافت مهريه
گروه حوادث: همسر دوم يك مرد براي پيگيري مهريه همسر اول شوهرش به دادگاه خانواده رفت.
به گزارش خبرنگار همشهري، وقتي از او پرسيدم براي چه آمده اي گفت: خوشبختانه من خوشبختم و هيچ مشكلي ندارم. سحر كه در راهروي طبقه اجراي احكام نشسته بود ادامه داد: شوهر من در سال ۷۳ با يكي از همشهري هايش در دامغان ازدواج كرد.۸ سال از زندگي شان مي گذشت كه فهميد همسرش مرد ديگري را دوست دارد و با او ارتباط برقرار كرده است. كارشان به طلاق انجاميد. شوهرم مرد مظلومي است و پذيرفت كه همه مهريه همسرش را بپردازد.سحر خودش را داراي مدرك ليسانس حقوق و شوهرش را دبير معرفي كرد و گفت: تا سه چهار ماه پيش ماهي يك عدد سكه تا تمام شدن ۵۰۰ سكه مهريه به زن اولش مي پرداختيم ولي بعد تصميم گرفتيم كه اين مقدار را به نيم سكه كاهش بدهيم. همسر اول شوهرم الان در آلمان زندگي مي كند و يك فرزند هم دارد. به پدرش كه وكيل است، وكالت پيگيري مهريه اش را داده است. پدر زن سابق همسرم به علت كاهش مهريه از ما شكايت كرده حكم جلب شوهرم را گرفت ما الان آمده ايم تا آن مشكل را حل كنيم. او به هيچ عنوان به پول سكه ها احتياج ندارد و تنها براي اينكه با ما لج بازي كند ماهي يكبار ما را به دادگاه مي كشاند.زن در حالي كه بلند شد و به سمت اتاق قاضي مي رفت گفت: برايم جالب است كه همسر اول شوهرم اين قدر صبر دارد. با پرداخت يك سكه در ماه ۴۱ سال طول مي كشد تا مهريه اش را دريافت كند. اگر من جاي او بودم از مهريه ام مي گذشتم.

شايد اگر من تهيه كننده گزارش بودم مينوشتم ۴۰ سال بدهي و گرفتاري بخاطر ؟؟؟

جاي علامت سوال خيلي چيزها ميتوان گذاشت

احساسات

رسم و رسوم

بي توجهي و . . . . .